|
|
|
|
|
نوروز، يعنى روز نو! در روايات ما - به خصوص همان روايت معروف معلّىبنخنيس - به اين نكته توجه شده است. معلّىبنخنيس كه يكى از رُوات برجستهى اصحاب است و به نظر ما «ثقه» است، جزو شخصيت هاى برجسته و صاحب راز خاندان پيغمبر است. در كنار امام صادق (عليهالصّلاةوالسّلام) زندگى خود را گذرانده؛ بعد هم به شهادت رسيده است. اين معلّىبنخنيس با اين خصوصيات، خدمت حضرت مىرود؛ اتفاقاً روز «نوروز» بوده است، حضرت به او مىفرمايند: آيا مىدانى نوروز چيست؟ بعضى خيال مىكنند كه حضرت در اين روايت، تاريخ بيان كرده است - كه در اين روز، هبوط آدم اتفاق افتاد، قضيهى نوح اتفاق افتاد، ولايت اميرالمؤمنين (عليهالسّلام) اتفاق افتاد و چه و چه - برداشت من از اين روايت، اين نيست. من اينطور مىفهمم كه حضرت، دارد «روز نو» را معنا مىكند؛ منظور اين است: امروز را كه مردم، «نوروز» نام گذاشتهاند، يعنى روزِ نو، روز نو يعنى چه؟ همهى روزهاى خدا مثل هم است؛ كدام روز مىتواند «نو» باشد؟ شرط دارد؛ آن روزى كه در آن، اتفاق بزرگى افتاده باشد، نوروز است. آن روزى كه شما در آن بتوانيد اتفاق بزرگى را محقَق كنيد، نوروز است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 7:15 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 6:59 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||||
|
|
|
|||||||||
|
||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||||||||||
|
|
|
|
نگاهى عميق به عيد نوروزعيد نوروز از جمله اعياد بسيار كهن است كه حرفهاى ضد و نقيض زيادى درباره آن گفته شده است: عده اى آن را عيد آتش پرستان دانسته [2] و عده اى بر اين باورند كه نوروز يكى از اعياد اسلامى است. هركدام از اين دو گروه براى خود ادله اى دارند كه در جاى خود از آن بحث خواهيم نمود. اين مطلب و چند عامل ديگر ما را بر آن داشت كه در اين موضوع مطالعاتى داشته باشيم: آيا عيدى است كه روز تاج گذارى و به قدرت رسيدن جمشيد، پادشاه ايران باستان را تداعى مى كند؟ بخصوص در سالى تنفس كرديم كه بنا به فرموده مقام معظم رهبرى، هم در آغاز و هم در پايان خود، مزين به عيد مبارك غدير است، خيلى مناسب است كه ما اين سال را به اين مناسبت سال امام اميرالمومنين على بن ابى طالب(ع) بدانيم و بناميم و خودمان را به آن بزرگوار نزديك كنيم. [3] اين مطلب ما را مصمم به تحقيق در اين مهم كرد كه شايد قدمى هرچند كوچك براى نزديكى به زواياى وجودى آن حضرت باشد. ان شإ الله. گزيده اى از روايات در شإن و عظمت نوروز 1- به على(ع) هديه نوروزى عطا شد، فرمود: اين (هديه) چيست؟ گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: «هر روز را براى ما نوروز بسازيد». [4] ابو اسامه مى گويد: (على) اكراه داشت از اين كه بگويد: (هر روزى) نوروز است». [5] اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان، آن همان كسى است كه فالوذج را در روز نوروز به على هديه داد، پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست». [6] 4- نيز از او(على(ع» نقل شده است كه به آن حضرت پالوده هديه دادند، فرمود: به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز، فرمود: اگر قدر بدانيد پس هر روزى نوروز است». [7] 5- معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود: و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت. و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت. پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد، پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد، اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است. [8] معلى گفت: امام(ع) اين حديث را به من املإ كرد و من از املإ امام نوشتم. 6- و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند: اى معلى آيا اين روز را مىشناسى؟ و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد. [9] 7- معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود: هر وقت نوروز شد، پس غسل كن، و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت. و بعد از خواندن اين چهار ركعت (كه به رو ركعت بايد خوانده شود) سحده شكر كن و در سجده دعا كنه(برا يخودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود. [10] 8- روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است. پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟ «خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد» و قول خداوند: «بل دستان او بازند، هر جور كه بخواهد ، انفاق مى كند». [11] شرح و توضيح مراد احاديثو اين معنا از احاديثى كه از اميرالمومنين على(ع) روايت شده است، كاملا به دست مىآيد چنانكه آن حضرت فرمودند: «هر روز ما نوروز است». [12] چون پيداست كه ائمه اطهار(عليهم السلام) همواره به طاعت و پرستش خداوند مشغولند. و يا در حديثى ديگر فرمودند: «هر چيزى را براى ما اختيار كنيد كه در اين صورت هر روزتان نوروز است». [13] و يا در حديثى ديگر فرمودند: «اگر قدر بدانيد هر روزى نوروز است». [14] يعنى اگر معصيت خداوند نكنيد و قدر عمر خود را بدانيد و هر روزى پيشرفتى داشته باشيد، آن روزتان نو و تازه است و الا اگر پيشرفت نداشته باشيد و درجا بزنيد پيداست كه اين روز همان روز گذشته مى شود و در اين صورت نه نوروز بلكه كهنه روز خواهد بود. و چنانكه در حديث آمده است كه «هركس دو روزش باهم مساوى باشد،زيان كرده است». [15] و بالاخره كلام گهربار على(ع) كه فرمود: «هر روزى كه در آن معصيت نكنيد، آن روز عيد است». [16] در مورد نوروز هم همين حكم صادق است. بنابراين از ديدگاه ائمه اطهار(عليهم السلام) هر روزى كه در آن معصيت خداوند نشود و بلكه در آن روز امر دين خداوند ظهور و تبلور داشته باشد آن روز نوروز است و به همين خاطر امام صادق(ع) آن ايام را نوروز مى خواند چون در غدير خم امر خداوند ظاهر و غالب شد و دين او كامل شد و يا در بيعت دومى با على(ع) [17] و يا در جنگ نهروان كه على(ع) پيروز شد در واقع دين خدا پيروز شد و به اين سبب خداوند عبادت شد. نوروز سند افتخار ايرانيان«در روز نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم امام سوال مى كرد: «آيا اين روز را مى شناسى؟». معلى: «اين روزى است كه ايرانيان آن را تعظيم مى كنند و در آن به همديگر هديه مى دهند». «هيچ روز نوروزى نمى باشد الا اين كه ما در آن انتظار فرج را داريم براى اين كه آن از ايام ما و ايام شيعيان ما است [18] كه ايرانيان آن را حفظ كرده اند و شما (اعراب) آن را تباه كرده ايد». پس اين شبهه كه منظور از نوروز در احاديث، نوروز «وصفى» است، نه نوروز «علمى» بى مورد است. شايد كسانى كه جلوس جمشيد به پادشاهى [19] و يا ورود او را به آذربايجان [20] علت پيدايش نوروز مى دانند همين مطلب را در نظر داشته اند يعنى چون تجديد آئين ايزد پرستى در روزگارى كه صابئيت حتى پادشاه زمان را هم به پيروى از خود وادار كرده بودند، در نظر مردم بسيار با اهميت و بزرگ جلوه كرد آن روز را نوروز خواندند. نوروز آئينه تمام نماى ولايت على(ع)و الا اگر آنها با سنت كنار مخالف بودند در نماز تكتف. [21] نمى كردند. مخالفت اهل سنت با نوروز در كتب فقهىآيا امام نوروز را تفسير كردند يا تحريف؟حقيقت و جان مايه نوروزدنباله دارد پىنوشتها
[*]. ماهنامه درسهايي از مكتب اسلام. [1]. اگر خواننده گرامى در محتواى مقاله نظرى داشته باشد، براى ما ارسال بدارد تا در مجله منعكس شود. [2]. المنجد، اقرب الموارد، معجم مفردات الفاظ القرآن، معجمع الفروق اللغويه، مجمع البيان، فرهنگ بزرگ جامع نوين، تحريم النوروز به نقل از كتاب «نوروز چه روزى است». [3]. روزنامه جمهورى اسلامى 11/1/79 پيام رهبرى به مناسبت سال. گفتنى است كه اين مقاله در سال 79 نوشته شده است. [4]. «و اتى على (ع) بهديه النيروز، فقال: ما هذا؟ قالوا: يا اميرالمومنين اليوم النيروز، فقال: اصنعوا لنا كل يوم نيروزا» (من لا يحضره الفقيه: ج3، ص 300). [5]. «اخبرنا ابوعبدالله الحافظ، ثنا ابوالعباس محمد بن يعقوب، ثنا الحسن بن على بن عفان ثنا ابو اسامه عن حماد بن زيد، عن هشام عن محمد بن سيرين قال: اتى على(رضى الله عنه) بهديه النيروز، فقال: ما هذه؟ قالوا: يا اميرالمومنين هذا يوم النيروز. قال: فاصنعوا كل يوم فيروز» قال ابو اسامه كره إن يقول نيروز» (سنن بيهقى: ج1، ص 234). توضيح : اين كه ابو اسامه مى گويد: على اكراه داشت از اين كه بگويد «نيروز است» برداشت نادرستى است چون ابواسامه در محضر على نبوده تا بگوئيم از چهره و يا كفيت كلام آن حضرت اين مطلب را فهميده است چون او اين حديث را به سه واسطه نقل مى كند بلكه على مى خواسته بگويد: «پيروزيد» اما چون حرف «پ» در كلام فصيح عرب به كار نمى رود، لذا تعبير به «فيروز» نمودند. [6]. قال اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه انا اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه بن النعمان بن المرزبان من ابنإ فارس الاحرار و الله ما وقع علينا رق قط، ولد جدى سنه ثمانين(نسخه اى كه نگارنده ديده، «ثمانين» مى باشد. ولى احتمال هست كه در اصل «ثلاثين» باشد؛ زيرا اگر ثمانين باشد با دوران زندگانى اميرالمومنين(ع) سازگار نيست) و ذهب به الى على بن ابى طالب و هو صغير فدعا له بالبركه فيه و فى ذريته و نحن نرجو من الله إن يكون قد استجاب لعلى. قال : و النعمان بن المرزبان هو الذى اهدى الى على بن ابى طالب الفالوذج فى يوم النيروز، فقال على «نوروزنا كل يوم». (الانساب: ج2، ص 37). [7]. دعائم الاسلام: ج2، ص 326. [8]. حدثنى المولى السيد المرتضى العلامه بهإ الدين على بن عبدالحميد الساريه باسناده الى المعلى بن خنيس عن الصادق ان يوم الينروز هو اليوم الذى اخذ فيه النبى لاميرالمومنين على العهد بغدير خم فاقروا فيه بالولايه فطوبى لمن ثبت عليها و الويل لمن نكثها و هو اليوم الذى وجه فيه رسول الله عليا الى وادى الجن فإخذ عليهم العهود و المواثيق. و هو اليوم الذى ظفر فيه بإهل النهروان و قتل ذا الثديه. و هو اليوم الذى يظهر فيه قائمنا إهل البيت و ولاه الامر، و يظفره الله تعالى بالدجال فيصلبه على كناسه الكوفه. و ما من نيروز الا و نحن نتوقع فيه الفرج لانه من ايامنا حفظه الفرس و ضيعتموه ثم ان نبيا من انبيإ بنى اسرائيل سإل ربه إن يحيى القوم الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فإماتهم الله فإوحى اليه ان صب عليهم المإ فى مضاجعهم، فصب عليهم المإ فى هذا اليوم فعاشوا و هم ثلاثون الفا. فصار صب المإ فى يوم النيروز سنه ماضيه لا يعرف سببها الا الراسخون فى العلم و هو اول يوم من سنه الفرس قال المعلى و املى على ذلك و كتبته من املائه. و عنه انه اهدى اليه فالوذج فقال: ما هذا؟ قالوا: يوم نيروز قال: فنيروزا ان قدرتم كل يوم يعنى تمادوا و تواصلوا فى الله. (عوالى اللئالى: ج3، ص 41 - المهذب البارع، بحارالانوار: ج56، ص 116 - وسائل الشيعه: ج5، ص 288). [9]. و روى عن المعلى ايضا قال: دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فى صبيحه يوم النيروز، فقال: يا معلى اتعرف هذا اليوم؟ قلت لا. و لكنه يوم يعظمه العجم و تتبارك فيه قال: كلا، و البيت العتيق الذى ببطن مكه، ما هذا اليوم الا لامر قديم، افسره لك حتى تعلمه. فقلت: لعلمى هذا من عندك احب الى من إن اعيش ابدا. و يهلك الله اعدائكم. قال: يا معلى يوم النيروز، و هو اليوم الذى اخذ الله فيه ميثاق العباد إن يعبدوه و لا يشركوا به شيئا و ان يدينوا فيه برسله و حججه و اوليائه، و هو اول يوم طلعت فيه الشمس و هبت فيه الرياح اللواقح، و خلقت فيه زهره الارض، و هو اليوم الذى استوت فيه سفينه نوح على الجودى. و هو اليوم الذى احيا الله فيه القوم الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم. و هو اليوم الذى هبط فيه جبرئيل على النبى و هو اليوم الذى كسر فيه ابراهيم اصنام قومه. و هو اليوم الذى حمل فيه رسول الله اميرالمومنين على عليه السلام على منكبيه حتى رمى اصنام قريش من فوق بيت الحرام فهشمها. (مدرك قبل). [10]. عن المعلى بن خنيس عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النيروز قال: اذا كان يوم النيروز فاغتسل و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك، و تكون ذلك اليوم صائما. فاذا صليت النوافل و الظهر و العصر فصل بعد ذلك إربع ركعات، تقرإ فى اول كل ركعه فاتحه الكتاب و عشر مرات «انا انزلناه فى ليله القدر» و فى الثانيه فاتحه الكتاب و عشر مرات «قل يا ايها الكافرون» و الثالثه فاتحه الكتاب و عشر مرات «قل و الله احد» و فى الرابعه فاتحه الكتاب و عشر مرات المعوذتين و تسجد بعد فراغك من الركعات سجده، الشكر و تدعوا فيها يغفر لك ذنوب خمسين سنه. (مصباح المتهجد ص 591، وسائل ج5، ص 288). [11]. قد روى عن النبى(ص) انه قال: لعلى(ع) سبعه عشر اسما فقال ابن عباس اخبرنا ما هى يا رسول الله؟ فقال: اسمه عند العرب على و عند امه حيدره و فى التوراه اليا و فى الانجيل بريا و فى الزبور قريا و عند الروم بظرسيا و عند الفرس نيروز و عند العجم شميا و عند الديلم فريقيا و عند الكرور شيعيا و عند الزنج حيم و عند الحبشه تبير و عند الترك حميرا و عند الارمن كركر و عند المومنين السحاب و عند الكافرين الموت الاحمر و عند المسلمين وعد و عند المنافقين وعيد و عندى طاهر مطهر و هو جنب الله و نفس الله و يمين الله عزوجل قوله «و يحذركم الله نفسه» و قوله: «بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشإ» (الفضائل تإليف شاذان بن جبرئيل قمى، ص 175). [12]. الفقيه: ج2، ص 300 ح 4074 قال(ع) : «نيروزنا كل يوم». [13]. همان. [14]. همان. [15]. بحارالانوار: ج71، ص 173 ح 5، باب 64. [16]. بحار: ج91، ص 136، ح 5، باب 5. [17]. اين قسمت در حديث بحار موجود است ولى در ساير نسخ احاديث موجود نيست. [18]. اين قسمت حديث در بحار موجود است «لانه من ايامنا و ايام شيعتنا»ج56، ص 91. [19]. بحارالانوار: ج56، ص 141، المحاسن و الاضداد، ص 27. [20]. التفهيم لاوائل صناعه التنجيم: ص 253. [21]. تكتف يعنى دو دست را رويهم بر سينه گذاشتن، عملى است كه اهل سنت هنگام نماز به آن معتقدند. مى گويند بزرگ اهل سنت(عمر) اين عمل را از مجوسان ايرانى اقتباس كرد و دستور داد از اين پس همه مسلمانان هنگام نماز، به عنوان خضوع در برابر خدا (همچون خضوع ايرانيان در برابر پادشاه) به آن ملزم شوند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|||||||||
|
||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||||||||||
|
|
|
|
|
اعمال عيد نوروز . شيخ طوسى (م460ق) در «مصباح المتهجّد» چنين آورده است: عن المُعلَّى بنِ خُنيس، عن مولانا الصادق(ع) فى يوم النَّيروز، قال(ع): إذا كان يوم النيروز، فاغتسل و إلْبِسْ أَنظَفَ ثيابكَ و تطيِّبْ بأطيب طيبك و تكونَ ذلك اليوم صائماً، فإذا صلّيتَ النوافلَ والظهرَ والعصرَ فَصَلّ ِبعد ذلك أربع ركعات، تقرأ فى أوّل كلّ ركعة فاتحة الكتاب و عشر مرّاتٍ «إنّا أنزلناه فى ليلة القدر»، و فى الثانية فاتحة الكتاب و عشر مرّات «قل يا أيها الكافرون»، وفى الثالثة فاتحة الكتاب و عشر مرّاتٍ «قل هو اللّه أحد»، و فى الرابعة فاتحة الكتاب و عشر مرّاتٍ «المعوّذتين»، و تسجد بعد فراغك من الركعات سجدة الشكر و تدعو فيها، يغفر لك ذنوب خمسين سنة. [20] امام صادق(ع) در روز نوروز فرمود: هنگامى كه نووز شد، غسل كن و لباس پاكيزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى كه نماز ظهر و عصر و نافله هاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار ركعتى بگزار كه در ركعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مى خوانى. در ركعت دوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره كافرون را مى خوانى. در ركعت سوم آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره توحيد را مى خوانى و در ركعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شكر مى گزارى و دعا مى كنى. [بدين ترتيب، ] گناهان پنجاه سالهات بخشوده مى شود
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 8:50 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
عيد نوروز در شعر امام خمينى(ره) باد نوروز وزيده است به كوه و صحرا جامه عيد بپوشند، چه شاه و چه گدا بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست نازم آن مطرب مجلس كه بود قبله نما صوفى و عارف از اين باديه دور افتادند جام مى گير ز مطرب، كه روى سوى صفا همه در عيد به صحرا و گلستان بروند من سرمست زميخانه كنم رو به خدا عيد نوروز مبارك به غنى و درويش يار دلدار! زبتخانه درى رابگشا گرمرا ره به در پير خرابات دهى به سروجان به سويش راه نوردم نه به پا سالها در صف ارباب عمائم بودم تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا [1] بهار شد در ميخانه باز بايد كرد به سوى قبله عاشق نماز بايد كردنسيم قدس به عشاق باغ مژده دهد كه دل ز هردو جهان بى نياز بايد كردكنون كه دست به دامان سرو مى نرسد به بيد عاشق مجنون، نياز بايد كرد غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است دوا به جام مى چاره ساز بايد كرد كنون كه دست به دامان بوستان نرسد نظر به سرو قدى سرفراز بايد كرد [2] باز حضرت امام(ره) درباره اين عيد سعيد گفته است: اين عيد سعيد عيد حزب الله است دشمن زشكست خويشتن آگاه است چون پرچم جمهورى اسلامى ما جاويد به اسم اعظم الله است. [3] و در رباعى ذيل «عيد» را چنين توصيف كرده است: اين عيد سعيد عيد اسعد باشد ملت به پناه لطف احمد باشد برپرچم جمهورى اسلامى ما تمثال مبارك محمد(ص) باشد. [4] و در قصيده طولانى «بهاريه» كه چند بيت آن آورده مى شود سروده است: آمد بهار و بوستان شد اشك فردوس برين گلها شكفته در چمن، چون روى يار نازنين گسترده بادجان فزا، فرش زمرد بى شمر افشانده ابرپرعطا بيرون حد، در ثمين از ارغوان و ياسمن طرف چمن شد پرنيان وز اقحوان و نسترن سطح دمن ديباى چين از لادن و ميمون رسد، هر لحظه بوى جان فزا وز سورى و نعمان وزد، هردم شميم عنبرين از سنبل ونرگس جهان، باشد به مانند جنان وز سوسن ونسرين زمين،چون روضه خلدبرين از فر لاله بوستان گشته به ازباغ ارم وز فيض ژاله گلستان، رشك نگارستان چين از قمرى و كبك و هزار آيد نواى ارغنون و ز سيره و كوكو وسار، آواز چنگ راستين تا باد نوروزى وزد، هرساله اندر بوستان تا ز ابر آذارى دمد ريحان و گل اندر زمين بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان بر دوستانت هر مهى بادا چو ماه فرودين. [5] |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||