تبليغاتX
آموزش عربی دبیرستان

 

حلول ماه بزرگ ضیافت الهی،

ماه رمضان

 برکلیه مسلمانان جهان  مبارک باد

         

مبارك باد آمد ماه روزه

مبارك باد آمد ماه روزه رهت‏خوش باد اى همراه روزه

شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه

نظر كردم كلاه از سر بيفتا د  سرم را مست كرد آن شاه روزه

مسلمانان سرم مست است از آن روز  زهى اقبال و بخت و جاه روزه

بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه

بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه

رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه

دعاها اندرين مه مستجابست فلك‏ها را بدرد آه روزه

چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه

سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه

بيا اى شمس دين و فخر تبريزتو اى سر لشكر اسپاه روزه (1)

(كليات شمس، جزء و پنجم، ص 137)

 

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست آن را ‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم:

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: «ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است» ، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت ‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى به راستى از دقت نظر و لطافت‏ خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست                     تا بجوشد آبت از بالا و پست

تا سقا هم ربهم آيد جواب                           تشنه باش الله اعلم بالصواب

  زين طلب بنده به كوى حق رسيد                  درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377

 

خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان

سلمان فارسى رحمه الله فرمود: «خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏» (1)

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

پى‏نوشت:

1- مستدرك الوسائل مرحوم نورى نقل از وقايع الايام، ص 436.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 69

سيد حسين موسوى راد لاهيجى

 

دعاى پيامبر(ص) هنگام رويت هلال رمضان

صدوق عليه الرحمه در كتاب من لا يحضره الفقيه آورده «و كان رسول الله صلى الله عليه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع يديه و قال: «اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام، و العافية المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فيه‏» (1)

رسول الله(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد.و مى‏گفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.

پى‏نوشت:

1- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 100.

روزه، درمان بيمارهاى روح و جسم صفحه 13

سيد حسين موسوى راد لاهيجى

 

 

دعاى امام على(عليه السلام) هنگام رؤيت هلال رمضان

امير المؤمنين (عليه السلام) مى‏فرمايد: آنگاه كه ديدى هلال (ماه رمضان) را فلا تبرح، خشم نگير و عصبانى نشو، و «قل اللهم انى اسالك خير هذا الشهر، و فتحه و نوره، و نصره،و بركته، و طهوره، و رزقه، و اسئلك خير ما فيه و خير ما بعده، و اعوذ بك من شر ما فيه و ما بعده، اللهم ادخله علينا بالامن و الايمان، و السلامة و الاسلام، و البركة و التقوى، و التوفيق لما تحب و ترضى‏» (1) و بگو بار پروردگارا خير و خوبى در اين ماه را از تو مى‏خواهم و همچنين فتح و پيروزى (بر شيطان) و نورانيت، و يارى (بر روزه‏دارى) و بركت و طهارت، و روزى اين ماه را از تو مى‏طلبم، و از تو خير آنچه در اين ماه هست و بعد از ماه مسئلت مى‏نمايم، و به تو پناه مى‏آورم از شر و بدى آنچه در اين ماه مى‏باشد، و آنچه بعد از آن است، بار پروردگارا اين ماه را با امن و امان و ايمان به تو و سلامت نفس و نعمت اسلام، و بركت و تقوى و توفيق يافتن به آنچه تو دوست مى‏دارى و راضى مى‏گردى بر ما وارد گردان (كه همه اوصاف شايسته را در اين ماه داشته باشيم).

پى‏نوشت:

1- من لا يحضره الفقيه، ص 100.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 13

سيد حسين موسوى راد لاهيجى

 

دعاى امام سجاد(عليه السلام) هنگام حلول ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحيم

«(1) الحمد لله الذى هدانا لحمده، و جعلنا من اهله لنكون لاحسانه من الشاكرين و ليجزينا على ذلك جزاء المحسنين (2) و الحمد لله الذى حبانا بدينه، و اختصنا بملته، و سبلنا فى سبل احسانه لنسلكها بمنه الى رضوانه حمدا يتقبله منا و يرضى به عنا (3) و الحمد لله الذى جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان، شهر الصيام، و شهر الاسلام، و شهر الطهور، و شهر التمحيص و شهر القيام الذى انزل فيه القرآن، هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان‏».

سپاس خدائى را سزاست، كه ما را براى سپاسگزارى خود راهنمائى نمود، و از سپاسگزاران قرار داد، تا براى احسان و نيكيش از شكرگزاران باشيم، و ما را بر آن سپاسگزارى پاداش نيكوكاران دهد، و سپاس خدائى را سزاست كه دين خود را به ما عطا نمود، و ما را جزو ملت‏خويش(اسلام) اختصاص داد، و در راههاى احسان و نيكيش رهنمون كرد،تا به وسيله نعمتش در آن راهها رفته و به سوى رضا و خوشنوديش دست‏يابيم، سپاسى كه آن را از ما بپذيرد، و به وسيله آن از ما خوشنود گردد.

فلسفه و حكمت روزه

روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.

مركز بيماريها معده است

پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء» (1)

معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.

پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود

پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏فرمايد:

«اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا»

 اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏باشد،

دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد،

 سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏گردد،

در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏گشايد.

امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏فرمايد؟

ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال تراشيهاى منتقدين پاسخ اقناع كننده بدهيم به سخنان حكيمانه و درربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏دهيم در قسمتى از اين خطبه امام مى‏فرمايد: «و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم، و اذهابا للخيلاء عنهم لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصيام تذللا» (2)

اميرمؤمنان عليه السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مى‏فرمايد: از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا، و از زيان ستمگرى در آخرت ...

و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏فرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها، ( و سپس فوائد و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بيان مى‏فرمايد) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و ديگر ايشان (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براى اظهار كوچكى و «ذلت‏به پيشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسيدن شكمها به پشتها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفه‏اش سازندگى و تزكيه، و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است، و از چيزهائى است كه مى‏تواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد، و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا ياد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتيازات بخصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) درجائى ديگر مى‏فرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (3)

روزه براى آزمايش اخلاص مردم است

خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است، يعنى كسى كه روزه مى‏گيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و آشاميدنى‏هايى كه در اختيار دارد، در عين حال امساك مى‏نمايد، جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏فرمايد: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب‏» (4) و يكى از دلائل وجوب روزه اين است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسيله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏آيد.

خدايا از گرسنگى بتو پناه مى‏آوريم

فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در

بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» (5) خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مى‏آورد.

از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.

ابعادى در فلسفه روزه از بيان امام صادق(ع)

هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرمايد: «انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و القير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع، فيرحم الفقير، لان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد الله تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم ليرق على الضعيف و يرحم الجائع‏» (6)

حضرت صادق(عليه السلام): براستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسيله او بين اغنياء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آيد، و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده‏اند، به فقراء ترحم نمايند، زيرا اغنياء هرگاه (خوردنى و آشاميدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» كه تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد، و اينكه سرمايه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مى‏انديشد اسلام است.

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت‏يا محمد» (7) .

هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.

فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)

امام رضا(عليه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرمايد: «انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش، فيستدلوا على فقر الآخرة، و ليكون الصائم خاشعا ذليلا مستكينا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فيستوجب الثواب مع ما فيه من الامساك عن الشهوات و يكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دليلا لهم فى الآجل و ليعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا فيؤدوا اليهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏» (8)

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرمايد: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه مى‏فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة، ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزه داريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را، كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مى‏اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش بنمايد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهره‏مند سازد).

(آنگاه امام عليه السلام خصوصيات صائم را اين چنين توصيف مى‏فرمايد) و هر آينه روزه‏دار بايد (به پيشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذليل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خويش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آيد، (و ناديده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پيروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داريش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و اين اوصاف حميده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنيا خواهد شد، (كه اثرات وضعى اين اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان بايد بشناسند شدت و اهميت مشكلات فقرا و بيچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكين در دنيا، سپس اداء نمايند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (يعنى اينطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و ديگران گرسنه باشند).

شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏گويد:

و حسبك داء ان تبيت‏ببطنة و حولك اكباد تحن الى القد! (9)

يعنى: اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنكه طعام داشته باشند.

بحثى ديگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع)

امام رضا (عليه السلام) در يك پرسش ديگر از فلسفه روزه چنين مى‏فرمايد: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش ليكون العبد ذليلا مستكينا ماجورا محتسبا صابرا فيكون ذلك دليلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهميدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذليل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فيه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دليلا على الآجل ليعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا و الآخرة‏» (10) علاوه بر اين كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنيا و عقبى. بلى اين است قسمتى از فلسفه روزه از بيان حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء.

بلى روزه از افضل طاعات است، زيرا كه روزه مشتمل بر انكسار شهوات بهيميه است كه شريعت آسمانى و احكام الهى نيامده مگر براى تعديل شهوات و توقيف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه آن از اخلاقيات رذيله، زيرا مقصود از صوم مجرد امساك از اكل و شرب و مباشرت با نسوان نيست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حيوانى است، چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا يرفث و لا يجهل و ان امرء جادله او شاتمه فليقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زيرا يكى از شما اگر روزه گرفت‏سخن زشت نگويد، و كارهاى بيهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند يا او را شماتت نمايد، او بگويد من روزه هستم، مراد از اين حديث‏شريف نبوى (صلى الله عليه و آله) اين است: كه روزه وقايه‏اى است كه نگه مى‏دارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏جويد، پس نفس را كنترل مى‏نمايد از شهوات نابجا، و شيطان را از خود دور مى‏نمايد.

مجراى نفوذ شيطان را با روزه ضيق نمائيد

بر اين مبنا رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ان الشيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع‏»، كه شيطان جريان مى‏يابد و نفوذ مى‏كند در فرزندان آدم، مانند جريان خون در بدن پس مجارى شيطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى يعنى روزه تنگ نمائيد، (11) و الحق، كه روزه بدون اثر چه فايده و ثمرى دارد؟ آرى فائده و اثرى ندارد كه آدمى غذاى ناهار خويش را به افطار تاخير اندازد، و از امساك و اجتناب از يك سرى مبطلات روزه، انواع تهمتها و دروغها و غيبتها و شهوترانى‏ها و هتك حرمت‏خلق الله و حفظ نكردن ناموس خويش از نامحرمان و سوء تربيت فرزندان و سرعت غضب به حادثه كوچكى و ايجاد ضرب و شتم و صدها گناه ديگر مرتكب شود و بگويد من روزه هستم خير؟ اين نوع روزه اثرى و فايده‏اى ندارد، بايد روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه اين قدرت را دارد، لكن اين مائيم ارزش و اهمت او را تشخيص نداديم، و از اين نوع روزه‏هاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عايد ما نمى‏شود، و چه فايده‏اى است از براى روزه‏دار كه فريضه‏اى اداء كند و كبيره‏اى مرتكب گردد، و با خيانت‏بر بندگان خدا در مال و عرض ايشان تجاوز نمايد

روزه رابطه مستقيم با اخلاص دارد

خلاصه كنم و اين بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعيت‏» به سخن مولاى متقيان (عليه السلام) مزين نمايم كه امام عليه السلام در آنجا كه فلسفه پاره‏اى از احكام را تشريح مى‏فرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (12)

خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پيشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بيان شده است‏شامل حالش مى‏شود، و روزه كاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است.

پى‏نوشت‏ها:

1- اركان الاسلام، ص 108 اين عبارت حديثى است كه از پيامبر اسلام در بحار الانوار، ج 14 روايت‏شده است، لكن اين كتاب بحارث بن كلده نسبت داده است.

2- نهج البلاغه فيض، ص 798.

3- از حكمت 244 نهج البلاغه فيض الاسلام.

4- نهج البلاغه، چاپ صبحى صالح، ص 163.

5- مجمع البحرين، ماده جوع.

6- وسائل الشيعه، ج 7، ص 3 - و من لا يحضره الفقيه، ص 73، ج 2.

7- خصال شيخ صدوق، ص 386.

8- وسائل الشيعه، ج 7، ص 4.

9- حاتم به عبد الله طائى.

10- علل الشرايع صدوق عليه الرحمه.

11- از مجموعه‏اى از سخنان پيشوايان معصوم(ع) استخراج شده است.

12- نهج البلاغه، ص 1197.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم ص 81

سيد حسين موسوى راد لاهيجى

 

 

آداب و شرايط روزه‏دار

روزه فقط امساك از اكل و شرب نيست، بلكه شرائطى ديگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤوليتهاى انسان در برابر روزه، اين فريضه الهى زياد است.

روزه چهار گروه مقبول نيست

حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: لا صيام لمن عصى الامام، و لا صيام لعبد آبق حتى يرجع، و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب، و لا صيام لولد عاق حتى يبر، (1) روزه نيست‏براى كسى كه امام و پيشواى خود را نافرمانى كند و از او اطاعت ننمايد، و صحيح نيست روزه عبد فرارى، تا مراجعت كند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه كند و در اختيار همسرش قرار گيرد و همچنين روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گيرد، و روزه به حساب نمى‏آيد بلى يكى از ابعاد سياسى اين حديث‏شريف، اطاعت و فرمانبرى پيروان و رهروان مسلمان از راهبر و پيشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله عليها) در آداب صائم سخن مى‏گويد

حضرت فاطمه (عليها السلام) سيده نسوان عالم در آداب روزه‏دار مى‏فرمايد: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (عليهم السلام): «انها قالت: ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2) .

جعفر بن محمد (عليهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله عليهم اجمعين) روايت مى‏نمايد: كه حضرت زهرا (عليها السلام) فرمود: صائم با روزه خويش كارى نكرده (يعنى حق روزه را ادا نكرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه كه بر آنها حرام است) حفظ نكرده باشد.

يعنى روزه يك مسماى واقعى از حفظ شكم از كل خوردنيها و نوشيدنيها و مبطلات ديگر و خلاصه‏اى از اجتناب از گناهان و معصيت‏خداوند مى‏باشد، زيرا روزه‏دار بدون پرهيز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خويش تحقق نبخشيده است.

پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود.

اگرچه امروز فقهاى عالى مقام اين موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زيرا كمتر كسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از اين اوصاف رذيله بپرهيزد، آن خصال پنج گانه از بيان پيامبر گرامى اسلام چنين است: «خمس خصال يفطرن الصائم، و ينقضن الوضوء الكذب، و الغيبة و النميمة، و النظر بشهوة، و اليمين الكاذبة‏» (3)

پنج صفت است كه روزه را باطل و وضوء را مى‏شكند، دروغ و غيبت و سخن چينى و نظر شهوت انگيز، و قسم دروغ.

اين اوصاف ذميمه براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء كه يك عبادت است در اسلام خنثى مى‏كند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نمايد.

كيفيت روزه دارى از صحف ادريس عليه السلام

درصحف ادريس (عليه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصيام فطهروا نفوسكم من كل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافية منزهة عن الافكار السيئة و الهواجس المنكرة فان الله سيحبس القلوب اللطخة و النيات المدخولة و مع صيام افواهكم من الماكل، فلتصم جوارحكم من الماثم فان الله لا يرضى منكم ان تصوموا من المطاعم فقط لكن من المناكير كلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادريس پيامبر (عليه السلام) در صحف خويش فرمود: هرگاه وارد ماه صيام شديد، پس خويشتن را از هر پليدى و ناپاكى پاك سازيد، (درون خود را براى پذيرش عبادت ويژه خداوند پاكسازى نمائيد) و روزه بگيريد براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاك از فكرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زيرا خداوند حبس مى‏نمايد دلهاى ناپاك و نيتهاى غير خالص شما را و دهنهاى شما نبايد فقط با امساك از خوردنيها صائم و روزه‏دار باشد. بلكه بايد جوارح شما از گناهان نيز روزه باشد (يعنى اعضاء شما هم بايد از معصيت‏خدا امساك نمايد) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به اينكه فقط از خوردنيها پرهيز كنيد، بلكه از كل منكرات و زشتيها بايد پرهيز نمائيد تا آنجا كه تغيير حالت پيدا كنيد.

اثرات منفى غيبت و نمامى در روزه

امام رضا عليه السلام فرمود: «اجتنبوا الغيبة غيبة المؤمن، و احذرو النميمة، فانهما يفطران الصائم و لا غيبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)

از غيبت مؤمن اجتناب كنيد، و از نمامى بپرهيزيد، براستى كه غيبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نمايد، (و اثرات و ثواب روزه را زايل مى‏گرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غيبتى نيست، (يعنى آنان از خود هتك حرمت نموده‏اند،و آبرو از خويش برده‏اند).

روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است

از فقه الرضا (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت رضا (عليه السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏دارى چنين فرمود: «و اعلم يرحمك الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل على الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فى عادة من شره و طهارة تلك الحقيقة حتى يستر به من النار، و قد جعل الله على كل جارحة حقا للصيام فمن ادى حقها كان صائما و من ترك شيئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترك منها» (6) .

بدان (اى روزه‏دار) خداى رحمتت كند، كه براستى روزه ستر و حجابى است، كه خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هرگاه معتاد بر زشتيها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و ساير جوارح هرگاه تحت كنترل دقيق ايمان و دين شخص باشند، از شر آنان كاملا در امان مى‏باشد) كه طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غيره، او را از آتش جهنم مى‏پوشاند و حجابى محكم از آتش براى او خواهند شد. به تحقيق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏اى براى روزه گرفتن حقى مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء كند (و به خوبى حق روزه‏دارى را به جاى آورد) هرآينه صائم و روزه‏دار است، (يعنى به جاى آورده حق روزه را) و هر كس بعضى از آن شرايط را ترك نموده، از فضيلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترك كرده كاسته است.

پى‏نوشت‏ها:

1- وقايع الايام خيابانى، ص 432.

2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.

3- نهج الفصاحه، حديث 1459.

4- نقل از وقايع الايام خيابانى، ص 431.

5- فقه الرضا (عليه السلام).

6- مستدرك الوسائل، نقل از وقايع الايام خيابانى، ص 432.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم ص 72.

سيد حسين موسوى راد لاهيجى

          

دعای روزانه ماه مبارک رمضان

ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای روز اول 114 0:01:14
2 دعای روز دوم 116 0:00:57
3 دعای روز سوم 98 0:00:47
4 دعای روز چهارم 193 0:01:36
5 دعای روز پنجم 109 0:00:53
6 دعای روز ششم 91 0:00:44
7 دعای روز هفتم 107 0:00:52
8 دعای روز هشتم 93 0:00:45
9 دعای روز نهم 134 0:01:06
10 دعای روز دهم 102 0:00:49
11 دعای روز یازدهم 147 0:01:13
12 دعای روز دوازدهم 119 0:00:58
13 دعای روز سیزدهم 118 0:00:58
14 دعای روز چهاردهم 118 0:00:58
15 دعای روز پانزدهم 154 0:01:16
16 دعای روز شانزدهم 108 0:00:53
17 دعای روز هفدهم 130 0:01:04
18 دعای روز هجدهم 117 0:00:57
19 دعای روز نوزدهم 112 0:00:55
20 دعای روز بیستم 109 0:00:53
21 دعای روز بیست و یکم 110 0:00:53
22 دعای روز بیست و دوم 147 0:01:13
23 دعای روز بیست و سوم 123 0:01:00
24 دعای روز بیست و چهارم 113 0:00:55
25 دعای روز بیست و پنجم 96 0:00:46
26 دعای روز بیست و ششم 87 0:00:42
27 دعای روز بیست و هفتم 113 0:00:55
28 دعای روز بیست و هشتم 102 0:00:50
29 دعای روز بیست و نهم 103 0:00:50
30 دعای روز سی ام 99 0:00:48

برای دانلود کردن دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.


              
ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 دعای صباح امام علی (ع) 872 0:14:05
2 دعای کمیل بن زیاد علیه الرحمة 1,812 0:29:22
3 دعای کمیل بن زیاد علیه الرحمة، حاج مهدی سماواتی 1,386 0:34:36
4 دعای کمیل بن زیاد علیه الرحمة ، شیخ باقر مقدسی 1,237 0:20:01
5 دعای مشلول موسوم به دعای الشّاب المأخوذ بذنبه 1,263 0:20:27
6 دعای مجیر، حاج منصور ارضی 2,564 0:41:37
7 دعای جوشن کبیر (قسمت اول) 1,240 0:20:05
8 دعای جوشن کبیر (قسمت دوم) 1,242 0:20:07
9 دعای جوشن کبیر، شیخ باقر مقدسی (قسمت اول) 1,876 0:30:25
10 دعای جوشن کبیر، شیخ باقر مقدسی (قسمت دوم) 1,626 0:26:21
11 دعای جوشن صغير، شيخ باقر مقدسی 1,242 0:20:06
12 دعای توسل، حاج صادق آهنگران 1,370 0:22:12
13 دعای توسل، سید ولید المزیدی 1,128 0:18:15
14 صلوات ماه شعبان، سيد وليد المزيدی 351 0:05:35
15 مناجات شعبانیه، سید ولید المزیدی 1,247 0:20:11
16 مناجات شعبانیه 1,467 0:23:46
17 دعای افتتاح 2,034 0:32:58
18 دعای افتتاح، شیخ باقر مقدسی 920 0:14:52
19 دعای سحر 561 0:09:00
20 دعای ابو حمزه ثمالی (قسمت اول) 1,242 0:20:07
21 دعای ابو حمزه ثمالی (قسمت دوم) 1,244 0:20:09
22 دعای ابو حمزه ثمالی (قسمت سوم) 1,971 0:31:59
23 دعای عرفه، منصوری (قسمت اول) 1,240 0:20:05
24 دعای عرفه، منصوری (قسمت دوم) 1,237 0:20:02
25 دعای عرفه، منصوری (قسمت سوم) 1,192 0:19:18
26 دعای عرفه، منصوری (قسمت چهارم) 988 0:15:59
27 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) 1,280 0:20:44
28 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) 1,081 0:17:29
29 دعای فرج 228 0:03:36
30 دعای ندبه، شیخ باقر مقدسی 1,291 0:20:54
31 دعای عهد 627 0:10:05
32 دعای عهد 542 0:08:42
33 دعای عهد، سید ولید المزیدی 588 0:09:27
34 حدیث شریف کساء 1,800 0:29:12
35 حدیث شریف کساء 937 0:15:09
36 ربَّنا لاتُزغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَيتَنا ... 251 0:03:58
 

برای دانلود کردن ادعیه های فوق، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

                   

دعا روزه های ماه مبارک رمضان

 

دعای روز اول :
ـ اَللّهُمَّ اجعَل صِیا'مى فیهِ صِیا'مَ الصّا'ئِمینَ وَ قیا'مى فیهِ قیا'مَ القا'ئِمینَ وَ نَبَّهنى فیهِ عَن نَومَةِ الغا'فِلینَ وَهَب لى جُرمى فیه یا' اِله'َ العا'لَمینَ وَ اعفُ عَنّى یا' عا'فِیَاً عَنِ المُجرِمینَ.
ـ خداوندا! روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقى قرار ده و اقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعى بپذیر و از خواب غافلان (از یاد تو) هوشیار و بیدارم ساز و هم در این روز از جرم و گناهم درگذر و مرا ببخش و زشتیهاى مرا بر من عفو نما اى عفو کننده گنهکاران و اى محبوب عالمیان!

 

دعای روز دوم:

ـ اللـهم قَرِّبْنى فیهِ اِلى مَرضاتِکَ وجَنّبْنى فیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَنَقِماتِکَ وَوَفِّقنى

فیهِ لِقِرآئِةِ ایـاتِکَ، بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمین.
ـ خدایا نزدیکم کن در این ماه بسوى موجبات خوشنودیت و دورم ساز در آن از خشم و عذابت.

 

دعای رو سوم:

ـ اَللّهُمَّ ارزُقنى فیهِ الذِّهنَ وَ التَّنبیِه وَ با'عِد نى فیهِ مِنَ السَّفاهَةِ وَ التَّمویهِ

وَ اجعَل لى نَصیباً مِن کُلِّ خَیرٍ تُنزِلُ فیهِ بِجُودِکَ یا' أَجوَدَ الأَجوَدینَ.
خداوندا! در این روز مرا هوش و بیدارى در کار طاعتت نصیب فرما و از سفاهت و جهالت

 و کار باطل و بیهوده دور گردان و از هر خیرى که در این روز نازل مى فرمایى،

مرا در آن نصیبى بخش، به حق جود و کرمت اى بخشنده ترین بخشندگان عالم!

 

دعای روز چهارم:

ـ اللّهُمَّ قَوِّنى عَلى' اِقا'مَةِ اَمرِکَ وَ اَذِقنى حَلاوَةَ ذِکرِکَ وَ اَوزِعنى فیهِ لأَدا'ءِ شُکرِکَ

بِکَرَمِکَ وَ احفَظنى فیهِ بِحِفظِکَ وَ سِترِکَ یا' اَبصَرَ النا'ظِرینَ.
خداوندا! مرا در این روز براى اقامه و انجام فرمانت قوت ببخش و

حلاوت و شیرینى ذکرت را به من بچشان و براى اداى شکر خود به کرمت مهیا ساز

و در این روز به حفظ و پرده پوشى مرا از گناه محفوظ بدار، اى بصیرترین بینایان عالم!

 

دعای روز پنجم:

ـ اَللّهُمَّ اجعَلنى فیهِ مِنَ المُستَغفِرینَ وَ اجعَلنى فیهِ مِن عِبادِکَ الصّا'لِحینَ القا'نِتینَ

وَ اجعَلنى فیهِ مِن أَولِیا'ئِکَ المُقَرَّبینَ بِرَأفَتِکَ یا' أرحَمَ الرَّاحِمینَ.
خداوندا! مرا در این روز از توبه و استغفار کنندگان قرار داده و از بندگان مطیع خود مقرر فرما

 و هم در این روز مرا از دوستان مقرب درگاه خود قرار ده به حق لطف و رأفتت اى مهربان ترین مهربانان عالم!

 

دعای روز ششم:

ـ اللّهُمَّ لا' تَخذُلنى فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعصیَتِکَ وَ لا' تَضرِبنى بِسِیا'طِ نَقِمَتِکَ

وَ زَحزِحنى فیهِ مِن مَوجِبا'تِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَ اَیا'دیکَ یا' مُنتَهى' رَغبَةِ الرَّاغِبین.
خداوندا! مرا در این روز به واسطه ارتکاب عصیانت خوار مساز و به ضرب تازیانه قهرت کیفر مکن

 و از موجبات خشم و غضبت، دورم گردان به حق احسان و نعمتهاى بى شمارت

 اى منتهاى آرزوى مشتاقان!

 

دعای روز هفتم:

ـ اللّهُمَّ اَعِنّى فیهِ عَلى' صِیا'مِهِ وَ قِیا'مِهِ وَ جَنِّبنى فیهِ مِن هَفو'اتِه

وَ ا'ثا'مِه وَ ارزُقنى فیهِ ذِکرَکَ بِدَوا'مِه بِتَوفیقِکَ یا' ها'دِیَ المُضِلّینَ.
خداوندا! در این روز مرا بر روزه گرفتن و اقامه نماز یارى کن و از لغزشها و گناهان دورم ساز

و ذکر دائم (که تمام روز به یاد تو باشم) نصیبم فرما به حق توفیق و بخششت اى رهنماى گمراهان عالم!

 

دعای روز هشتم:

ـ اَللّهُمَّ ارزُقنى فیهِ رَحمَةَ الاَیتا'مِ وَ اِطعا'مَ الطّعا'مِ وَ اِفشآءَ السَّلامِ

وَ صُحبَةَ الکِرا'مِ بِطَولِکَ یا' مَلجأَ الا'مِلینَ.
خداوندا! در این روز مرا توفیق ترحم به یتیمان و اطعام به گرسنگان

و افشا و انتشار سلام در بین مسلمانان و مصاحبت نیکان نصیب فرما

 به حق انعامت اى پناه آرزومندان عالم!

 

دعای روز نهم:

ـ اَللّهُمَّ اجعَل لى فیهِ نَصیبَاً مِن رَحمَتِکَ الواسِعَةِ وَ اهدِنى فیهِ لِبَرا'هینِکَ السّاطِعَةِ

وَ خُذ بِنا'صِیَتى الى' مَرضا'تِکَ الجا'مِعَةِ بِمَحَبَّتِکَ یا' اَمَلَ المُشتا'قینَ.
خداوندا! مرا نصیبى کامل از رحمت واسعه خود عطا فرما و به ادله و براهین روشن خود هدایتم نما

و سرنوشت مرا به سوى رضا و خشنودى خودت که جامع هر نعمت است سوق ده

به حق دوستى و محبتت اى امید و آرزوى مشتاقان عالم!

 

دعای روز دهم:

ـ اللهم اجعلنی فیه من المتوکلین علیک واجعلنی فیه من الفائزین

لدیک واجعلنی فیه من المقربین الیک باحسانک یا غایة الطالبین
خدایا مرا در این روز از متوکلان درگاهت قرار ده

و مقرر فرما در این روز از کامروایان حضرتت و مقربان درگاهت باشم به حق احسانت

ای نهایت همت جویندگان!

 

دعای روز یازدهم:

ـ اَللّهُمَّ حَبِّب اِلَیَّ فیهِ الاحسانَ وَ کرّهُ الیَّ فیهِ الفُسُوقَ وَ العِصیا'نَ

وَ حَرَّم عَلَیَّ فیهِ السَّخَطَ و النِّیرا'نَ بِعَونِکَ یا' غیاثَ المُستَغیثینَ.
خداوندا! در این روز احسان و نیکویى را محبوب و مطلوب من ساز

و فسق و معاصى را ناپسند من قرار ده و در این روز خشم

 و آتش قهرت را بر من حرام گردان به حق توان و نصرتت اى فریادرس درماندگان عالم!

 

دعای روز دوازدهم:

ـ اَللّهُمَّ زَیِّنّى فیهِ بِالسِّترِ وَ العِفا'ف وَ استُرنى فیهِ بِلبا'سِ القُنُوعِ وَ الکَفا'فِ

وَ احمِلنى فیهِ عَلَى العَدلِ وَ الاِنصا'فِ وَ آمِنِّى فیهِ مِن کُلِّ ما' اَخا'فُ

بِعِصمَتِکَ یا' عِصمَةَ الخا'ئِفینَ.
خداوندا! در این روز مرا به زیور ستر و عفت نفس بیاراى و به جامه قناعت و کفاف بپوشان

و مرا به عدل و انصاف مزین ساز و از هرچه ترسانم مرا ایمنى بخش به حق عصمتت

اى عصمت بخش خداترسان عالم!

 

دعای روز سیزدهم:

ـ اللّهُمَّ طَهِّرنى فیهِ مِنَ الدَّنَسِ وَ الأَقذا'رِ وَ صَبِّرنى فیهِ عَلى' کائِنا'تِ الأَقدا'رِ

 وِ وَفِّقنى فیهِ لِلتُّقى' وَ صُحبَةِ الأبرا'رِ بِعَونِکَ یا' قُرَّةَ عَینِ المَسا'کینَ.
خداوندا! در این روز مرا از پلیدى و کثافات اخلاقى (هواى نفس و گناهان) پاک ساز

و بر حوادث خیر و شر قضا و قدر صبر و تحمل عطا فرما و بر تقوى و پرهیزکارى

و مصاحبت نیکوکاران عالم موفق گردان به حق قدرت و توانایى ات اى مایه شادى و اطمینان خاطر مساکین!

 

دعای روز چهاردهم:

ـ اَللّهُمَّ لا' تُؤاخِذنى فیهِ بِالعَثَراتِ وَ اَقِلنى فیهِ مِنَ الخَطا'یا' وَ الهفَواتِ

وَ لا' تَجعَلنى فیهِ غَرَضَاً لِلبَلا'یا' وَ الآفا'تِ بِعِزَّتِکَ یا' عِزَّ المُسلِمینَ.
خداوندا! در این روز مرا به لغزشهایم مؤاخذه مکن و عذر خبط و خطاهایم بپذیر

و مرا هدف تیر بلاها و آفتهاى عالم قرار مده به حق عزت و جلالت اى عزت بخش اهل اسلام!

 

دعای روز پانزدهم:

ـ اَللّهُمَّ ارزُقنى فیهِ طا'عَةَ الخا'شِعینَ وَ اشرَح فیهِ صَدرى بِانا'بَةِ المُخبِتینَ

بِاَما'نِکَ یا' اَما'نَ الخا'ئِفینَ.
خداوندا! در این روز طاعت بندگان خاشع و خاضع خود را نصیب من گردان و

 شرح صدر مردان فروتن خداترس را به من عطا فرما به حق امان بخشى خود اى ایمنى دلهاى ترسان!

 

دعای روز شانزدهم:

ـ اَللّهُمَّ وَفِّقنى فیهِ لِمُوا'فَقَةِ الأَبرا'رِ وَ جَنِّبنى فیهِ مُرا'فَقَةَ الأشرا'رِ وَ ا'وِنى فیهِ

بِرَحمَتِکَ اِلى' دارِ القَرارِ بِالهیَّتِکَ یا' الهَ العا'لَمینَ.


خداوندا! در این روز مرا به موافقت (اعمال و افکار) نیکان عالم موفق بدار و از رفاقت

و مصاحبت اشرار جهان دور گردان و مرا در بهشت جاودانه ات به رحمت منزل ده به

حق الهیت و معبودیتت اى پروردگار عالمیان!

 

دعای روز هفدهم:

ـ اَللّهُمَّ اهدِنى فیهِ لِصا'لِحِ الأَعما'لِ وَ اقضِ لى فیهِ الحَوا'ئِجَ وَ الآما'لَ

 یا' مَن لا' یَحتا'جُ اِلَى التَّفسیرِ وَ السُّؤالِ یا' عا'لِمَاً بِما' فى صُدورِ العا'لَمینَ

صَلَّ عَلى' مُحَمََّدٍ وَ ا'لِهِ الطا'هِرینَ.


خداوندا! در این روز مرا با اعمال صالح راهنمایى کن و حاجتها و آرزوهایم را برآورده ساز

اى کسى که نیازمند شرح و تفسیر حاجات بندگان نیستى

 اى خدایى که قبل از اینکه کسى حاجات خود را به تو بگوید تو به اسرار دل او آگاهى،

 اینک درود و سلام خود را بر محمد و آل او ارزانى فرما!
 

دعای روز هجدهم:

ـ اَللّهُمَّ نَبِّهنى فیهِ لِبَرِکا'تِ أَسحا'رِهِ وَ نَوِّر فیهِ بِضِیا'ءِ أنوا'رِه

وَ خُذ بِکُلِّ أعضا'ئى اِلَى اتِّبا'عِ آثا'رِهِ بِنُورِکَ یا' مُنَوِّرَ قُلُوبِ العا'رفین.


خداوندا! مرا در این روز براى کسب برکات و فیوضات سحرها بیدار و متنبه ساز

 و دلم را به روشنى فجر صادق و انوار سحر منور گردان و تمام اعضا

و جوارحم را براى آثار و برکات این روز مسخر فرما، به حق نور جمال خودت

اى روشنى بخش دلهاى عارفان!

 

دعای روز نوزدهم:

ـ اَللّهُمَّ وَ فِّر فیهِ حَظّى بَرَکا'تِه وَ سَهِّل سَبیلى اِلى' خَیراتِه

وَ لا' تَحرِمنى قَبُولَ حَسَنا'تِه یا' ها'دِیاً اِلَى الحَقِّ المُبینِ.
خداوندا! در این روز بهره مرا از برکاتش فراوان گردان و به سوى خیراتش راه مرا سهل و آسان

ساز و از حسنات مقبولش مرا محروم مساز اى هدایت کننده به سوى دین و حق روشن!

 

دعای روز بیستم:

ـ اَللّهُمَّ افتَح لى فیهِ اَبوابَ الجِنا'نِ وَ اَغلِق عَنّى فیهِ اَبوابَ النّیرانِ

وَ وَفِّقنى فیهِ لِتِلاوَةِ القُرآنِ یا' مُنزِلَ السَّکینَةِ فى قُلُوبِ المُؤمِنین.
خداوندا! در این روز بر روى من درهاى بهشت را بگشا و درهاى آتش دوزخ را به رویم ببند

و مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما اى فرود آرنده وقار و سکینه بر دلهاى اهل ایمان!

 

دعای روز بیست‌ویکم:

ـ اَللَّهُمَ اجعَل لى فیهِ اِلى' مَرضا'تِکَ دَلیلاًً وَ لا' تَجعَل لِلشَّیطا'ن ِفیهِ عَلیَّ سَبیلاًَ

وَ اجعَلِ الجَنَّةَلى مَنزِلاًً وَ مَقیلاًً یا' قا'ضیَ حَوائِجِ الطّالِبینَ.


خداوندا! در این روز مرا به سوى رضا و خشنودى خود راهنمایى کن

 و شیطان را بر من مسلط مگردان و بهشت را منزل و جایگاهم قرار ده

اى برآورنده حاجات طالبان معرفت و مشتاقان حق و حقیقت!

 

دعای روز بیست‌ودوم:

ـ اللّهُمَّ الفتَح لى فیهِ أبوابَ فَضلِکَ وَ اَنزِل عَلَیَّ فیهِ بَرَکا'تِکَ

وَ وَفِّقنى فیهِ لِمُوجِبا'تِ مَرضاتِکَ وَ اسکِنى فیهِ بُحبُوحاتِ جَنّاتِکَ

یا' مُجیبَ دَعوَةِ الُمضطَرّینَ.
خداوندا! در این روز بر روى من درهاى فضل و کرمت را بگشا و بر من برکاتت را نازل فرما

 و بر موجبات رضا و خشنودیت موفقم بدار و در وسط بهشتهایت مرا مسکن ده،

اى پذیرنده دعاى پریشانان و درماندگان!

 

دعای روز بیست‌وسوم:


ـ اَللّهُمَّ اغسِلنى فیهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ طَهِّرنى فیهِ من العُیُوبِ

وَ امتَحِن قَلبى فیهِ بِتَقوَى القُلُوبِ یا' مُقیلَ عَثَراتِ المُذنِبینَ.
خداوندا! در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب و نقص پاک ساز

و دلم را در آزمایش، رتبه دلهاى اهل تقوى بخش، اى پذیرنده عذر لغزشهاى گنهکاران!

 

دعای روز بیست‌وچهارم:

ـ اللّهُمَّ اِنِّى أَسئَلُکَ فیهِ ما' یُرضیکَ وَ أعُوذُ بِکَ مِمّایُؤ ذیکَ

وَ أَسئَلُکَ التَّوفیقَ فیهِ الأَِن اُطیعَکَ وَ لا' اَعصِیَکَ یا' جَوادَ السّائِلینَ.


خداوندا! در این روز از تو درخواست مى‌کنم آنچه را که رضاى تو در اوست؛

و به تو پناه مى برم از آنچه تو را ناپسند است؛ و از تو توفیق مى‌خواهم که

 در تمام این روز به فرمان تو باشم و هیچ نافرمانى نکنم، اى عطا کننده سؤال کنندگان!

 

دعای روز بیست‌وپنج:

ـ اَللّهُمَّ اجعَلنى فیهِ مُحِبّاً لاِ َولیائِکَ وَ مُعادِیاً لأَِعدائِکَ مُستَنَّاً بِسُنَّةِ خاتِمَ أنبیائِکَ

 یا' عا'صِمَ قُلُوبِ النَّبیّینَ.
خداوندا! مرا در این روز محب دوستانت و عدو دشمنانت قرار ده

و در راه و روش به طریقه و سنت خاتم پیغمبرانت بدار اى عصمت بخش دلهاى پیغمبران!

 

دعای روز بیست‌وششم:

ـ اللّهُمَّ اجعَل سَعیى فیهِ مَشکُوراً وَ ذَنبى فیهِ مَغفُورَاً وَ عَمَلى فیهِ مَقبُولاً

وَ عَیبى فیهِ مَستُورَاً یاَ اَسمَعَ السّامِعینَ.
خداوندا! در این روز سعى و کوششم را در راه طاعتت بپذیر و جزاى خیر عطایم فرما

 و گناهانم را در این روز ببخش و عملم را مقبول درگاهت ساز و عیبم را مستور گردان

 اى بهترین شنواى دعاى خلق!

 

دعای روز بیست‌وهفتم:

ـ اَللّهُمَّ ارزُقنى فیهِ فَضلَ لَیلَةِ القَدرِ وَ صَیِّر اُمُورى فیِه مِنَ العُسرِ الَى الیُسرِ

 وَ اقبَل مَعا'ذیرى وَ حُطَّ عَنّى الذَّنبَ وَ الوِزرَ یا' رَئُوفَاً بِعِبا'دِهِ الصّالِحینَ.


خداوندا! در این روز فضیلت لیلة القدر را نصیب من گردان و تمام امور و کارهاى مشکل مرا آسان

 و راحت ساز و عذرهایم را بپذیر و وزر و گناهانم را محو و نابود فرما اى رئوف و مهربان در حق صالحان!

 

دعای روز بیست‌وهشتم:

ـ اَللّهُمَّ وَ فِّر حَظّى فیهِ مِنَ النَّوافِلِ وَ اکرِمنى فیهِ بِاِحضا'رِ المَسائِل

 وَ قَرِّب فیهِ وَسیلَتى الَیکَ مِن بَینِ الوَسا'ئِلِ یا' مَن لا' یَشغَلُهُ اِلحا'حُ الملحّینَ.


خداوندا! در این روز به اعمال نافله و مستحبات مرا بهره  وافر عطا فرما

و به حاضر و آماده ساختن مسائل امورى که در دنیا و آخرت به آن نیاز دارم در حقم کرم فرما

 و وسیله مرا بین وسائل و اسباب به سوى حضرتت نزدیک ساز اى خدایى

 که سماحت و الحاح بندگان تو را از کار لطف، جود و بخشش باز نخواهد داشت!

 

دعای روز بیست‌ونهم:

ـ اًللّهُمَ غَشِّنى فیهِ بِالرَّحمَةِ وَ ارزُقنى فیهِ التَّوفیقَ وَ العِصمَةَ

وَ طَهِّرقَلبى مِن غَیا'هِبِ التُّهمَةِ یا' رَحیماً بِعِبا'دِهِ المُؤمِنینَ.
خداوندا! در این روز مرا سراپا به رحمت خود در پوشان و هم توفیق

و حفظ از گناهان روزى فرما و دلم را از تاریکیهاى شک آور و اوهام باطل پاک دار،

 اى خداى مهربان بر اهل ایمان!

 

دعای روز سی‌ام:

ـ اَللّـهمّ اجْعَلْ صیامى فیه بِالشّکر وَالْقَبول عَلى ما تَرضاه وَیَرضاه الرّسُول

 محکَمة فُروعه بِالاصُول بِحق سیِّدنا محَمّد وَ الِهِ الطّاهرینَ وَالْحَمد لله رَب العالَمین.


خدایا چنان کن روزه ام را در این ماه که مورد قدردانى و پذیرش بوده و بر طبق خشنودى تو

و خشنودى رسولت باشد و محکم باشد فروع آن بوسیله اصول به حق آقاى ما محمد و آل پاکش

 و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.

مناجات خمس عشرة با معنی (15 مناجات امام سجاد علیه السلام)

ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات التّائبين (مناجات توبه کنندگان) 1,087 0:17:36
2 مناجات الشّاكين (مناجات شکوه داران) 626 0:10:05
3 مناجات الخائفین (مناجات ترسناکان) 251 0:03:58
4 مناجات الرّاجین (مناجات درخواست کنندگان) 273 0:04:19
5 مناجات الرّاغبين (مناجات راغبان و مشتاقان حق) 845 0:13:39
6 مناجات الشّاكرين (مناجات شکرگزاران) 259 0:04:07
7 مناجات المطيعين للّه (مناجات اهل طاعت خدا) 548 0:08:49
8 مناجات المُريدين (مناجات اهل ارادت و اشتیاق) 873 0:14:06
9 مناجات المُحبّين (مناجات محبان خداوند) 926 0:14:58
10 مناجات المتوسّلين (مناجات اهل توسل به خدا) 485 0:07:47
11 مناجات المفتقرين (مناجات نیازمندان به درگاه خدا) 842 0:13:36
12 مناجات العارفين (مناجات عارفان) 750 0:12:06
13 مناجات الذّاكرين (مناجات اهل ذکر) 663 0:10:41
14 مناجات المعتصمين (مناجات معتصمین) 601 0:09:40
15 مناجات الزّاهدين (مناجات اهل زهد) 414 0:06:37

  

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط علی شاطری  | 

img.photoamp.com/pa/07/10/25/uEksfVE.jpg 

به یاد  دو عزیز  ازدست رفته برادران  سرهنگ پاسدار مصیب شاطری و

مجید شاطری که در سانحه تصادف اتومبیل در تاریخ ۱۳/۳/۸۶ به دیار حق شتافتند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط علی شاطری  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 7:6 قبل از ظهر  توسط علی شاطری  | 

نام ونام خانوارگی                        عربی (1)خرداد                                                           مدت:    

کلاس                    آموزشگاه.......................                                                                    بارم

1

1- للترجمة (چهار عبارت از پنج عبارت زير را ترجمه كنيد)

 

الف) نبعثُ رسولا مع هدايا الي حاكم الحبشةِ و نطلبُ منهمْ تسليمُ المهاجرين

 

ب) يُشَجْع القرآنَ الناس علي الاستفادة من الطيباتِ التي تضمن سلامة الابدان

 

ج) وزعوا الماءَ عليهم و علينا بالتّساوي و غداً يأتي الفرجُ

 

د) يا عبادَ اللهِ توبوا / فهو كهْفُ التائبينا

 

ه‍) فماذا ترَكَت الطيبةُ للفراشة الصّغرةِ : ابنتها الجميلة‌؟ 

 

 

 

 

75/.

 

1

 

75/.

 

5/.

 

1

2

2– عين الصحيح :

 

الف)‌نعْلّمْ حسن الاستماع كما نتعلّم حسن الحديثخوب گوش كردن را .......همانطور كه خوب صحبت كردن را ........

الف  بياموز – آموختي         ب: مي آموزي – آموختي               ج: بياموز – مي آموزي

 

ب) منْ عذبَ لسانُه كثرا خوانُه

هر كس زبانش شيرين باشد برادرانش (دوستانش) زياد مي شوند.

هر كس زبانش ديگران را عذاب دهد برادرانش (دوستانش) پراكنده مي شوند.

 

ج) اولئك الذين صوتوا و اولئك هم المتقّون

الف: آنان كساني اند كه راست گفتند و آنان همان پرهيزگارانند

ب:آنان كه راست مي گويند همان پرهيزگارانند

 

د) پيام آيه «أتامرون النّاس بالبّر و تنْسونَ انفُسَكُمْ» كدام است؟

الف: بايد امر به معروف كرد انسان بايد به علم خود عمل كندلزوم نهي از منكر را نبايد فراموش كرد

ب:انسان بايد خود نيكوكار باشد و سپس ديگران را به كار نيك سفارش كند 

 

2

3

3- الف) ترجم كلمتين من هذه الكلمات :( تنها دو كلمه از كلمات زير را ترجمه كنيد)

الشّفيق(                   ) – اشجع(                         ) – الممُرضّات(                  )  موکب(                            )

 

ب) اكتب الكلمة المطوبة متضاد (كافر)                                     - مترادف (ثوم)

 

5/1

4

4 – اكمل الفراغ بالكلمة المناسبة

الف) وعدَ اللهُ .........بالنّصر (المؤمنُ – المؤمنِ – المؤمنَ)

 

ب‌) و المؤمنون و لا يكذبون ابداً ( يصدقُ – يصدقونَ – يصدقانِ)

 

ج) احسنِ الي .... كما احسنَ لاله اليك (الناسُ – الناسَ – الناسِ)

 

د) دَخَلوا في بلادي خفي امنٍ و راحةٍ ( الذين – الذي – الّتي)

 

ه‍) هُم .....باموالهم و انفسهم (يُجاهدُ – يُجاهدْتََ – يجاهدونَ)

 

و) اسم موصول ...........براي كلمه مفرد مذكر بکار می رود 

 

5/1

5

5 – للتعريب (يكي از دو جمله زير را به عربي برگردانيد)

 

مسلمانان براي كاري مهم در مسجد جمع مي شوند

 

مؤمنان د ر زندگي به خدا توكل مي كنند 

 

1

6

6 – الف) الكمل الفراغ بالضمير المناسب :

.......مشغولون بمطالعة درس..... و ..... تُكفرونُ في الامتحان.

ما مشغول مطالعه درسمان هستيم و شما به امتحان فكر مي كنيد

 

ب) اكمل الجملة التالية:

 الطالبة المجتهدة هي التي تنجَحُ في درسها =       الطالبُ المجتهدُ هو ..... في درس....

 

ج) اكمل احدي المملتين بالصيغة المناسبة ( يكي از دو جمله زير را با صيغه مناسب فعل كامل كنيد)

يا ايّها النّبي ...............الكُفّارَ المنافقين (فعل امر من «جهد» من باب مفاعله)

................ اويسٌ منْ موضع الشّمس (فعل مضارع من «فشُ» من باب تفعيل) 

5/1

7

7 –

 الف) عين المبتدا و الخبر ( در يكي از جملات زير مبتدا و خبر را مشخص سازيد)

 

1-  شرف المكان بالمكين.                                2- خيرالامور اوسطها

 

ب) اجعل احدي الحملتين جملة فعلية ( يكي از دو جمله اسميه زير را تبديل به جمله فعليه نمائيد)

1-المؤمنون يأمُرون بالمعروفِ                           2- التلميذ تانِ ساعدتا امّهما

 

ج) ترجم العبارات و عيّن نوع الخبرين فيها

يا كميلُ ، العلم خيرٌ من المال ، العلمُ يُحرسك

 

2

8

8 – عين نوع المستقلات التي اشير اليها بخطّ

 

قال زكريا (ع) و المنكرات شايعة و انا شيخُ كبير السّن 

 

 

1

9

کلمه مبنی

نوع بناء

 

 

 

 

 

9 – اجعل الكلمات التي تحتها خط في الجدولِ واذكر حركتها هوَ وجدَ طريقةً لِحل هذه المُسألةِ

کلمه معرب

نوع اعراب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

           

 

5/1

10

 الف) صحح الاخطاء في الاعراب :  ( العاقل يغتَنمُ الفرصة الحياة)

 

العاقل : فاعل و مرفوع                   الفرصة : مفعول و مجرور                      يغتنم : فعل ماضٍ منصوب

 

ب) للتحليل الصرفي (يكي از دو كلمه ي زير را تجزيه كنيد)

العاقل =

 يغْتنم = 

 

1

11

11 – عين اعراب الكلمات التي تحتها خط .                     ارسل اهلُ الكوفة الرسائل لدعوة الامام (ع)

مبتدا       خبر       فاعل      مفعول  به            مجرور به حرف جر         

.......    ........     .........    ............           ......................

 

5/.

12

  12 – اقرأ النّص واجب عن الاسئلة:

 حضَر الولد الصلاة الجُمعة و حينما شاهدَ اميرالمؤمنين يتروَحُ بكمه سألَ والدهُ : هلْ يشْعر اميرالمؤمنين بالحرّ الشّديد اجابَ والدِهُ : لا، بلْ ، هوَ يُخَفّفُ قميصه . هوَ غسله قبل حضوره للصّلاة .

 

الف) ما ذا عمل اميرالمؤمنين اثناء الصلاة ؟

ب) منَ حَضَرَلِصلاة الجُمُعَة؟

ج) هلْ شعرَ اميرالمؤمنين بالحّر الشّديد؟

د) مَنْ غَسَلَ قميصِهُ قبلُ حضورهِ للصّلاة

ه‍) ترجم الكلمتين (ترجمه دو كلمه زير را با توجه به متن بنويسيد)كمّ =                             يَشْعر ﺑِ= 

 

5/2

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط علی شاطری  | 

میلاد امام زمان بر شیعیان جهان مبارک بادمبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط علی شاطری  | 

 

امام مهدى و شكوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان

گفتار سوم :  مدينه‌ي فاضله

رشد

 

• در آمد

• شكوفايى علم و فرهنگ

• رشد عجيب فناورى

• بهداشت جهانى

• امنيت جهانى

• عدالت فراگير

رفاه همگانى

• آبادانى جهان

• رضايت همگانى

• فرماندهان لشكرى و كشورى

• تنها رهبر

         

          • در آمد

در تورات، انجيل، زبور و ديگر كتب آسمانى نكات برجسته و زيبايى پيرامون سيماى حكومت جهانى حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - آمده كه شرح آن به روايت قرآن كريم چنين است:

"وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ"

ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته‏ام به ارث مى‏برند.(1)

اطلاع‏رسانى گسترده‏اى كه در كتب آسمانى توسط پيامبران الهى پيرامون وضعيت جهان در دولت حضرت مهدى  آمده؛ بسيار حائز اهميت است و خود نيازمند تأليف كتابى مستقل مى‏باشد.(2)

بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى  و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده كه به دليل رعايت اختصار از همه آنها صرف‏نظر مى‏كنيم.(3)

بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد.(4)

ما در بخش پايانى اين نوشتار تنها به شمارى از احاديث وارده پيرامون مطالب طرح شده در اين مقال اشاره مى‏نمائيم:

 

            • شكوفايى علم و فرهنگ

روايات فراوانى به توسعه بسيار گسترده دانش و فرهنگ در عصر ظهور اشاره نموده، از قبيل:

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

دانش 27 حرف است، همه آنچه پيامبران آورده‏اند دو حرف است، تا به امروز مردم جز با دو حرف آشنا نشده‏اند، هنگامى كه قائم  قيام مى‏كند، 25 حرف ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم منتشر نمايد، آن دو حرف را نيز به آنها پيوست مى‏كند تا همه 27 حرف منتشر گردد.(5)

بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى  و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده و بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد

هنگامى كه برق اختراع شد، يك علم به هزاران علم موجود افزوده شد و چهره جهان تغيير يافت. چنانكه با راه‏اندازى اينترنت در جهان معاصر، ارتباطات جهانى به كلّى دگرگون گرديد. بر اساس حديث فوق مهدى موعود بر دانش موجود 12/5 برابر، يعنى 1250% خواهد افزود كه با اين بيان ترسيم جهان در عصر موعود براى ما غيرممكن است.

حضرت در حديث ديگرى فرمود:

هنگامى كه قائم ما قيام كند، زمين با نور صاحبش روشن گردد. مردم از نور خورشيد بى‏نياز شوند، شب و روز يكسان گردد و تاريكى رخت بَربندد.(6)

اين روايت با آيات قرآنى دقيقاً منطبق مى‏باشد.(7)

در احاديث عامّه آمده است:

بعد از شما اقوامى خواهد بود كه زمين در زير گامهاى آنها نَوَرديده مى‏شود و جهان براى آنها گشوده مى‏گردد ... اگر يكى از آنها بخواهد در يك ساعت به شرق دنيا يا غرب دنيا برود خواهد توانست.(8)

امام صادق‏عليه السلام در ترسيم مراسم بيعت مى‏فرمايد:

در شب 23 رمضان به نام قائم منادى آسمانى ندا سر دهد، و در روز عاشورا كه روز شهيد شدن حسين‏بن على‏عليه السلام است قيام مى‏كند. گويى او را با چشم خود مى‏بينم كه در روز شنبه دهم محرم در ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در پيشاپيش او ندا مى‏كند: "بيعت براى خدا" پس پيروانش از اقطار و اكناف جهان به سوى او سرازير مى‏شوند، زمين زير پاى آنها درنورديده شود، تا با او بيعت كنند.(9)

در اين حديث احتمال اين معنى هست كه منظور از درنورديده شدن زمين، طىّ‏الأرض باشد. ولى در حديث قبلى بى‏گمان پيشرفت صنعت و تكنيك منظور شده، زيرا آنجا قيد يك ساعت دارد، در حاليكه در طىّ‏الأرض صحبت از ساعت و دقيقه نيست. چراكه در يك لحظه انجام مى‏پذيرد.

 

               • رشد عجيب فناورى

در مورد سيماى شگفت جهان در عصر حضرت صاحب‏الزمان ‏عليه السلام احاديث فراوان از پيشوايان معصوم رسيده كه پيشرفت فناورى جهان را به شكل شگفت‏آورى ترسيم نموده‏اند و اينك چند نمونه:

امام باقرعليه السلام در حديث معتبر و مورد استنادى مى‏فرمايد:

چون قائم ما قيام كند خداوند بر توان ديد و شنيد شيعيان ما مى‏افزايد، بطوريكه در ميان آنها و قائم پيكى نخواهد بود. او براى آنها سخن مى‏گويد و آنها در هر جايى كه هستند سخنانش را مى‏شنوند و به چهره‏اش مى‏نگرند.(10)

امام صادق‏عليه السلام در همين رابطه فرمود:

در زمان قائم شخص مؤمن كه در مشرق باشد، برادرش را كه در مغرب باشد مى‏بيند.(11)

"وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ"

ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته‏ام به ارث مى‏برند

در عصر فن‏آورى اطلاعات و ارتباطات فهم اين احاديث بسيار ساده است. ولى در دوران ائمّه‏عليهم السلام دانستن آن بسيار سخت بوده، و راويان حديث تنها در پرتو ايمان راسخ به امام معصوم آنها را پذيرفته و براى نسل بعدى نقل كرده‏اند. اگرچه ما مطمئن نيستيم كه آيا اين صحنه‏هاى شگفت در اثر پيشرفت سريع فناورى است يا در پرتو اعجاز امام‏عليه السلام؟! به هر حال سيماى جهان در عصر موعود اينگونه خواهد بود.

امام صادق‏عليه السلام فرود آمدن حضرت مهدى  را به هنگامه ظهور اينگونه تشريح مى‏كند:

"يَنْزِلُ فى سَبْعِ قُبابٍ مِنْ نُور"

او در هفت خيمه از نور فرود مى‏آيد.(12)

جالب توجه است كه امروزه به بشقاب‏هاى پرنده نيز قباب مى‏گويند.

و در احاديث عامّه آمده است:

"وَ تُكَلِّمُ الرَّجُلَ عَذَبَةُ سَوْطِهِ وَ شِراكُ نَعْلِهِ، وَ تَخْبِرُهُ بِما اَحْدَثَ اَهْلُهُ بَعْدَهُ"

منگوله شمشير و بند كفش با انسان سخن مى‏گويد و به او خبر مى‏دهد كه خانواده‏اش بعد از او چه كارى انجام داده‏اند.(13)

ظرافت و لطافت حديث بر همگان روشن است و جالب توجه است كه در عصر رسالت هرگز چنين معنائى به ذهن احدى خطور نمى‏كرد تا آن را جعل كند. لذا محققان معتقدند كه در اينگونه احاديث به بررسى سند نيازى نيست.

 

               • بهداشت جهانى

عليرغم اين همه پيشرفت چشم‏گير پزشكى، پيدايش تخصّص‏هاى فراوان، كشف آثار شگفت گياهان در معالجه امراض؛ در عين حال همه روزه شاهد رشد سريع بيمارى‏ها و پيدايش امراض گوناگون ناشناخته هستيم. ولى در عصر موعود پيشرفت علم پزشكى و گستره بهداشت جهانى به حدى مى‏رسد كه آمار بيماران در جهان به صفر مى‏رسد.

امام صادق‏عليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:

"لايَبْقى عَلى وَجهِ الأرضِ أَعْمى وَ لامُقْعِدٌ وَ لا مُبْتلى"

بر روى زمين، نابينا، زمين‏گير و هيچ مريض ديگرى نمى‏ماند.(14)

 

                • امنيت جهانى

در جهان كنونى، رقم بسيار بالايى از بودجه كشورها به تسليحات نظامى اختصاص مى‏يابد. در دولت حضرت مهدى  هزينه‏هاى تسليحاتى به صفر مى‏رسد و امنيت در بالاترين حدّ برقرار مى‏شود.

اميرمؤمنان‏عليه السلام مى‏فرمايد:

هنگامى كه قائم قيام كند، با عدالت رفتار مى‏كند. ظلم و ستم در زمان او رخت برمى بندد، راه‏ها امن مى‏شود. زمين بركاتش را بيرون مى‏فرستد و هر حقى به صاحبش بر مى‏گردد.(15)

در حديث ديگرى فرمود:

يك پيرزن از عراق تا شام گام مى‏سپارد... زنبيلش بر سرش باشد، نه درنده‏اى او را مى‏آزارد و نه از چيزى هراس مى‏كند.(16)

امام صادق‏عليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود:

اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانه‏هاى آنها وارد مى‏شود، آنگونه كه سرما  و گرما به داخل خانه‏ها نفوذ مى‏كند

امام باقرعليه السلام نيز فرمود:

يك پيرزن فرتوت از مشرق تا مغرب مى‏رود، بدون اينكه احدى براى او مانع ايجاد كند.(17)

امام صادق‏عليه السلام در تفسير آيه شريفه "وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً" هركس وارد آنجا (مسجدالحرام) شود در امان خواهد بود؛(18) فرمود:

"فَمَنْ بايَعََهُ، وَ دَخَلَ مَعَهُ، وَمَسحَ عَلى يَدِهِ، وَ دَخلَ فى عَقْدِ اَصحابِهِ، كانَ امِناً"

هركس با او بيعت كند و همراه او وارد مسجدالحرام شود، با او دست دهد و در زمره ياران او قرار بگيرد؛ در امان خواهد بود.(19)

و در تفسير آيه شريفه "سيروا فيها لَيالِىَ وَ ايَّاماً امِنينَ"؛ بگو: شبها و روزها در آنجا با ايمنى كامل سير كنيد؛(20) فرمود:

"مَعَ قائِمِنا اَهلَ‏ البَيْتِ"؛ همراه با قائم ما اهل‏بيت.(21)

اين دو حديث بسيار جالب است. چراكه بدون اين توضيح، معناى آيه درست نمى‏شود.(22)

امام صادق در مقام تشريح گستره عدل مهدوى فرمود:

"وَ اصْطَلَحتِ السِّباعُ وَ الْبَهائِمُ"؛ حتى درندگان و حيوانات با يكديگر آشتى مى‏كنند.(23)

 

                • عدالت فراگير

روايات در مورد عدل فراگير كه توسط حضرت مهدى  در گستره زمين برقرار مى‏شود، بسيار فراوان است. در 148 حديث به اين تعبير آمده است:

"يَمْلَاُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلما"ً؛ زمين را پر از عدل و داد مى‏كند، همانگونه كه پر از جور و ستم شده باشد.(24)

امام صادق‏عليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود:

اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛

به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانه‏هاى آنها وارد مى‏شود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانه‏ها نفوذ مى‏كند.(25)

 

              رفاه همگانى

امام باقرعليه السلام در مورد فقرزدائى آن حضرت مى‏فرمايند:

"وَ لا غارِماً اِلّا قَضى دَيْنَهُ"؛ هيچ شخص مقروضى در روى زمين باقى نمى‏ماند جز اينكه قرض او را ادا مى‏كند.(26)

و در مورد رفع تبعيضات فرمود:

"اِذا قامَ قائِمُنا اِضْمَحَلَّتِ القَطائِع"؛ چون قائم ما قيام كند، تيول و قطايع برچيده شود.(27)

امام صادق‏عليه السلام در مور ريشه‏كن شدن فقر مى‏فرمايد:

هر يك از شما به دنبال كسى مى‏گردد كه او را صله كند و زكاتش را بپذيرد، ولى هرگز كسى را پيدا نمى‏كند كه زكات را از او بپذيرد، زيرا همگان از فضل پروردگار بى‏نياز مى‏شوند.(28)

رسول‏اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در مورد رفاه عمومى در عهد آن حضرت مى‏فرمايد:

امت من در زمان او آنقدر در نعمت فرو مى‏روند كه هرگز چنين نعمت و رفاهى ديده نشده، خداوند آسمان را سيل‏آسا براى آنها فرو مى‏ريزد و زمين چيزى از گياه و ميوه‏جاتش را ذخيره نمى‏كند.(29)

 

             • آبادانى جهان

در روايات فراوان آمده است كه مهدى  حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى، بنيان مى‏گذارد و جهان را سرسبز و خرم مى‏نمايد:

اميرمؤمنان‏عليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:

يك خانم در ميان عراق و شام گام مى‏سپارد، هرگز قدمى جز بر روى سبزيجات نمى‏گذارد.(30)

امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحب‏الزمان‏عليه السلام مى‏فرمايد:

"فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛

در روى زمين ويرانه‏اى نمى‏ماند جز اينكه آنرا آباد مى‏سازد.(31)

اميرمؤمنان‏عليه السلام در مورد زيباسازى و سالم‏سازى شهرها مى‏فرمايد:

جاده‏هاى اصلى را توسعه مى‏دهد، آنها را به 60 ذراع مى‏رساند ... هر پنجره‏اى كه به سوى خيابان باشد مسدود مى‏كند. هر بالكن، ناودان و فاضلابى كه به طرف خيابان باشد مسدود مى‏كند.(32)

امام باقرعليه السلام در مورد خدمت‏رسانى دولت مهدوى مى‏فرمايد:

فرمان مى‏دهد كه از پشت حرم امام حسين‏عليه السلام رودى را به سوى نجف‏اشرف حفر كنند تا آب وارد نجف شود. آن‏گاه بر دهانه‏هاى آن پل‏ها و آسياب‏ها مى‏سازد.(33)

 

              • رضايت همگانى

از روزى كه آدم ابوالبشر بر روى اين كره خاكى پا نهاده، هيچ حكومتى نيامده كه همگان از حاكميت آن خشنود باشند. زيرا هرگز همه اهل زمين از صالحان نبوده‏اند و همه نيازهاى آنها تأمين نشده است؛ ولى در حكومت جهانى آن مصلح آسمانى همه صالح و طرفدار حكومت صالحان خواهند بود و همه نيازهاى مادى و معنوى آنها تأمين خواهد شد. بنابراين همه آسمانى‏ها و زمينى‏ها از آن خشنود خواهند بود.

امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحب‏الزمان‏عليه السلام مى‏فرمايد:

"فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛ در روى زمين ويرانه‏اى نمى‏ماند جز اينكه آنرا آباد مى‏سازد

رسول‏اكرم‏ صلى الله عليه و آله و سلم در اين رابطه فرمود:

"يَرْضى بِهِ ساكِنُ السَّماءِ وَ ساكنُ الْاَرضِ"؛ ساكنان زمين و آسمان از او خشنود مى‏گردند.(34)

و در حديث ديگرى فرمود:

"تَتَمَنَّى الأحياءُ الأمْواتَ مِمّا صَنعَ ‏اللَّهُ عزَّوجلَّ بِاهْلِ الأرضِ مِنْ خيرِهِ"؛ زندگان مرده‏هاى خود را آرزو مى‏كنند كه اى كاش بودند و مى‏ديدند كه خداوند چقدر به اهل زمين عنايت فرموده است.(35)

 

           • فرماندهان لشكرى و كشورى

يكى از مهم‏ترين عوامل موفقيت حضرت مهدى  در اداره دهكده جهانى، وجود اصحاب و ياران خاص آن حضرت مى‏باشد كه از ويژگى‏هاى فراوان برخوردارند. به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

گويى قائم را بر فراز منبر كوفه مى‏بينم كه 313 نفر (به تعداد اصحاب بدر) در اطراف او هستند. آنها پرچم‏داران و زمامداران روى زمين از سوى خداوند هستند.(36)

امام باقرعليه السلام در اين رابطه فرمود:

گويى اصحاب قائم را مى‏بينم كه بر شرق و غرب جهان سيطره يافته‏اند. چيزى در جهان نيست جز اينكه از آنها فرمان مى‏برد و خشنودى آنان را در هر چيزى مى‏طلبد، حتى درنگان زمين و پرندگان آسمان.(37)

امام صادق‏عليه السلام در وصف آنان مى‏فرمايد:

آثار سجده در پيشانى آنان آشكار است، آنها شيران روز و راهبان شب هستند. گويى بدن‏هاى آنها قطعات آهن مى‏باشد، به هر يك از آنها نيروى چهل مرد داده شده است.(38)

اميرمؤمنان‏عليه السلام در يك تعبير بسيار بلند از ميزان شناخت آنها پرده برمى‏دارد و مى‏فرمايد:

"رِجالٌ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَته"؛

آنها مردانى هستند كه خداى را آن‏گونه كه بايد شناخته‏اند.(39)

امام باقرعليه السلام در وصف آنان مى‏فرمايد:

"هُمُ‏ النُّجَباءُ وَ القُضاةُ و الحُكّامُ، وَ الفُقَهاءُ فىِ ‏الدّين"؛ آنها بزرگواران ، داوران ، زمامداران و كارشناسان احكام دين مى‏باشند.(40)

امام هشتم مى‏فرمايد:

"وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است

اميرمؤمنان بر جوان بودن آنها تكيه كرده مى‏فرمايد:

ياران حضرت مهدى همه جوان هستند، كهنسالى در ميان آنها جز به مقدار نمك طعام و سرمه چشم نخواهد بود.(41)

            • تنها رهبر

همه آنچه پيرامون گارگزاران دولت حضرت مهدى  گفته شد؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏باشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد.

اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد.

امام رضاعليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:

حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مى‏كند و اگر در ميان كوه‏ها بانگ برآورد، صخره‏هايش فرو ريزد.(42)

اگر يوسف كنعان به جهت جمال بى‏نظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ ‏الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(43)

پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود:

"وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهره‏اش چون ستاره سحر است.(44)

اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديده‏اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است:

امام هشتم مى‏فرمايد:

"وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛

مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است.(45)

اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مى‏نويسد:

"اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى‏بريم.(46)

اين ويژگى‏ها او را محبوب‏ترين انسان جهان نموده، با اين حال:

در منابع عامه آمده است كه:

"يُلقِى ‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دل‏هاى مردم مى‏اندازد.(47)

اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه:

پيامبر رحمت مى‏فرمايد:

بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسى‏بن‏مريم پشت سرش نماز مى‏گذارد.(48)

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دل‏آراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد و فرمود:

"طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(49)

اميرمؤمنان‏عليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مى‏فرمايد:

برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخ‏هاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمن‏شكن ...

آن‏گاه دست روى سينه نهاده مى‏فرمايد:

"هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(50)

و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مى‏گويد مى‏فرمايد:

"وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(51)

                                                                                                                  

 


1-    سوره انبياء (21)، آيه 105.

2-   عليرغم اينكه به جز قرآن همه كتب آسمانى دستخوش تحريف شده‏اند، بسيارى از نويدهاى پيامبران عظيم‏الشأن پيرامون آخرين حجت و سيماى جهان در كتب آسمانى موجود، جايگاه خاصى دارد. ر.ك: مهدى‏پور، او خواهد آمد، ج 12، ص 144 - 117 .

3- ر.ك: سيدداود ميرصابرى، الآيات الباهرة؛ سيدهاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فى‏القائم الحجة؛ سيدصادق شيرازى، المهدى فى‏القرآن و بيش از 20 عنوان ديگر كه در »كتابنامه حضرت مهدى« ج 2، ص 808 شناسانده شده است.

4-   تنها در كتاب »منتخب الأثر« از آيةاللَّه صافى‏گلپايگانى 1200 حديث بدون تقطيع و بدون تكرار، در سه مجلد، پيرامون آن حضرت آمده است.

5-    قطب‏راوندى، الخرائج والحرائج، ج 2، ص 841.

6-   طبرى امامى، دلائل الامامة، ص 486.

7-    وأشرقت الأرض بنور ربها، سوره زمر(39)، آيه 69.

8-    شيرويه، فردوس‏الأخبار، ج 2، ص 449، ح 3255.

9-  شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 379.

10-    كلينى، الكافى، ج 8، ص 201، ح 329.

11-    شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 584.

12-   عياشى، التفسير، ج 1، ص 214.

13-    شرويه، فردوس‏الأخبار، ج 5، ص 98، ح 7298.

14-   علامه مجلسى، بحارالانوارج 53، ص 62.

15-    شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384.

16-    شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

17-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 345.

18-   سوره آل‏عمران(3)، آيه 97.

19-   شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 91، ب 81، ح 5.

20-    سوره سبأ(34)، آيه 18.

21-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 314.

22-  زيرا در زير آسمان جايى سراغ نداريم كه مردم بتوانند شب‏ها و روزها در آن با ايمنى كامل به گشت‏وگذار بپردازند و مسجدالحرام نيز همواره جاى امن نبوده، حجّاج ‏بن ‏يوسف آنجا را محاصر كرد و با منجنيق عبداللَّه‏ بن ‏زبير را در داخل كعبه از پاى درآورد، حتى حجرالاسود نيز از منجنيق آسيب ديد. ] ر.ك: ذهبى، تاريخ‏الاسلام، ج 5، ص 315]. در حادثه قرامطه چقدر انسان بى‏گناه در كنار كعبه كشته شد و حجرالاسود به يغما رفت. ] مهدى ‏پور، تاريخ الوهابيّين، چ قاهره، ص 41]. در طول دو قرن چقدر انسان بى‏گناه در داخل مسجدالحرام توسط وهابيان كشته شد، كه آخرين مورد آنها جهيمان، قحطانى و ديگر افراد متحصّن در مسجدالحرام، در اول محرم 1400 ه. ق بود. ] ر.ك: سيد هادى خسروشاهى، مصلح جهانى، ص 50]. اگر از بيان امام صادق‏عليه السلام چشم‏پوشى شود، اين دو آيه معنى نخواهد داشت.

23-    شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

24-    آيةاللَّه صافى، منتخب‏الأثر، ج 2، ص 235 - 222.

25-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 362.

26-    عياشى، التفسير، ج 1، ص 165.

27-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 309.

28-    شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381.

29-    طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 478.

30-    شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

31-    ابن صباغ مالكى، الفصول‏المهمة، ص 302.

32- شيخ طوسى، الغيبة، ص 283.

33- ابن‏فتال نيشابورى، روضةالواعظين، ج 2، ص 17.

34-    طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 471.

35-    حاكم نيشابورى، مستدرك‏الصّحيحين، ج 4، ص 465.

36- شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 2، ص 672.

37-    بحرانى، حليةالابرار، ج 5، ص 494.

38- نيلى، منتخب‏الانوار المضيئة، ص 195.

39- متقى هندى، كنزالعمال، ج 14، ص 519.

40- طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 307.

41- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

42- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

43-    شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222.

44-    ذهبى، ميزان‏الاعتدال، ج 3، ص 449.

45-  كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129.

46-    طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497.

47-    كورانى، معجم احاديث الامام‏المهدى، ج 1، ص 471، ح 316.

48-  شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573.

49-    شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 1، ص 268.

50- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115.

51- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270.

                                                                                              دبيرخانه اجلاس حضرت مهدي

                                                                                                                  علي اكبر ولايتي

برگرفته از سایت تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط علی شاطری  | 

ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«
شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»
پیامبر
ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.
هنگامی که
ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:" هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد."
بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال
ماه شعبان ( که یکی از آنها خواندن صلوات شعبانیه و دگری که از زیباترین مناجات هاست و منسوب به امیر مؤمنان حضرت علی (ع) ـ مناجات شعبانیه است ) ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در
ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین و امام علی بن الحسین و امام مهدی و حضرت ابوالفضل علیهم السلام است.

منابع: هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 9:12 بعد از ظهر  توسط علی شاطری  | 

امام مهدى و شكوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان

گفتار سوم :  مدينه‌ي فاضله

رشد

 

• در آمد

• شكوفايى علم و فرهنگ

• رشد عجيب فناورى

• بهداشت جهانى

• امنيت جهانى

• عدالت فراگير

رفاه همگانى

• آبادانى جهان

• رضايت همگانى

• فرماندهان لشكرى و كشورى

• تنها رهبر

         

          • در آمد

در تورات، انجيل، زبور و ديگر كتب آسمانى نكات برجسته و زيبايى پيرامون سيماى حكومت جهانى حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - آمده كه شرح آن به روايت قرآن كريم چنين است:

"وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ"

ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته‏ام به ارث مى‏برند.(1)

اطلاع‏رسانى گسترده‏اى كه در كتب آسمانى توسط پيامبران الهى پيرامون وضعيت جهان در دولت حضرت مهدى  آمده؛ بسيار حائز اهميت است و خود نيازمند تأليف كتابى مستقل مى‏باشد.(2)

بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى  و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده كه به دليل رعايت اختصار از همه آنها صرف‏نظر مى‏كنيم.(3)

بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد.(4)

ما در بخش پايانى اين نوشتار تنها به شمارى از احاديث وارده پيرامون مطالب طرح شده در اين مقال اشاره مى‏نمائيم:

 

            • شكوفايى علم و فرهنگ

روايات فراوانى به توسعه بسيار گسترده دانش و فرهنگ در عصر ظهور اشاره نموده، از قبيل:

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

دانش 27 حرف است، همه آنچه پيامبران آورده‏اند دو حرف است، تا به امروز مردم جز با دو حرف آشنا نشده‏اند، هنگامى كه قائم  قيام مى‏كند، 25 حرف ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم منتشر نمايد، آن دو حرف را نيز به آنها پيوست مى‏كند تا همه 27 حرف منتشر گردد.(5)

بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى  و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده و بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد

هنگامى كه برق اختراع شد، يك علم به هزاران علم موجود افزوده شد و چهره جهان تغيير يافت. چنانكه با راه‏اندازى اينترنت در جهان معاصر، ارتباطات جهانى به كلّى دگرگون گرديد. بر اساس حديث فوق مهدى موعود بر دانش موجود 12/5 برابر، يعنى 1250% خواهد افزود كه با اين بيان ترسيم جهان در عصر موعود براى ما غيرممكن است.

حضرت در حديث ديگرى فرمود:

هنگامى كه قائم ما قيام كند، زمين با نور صاحبش روشن گردد. مردم از نور خورشيد بى‏نياز شوند، شب و روز يكسان گردد و تاريكى رخت بَربندد.(6)

اين روايت با آيات قرآنى دقيقاً منطبق مى‏باشد.(7)

در احاديث عامّه آمده است:

بعد از شما اقوامى خواهد بود كه زمين در زير گامهاى آنها نَوَرديده مى‏شود و جهان براى آنها گشوده مى‏گردد ... اگر يكى از آنها بخواهد در يك ساعت به شرق دنيا يا غرب دنيا برود خواهد توانست.(8)

امام صادق‏عليه السلام در ترسيم مراسم بيعت مى‏فرمايد:

در شب 23 رمضان به نام قائم منادى آسمانى ندا سر دهد، و در روز عاشورا كه روز شهيد شدن حسين‏بن على‏عليه السلام است قيام مى‏كند. گويى او را با چشم خود مى‏بينم كه در روز شنبه دهم محرم در ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در پيشاپيش او ندا مى‏كند: "بيعت براى خدا" پس پيروانش از اقطار و اكناف جهان به سوى او سرازير مى‏شوند، زمين زير پاى آنها درنورديده شود، تا با او بيعت كنند.(9)

در اين حديث احتمال اين معنى هست كه منظور از درنورديده شدن زمين، طىّ‏الأرض باشد. ولى در حديث قبلى بى‏گمان پيشرفت صنعت و تكنيك منظور شده، زيرا آنجا قيد يك ساعت دارد، در حاليكه در طىّ‏الأرض صحبت از ساعت و دقيقه نيست. چراكه در يك لحظه انجام مى‏پذيرد.

 

               • رشد عجيب فناورى

در مورد سيماى شگفت جهان در عصر حضرت صاحب‏الزمان ‏عليه السلام احاديث فراوان از پيشوايان معصوم رسيده كه پيشرفت فناورى جهان را به شكل شگفت‏آورى ترسيم نموده‏اند و اينك چند نمونه:

امام باقرعليه السلام در حديث معتبر و مورد استنادى مى‏فرمايد:

چون قائم ما قيام كند خداوند بر توان ديد و شنيد شيعيان ما مى‏افزايد، بطوريكه در ميان آنها و قائم پيكى نخواهد بود. او براى آنها سخن مى‏گويد و آنها در هر جايى كه هستند سخنانش را مى‏شنوند و به چهره‏اش مى‏نگرند.(10)

امام صادق‏عليه السلام در همين رابطه فرمود:

در زمان قائم شخص مؤمن كه در مشرق باشد، برادرش را كه در مغرب باشد مى‏بيند.(11)

"وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ"

ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته‏ام به ارث مى‏برند

در عصر فن‏آورى اطلاعات و ارتباطات فهم اين احاديث بسيار ساده است. ولى در دوران ائمّه‏عليهم السلام دانستن آن بسيار سخت بوده، و راويان حديث تنها در پرتو ايمان راسخ به امام معصوم آنها را پذيرفته و براى نسل بعدى نقل كرده‏اند. اگرچه ما مطمئن نيستيم كه آيا اين صحنه‏هاى شگفت در اثر پيشرفت سريع فناورى است يا در پرتو اعجاز امام‏عليه السلام؟! به هر حال سيماى جهان در عصر موعود اينگونه خواهد بود.

امام صادق‏عليه السلام فرود آمدن حضرت مهدى  را به هنگامه ظهور اينگونه تشريح مى‏كند:

"يَنْزِلُ فى سَبْعِ قُبابٍ مِنْ نُور"

او در هفت خيمه از نور فرود مى‏آيد.(12)

جالب توجه است كه امروزه به بشقاب‏هاى پرنده نيز قباب مى‏گويند.

و در احاديث عامّه آمده است:

"وَ تُكَلِّمُ الرَّجُلَ عَذَبَةُ سَوْطِهِ وَ شِراكُ نَعْلِهِ، وَ تَخْبِرُهُ بِما اَحْدَثَ اَهْلُهُ بَعْدَهُ"

منگوله شمشير و بند كفش با انسان سخن مى‏گويد و به او خبر مى‏دهد كه خانواده‏اش بعد از او چه كارى انجام داده‏اند.(13)

ظرافت و لطافت حديث بر همگان روشن است و جالب توجه است كه در عصر رسالت هرگز چنين معنائى به ذهن احدى خطور نمى‏كرد تا آن را جعل كند. لذا محققان معتقدند كه در اينگونه احاديث به بررسى سند نيازى نيست.

 

               • بهداشت جهانى

عليرغم اين همه پيشرفت چشم‏گير پزشكى، پيدايش تخصّص‏هاى فراوان، كشف آثار شگفت گياهان در معالجه امراض؛ در عين حال همه روزه شاهد رشد سريع بيمارى‏ها و پيدايش امراض گوناگون ناشناخته هستيم. ولى در عصر موعود پيشرفت علم پزشكى و گستره بهداشت جهانى به حدى مى‏رسد كه آمار بيماران در جهان به صفر مى‏رسد.

امام صادق‏عليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:

"لايَبْقى عَلى وَجهِ الأرضِ أَعْمى وَ لامُقْعِدٌ وَ لا مُبْتلى"

بر روى زمين، نابينا، زمين‏گير و هيچ مريض ديگرى نمى‏ماند.(14)

 

                • امنيت جهانى

در جهان كنونى، رقم بسيار بالايى از بودجه كشورها به تسليحات نظامى اختصاص مى‏يابد. در دولت حضرت مهدى  هزينه‏هاى تسليحاتى به صفر مى‏رسد و امنيت در بالاترين حدّ برقرار مى‏شود.

اميرمؤمنان‏عليه السلام مى‏فرمايد:

هنگامى كه قائم قيام كند، با عدالت رفتار مى‏كند. ظلم و ستم در زمان او رخت برمى بندد، راه‏ها امن مى‏شود. زمين بركاتش را بيرون مى‏فرستد و هر حقى به صاحبش بر مى‏گردد.(15)

در حديث ديگرى فرمود:

يك پيرزن از عراق تا شام گام مى‏سپارد... زنبيلش بر سرش باشد، نه درنده‏اى او را مى‏آزارد و نه از چيزى هراس مى‏كند.(16)

امام صادق‏عليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود:

اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانه‏هاى آنها وارد مى‏شود، آنگونه كه سرما  و گرما به داخل خانه‏ها نفوذ مى‏كند

امام باقرعليه السلام نيز فرمود:

يك پيرزن فرتوت از مشرق تا مغرب مى‏رود، بدون اينكه احدى براى او مانع ايجاد كند.(17)

امام صادق‏عليه السلام در تفسير آيه شريفه "وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً" هركس وارد آنجا (مسجدالحرام) شود در امان خواهد بود؛(18) فرمود:

"فَمَنْ بايَعََهُ، وَ دَخَلَ مَعَهُ، وَمَسحَ عَلى يَدِهِ، وَ دَخلَ فى عَقْدِ اَصحابِهِ، كانَ امِناً"

هركس با او بيعت كند و همراه او وارد مسجدالحرام شود، با او دست دهد و در زمره ياران او قرار بگيرد؛ در امان خواهد بود.(19)

و در تفسير آيه شريفه "سيروا فيها لَيالِىَ وَ ايَّاماً امِنينَ"؛ بگو: شبها و روزها در آنجا با ايمنى كامل سير كنيد؛(20) فرمود:

"مَعَ قائِمِنا اَهلَ‏ البَيْتِ"؛ همراه با قائم ما اهل‏بيت.(21)

اين دو حديث بسيار جالب است. چراكه بدون اين توضيح، معناى آيه درست نمى‏شود.(22)

امام صادق در مقام تشريح گستره عدل مهدوى فرمود:

"وَ اصْطَلَحتِ السِّباعُ وَ الْبَهائِمُ"؛ حتى درندگان و حيوانات با يكديگر آشتى مى‏كنند.(23)

 

                • عدالت فراگير

روايات در مورد عدل فراگير كه توسط حضرت مهدى  در گستره زمين برقرار مى‏شود، بسيار فراوان است. در 148 حديث به اين تعبير آمده است:

"يَمْلَاُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلما"ً؛ زمين را پر از عدل و داد مى‏كند، همانگونه كه پر از جور و ستم شده باشد.(24)

امام صادق‏عليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود:

اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛

به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانه‏هاى آنها وارد مى‏شود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانه‏ها نفوذ مى‏كند.(25)

 

              رفاه همگانى

امام باقرعليه السلام در مورد فقرزدائى آن حضرت مى‏فرمايند:

"وَ لا غارِماً اِلّا قَضى دَيْنَهُ"؛ هيچ شخص مقروضى در روى زمين باقى نمى‏ماند جز اينكه قرض او را ادا مى‏كند.(26)

و در مورد رفع تبعيضات فرمود:

"اِذا قامَ قائِمُنا اِضْمَحَلَّتِ القَطائِع"؛ چون قائم ما قيام كند، تيول و قطايع برچيده شود.(27)

امام صادق‏عليه السلام در مور ريشه‏كن شدن فقر مى‏فرمايد:

هر يك از شما به دنبال كسى مى‏گردد كه او را صله كند و زكاتش را بپذيرد، ولى هرگز كسى را پيدا نمى‏كند كه زكات را از او بپذيرد، زيرا همگان از فضل پروردگار بى‏نياز مى‏شوند.(28)

رسول‏اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در مورد رفاه عمومى در عهد آن حضرت مى‏فرمايد:

امت من در زمان او آنقدر در نعمت فرو مى‏روند كه هرگز چنين نعمت و رفاهى ديده نشده، خداوند آسمان را سيل‏آسا براى آنها فرو مى‏ريزد و زمين چيزى از گياه و ميوه‏جاتش را ذخيره نمى‏كند.(29)

 

             • آبادانى جهان

در روايات فراوان آمده است كه مهدى  حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى، بنيان مى‏گذارد و جهان را سرسبز و خرم مى‏نمايد:

اميرمؤمنان‏عليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:

يك خانم در ميان عراق و شام گام مى‏سپارد، هرگز قدمى جز بر روى سبزيجات نمى‏گذارد.(30)

امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحب‏الزمان‏عليه السلام مى‏فرمايد:

"فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛

در روى زمين ويرانه‏اى نمى‏ماند جز اينكه آنرا آباد مى‏سازد.(31)

اميرمؤمنان‏عليه السلام در مورد زيباسازى و سالم‏سازى شهرها مى‏فرمايد:

جاده‏هاى اصلى را توسعه مى‏دهد، آنها را به 60 ذراع مى‏رساند ... هر پنجره‏اى كه به سوى خيابان باشد مسدود مى‏كند. هر بالكن، ناودان و فاضلابى كه به طرف خيابان باشد مسدود مى‏كند.(32)

امام باقرعليه السلام در مورد خدمت‏رسانى دولت مهدوى مى‏فرمايد:

فرمان مى‏دهد كه از پشت حرم امام حسين‏عليه السلام رودى را به سوى نجف‏اشرف حفر كنند تا آب وارد نجف شود. آن‏گاه بر دهانه‏هاى آن پل‏ها و آسياب‏ها مى‏سازد.(33)

 

              • رضايت همگانى

از روزى كه آدم ابوالبشر بر روى اين كره خاكى پا نهاده، هيچ حكومتى نيامده كه همگان از حاكميت آن خشنود باشند. زيرا هرگز همه اهل زمين از صالحان نبوده‏اند و همه نيازهاى آنها تأمين نشده است؛ ولى در حكومت جهانى آن مصلح آسمانى همه صالح و طرفدار حكومت صالحان خواهند بود و همه نيازهاى مادى و معنوى آنها تأمين خواهد شد. بنابراين همه آسمانى‏ها و زمينى‏ها از آن خشنود خواهند بود.

امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحب‏الزمان‏عليه السلام مى‏فرمايد:

"فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛ در روى زمين ويرانه‏اى نمى‏ماند جز اينكه آنرا آباد مى‏سازد

رسول‏اكرم‏ صلى الله عليه و آله و سلم در اين رابطه فرمود:

"يَرْضى بِهِ ساكِنُ السَّماءِ وَ ساكنُ الْاَرضِ"؛ ساكنان زمين و آسمان از او خشنود مى‏گردند.(34)

و در حديث ديگرى فرمود:

"تَتَمَنَّى الأحياءُ الأمْواتَ مِمّا صَنعَ ‏اللَّهُ عزَّوجلَّ بِاهْلِ الأرضِ مِنْ خيرِهِ"؛ زندگان مرده‏هاى خود را آرزو مى‏كنند كه اى كاش بودند و مى‏ديدند كه خداوند چقدر به اهل زمين عنايت فرموده است.(35)

 

           • فرماندهان لشكرى و كشورى

يكى از مهم‏ترين عوامل موفقيت حضرت مهدى  در اداره دهكده جهانى، وجود اصحاب و ياران خاص آن حضرت مى‏باشد كه از ويژگى‏هاى فراوان برخوردارند. به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

گويى قائم را بر فراز منبر كوفه مى‏بينم كه 313 نفر (به تعداد اصحاب بدر) در اطراف او هستند. آنها پرچم‏داران و زمامداران روى زمين از سوى خداوند هستند.(36)

امام باقرعليه السلام در اين رابطه فرمود:

گويى اصحاب قائم را مى‏بينم كه بر شرق و غرب جهان سيطره يافته‏اند. چيزى در جهان نيست جز اينكه از آنها فرمان مى‏برد و خشنودى آنان را در هر چيزى مى‏طلبد، حتى درنگان زمين و پرندگان آسمان.(37)

امام صادق‏عليه السلام در وصف آنان مى‏فرمايد:

آثار سجده در پيشانى آنان آشكار است، آنها شيران روز و راهبان شب هستند. گويى بدن‏هاى آنها قطعات آهن مى‏باشد، به هر يك از آنها نيروى چهل مرد داده شده است.(38)

اميرمؤمنان‏عليه السلام در يك تعبير بسيار بلند از ميزان شناخت آنها پرده برمى‏دارد و مى‏فرمايد:

"رِجالٌ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَته"؛

آنها مردانى هستند كه خداى را آن‏گونه كه بايد شناخته‏اند.(39)

امام باقرعليه السلام در وصف آنان مى‏فرمايد:

"هُمُ‏ النُّجَباءُ وَ القُضاةُ و الحُكّامُ، وَ الفُقَهاءُ فىِ ‏الدّين"؛ آنها بزرگواران ، داوران ، زمامداران و كارشناسان احكام دين مى‏باشند.(40)

امام هشتم مى‏فرمايد:

"وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است

اميرمؤمنان بر جوان بودن آنها تكيه كرده مى‏فرمايد:

ياران حضرت مهدى همه جوان هستند، كهنسالى در ميان آنها جز به مقدار نمك طعام و سرمه چشم نخواهد بود.(41)

            • تنها رهبر

همه آنچه پيرامون گارگزاران دولت حضرت مهدى  گفته شد؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مى‏باشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد.

اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مى‏ورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد.

امام رضاعليه السلام در اين رابطه مى‏فرمايد:

حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مى‏كند و اگر در ميان كوه‏ها بانگ برآورد، صخره‏هايش فرو ريزد.(42)

اگر يوسف كنعان به جهت جمال بى‏نظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ ‏الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(43)

پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود:

"وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهره‏اش چون ستاره سحر است.(44)

اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديده‏اند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است:

امام هشتم مى‏فرمايد:

"وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛

مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربان‏تر است.(45)

اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مى‏نويسد:

"اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نمى‏بريم.(46)

اين ويژگى‏ها او را محبوب‏ترين انسان جهان نموده، با اين حال:

در منابع عامه آمده است كه:

"يُلقِى ‏اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دل‏هاى مردم مى‏اندازد.(47)

اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه:

پيامبر رحمت مى‏فرمايد:

بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسى‏بن‏مريم پشت سرش نماز مى‏گذارد.(48)

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دل‏آراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد و فرمود:

"طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(49)

اميرمؤمنان‏عليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مى‏فرمايد:

برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخ‏هاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمن‏شكن ...

آن‏گاه دست روى سينه نهاده مى‏فرمايد:

"هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(50)

و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مى‏گويد مى‏فرمايد:

"وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(51)

                                                                                                                  

 

 

 


1-    سوره انبياء (21)، آيه 105.

2-   عليرغم اينكه به جز قرآن همه كتب آسمانى دستخوش تحريف شده‏اند، بسيارى از نويدهاى پيامبران عظيم‏الشأن پيرامون آخرين حجت و سيماى جهان در كتب آسمانى موجود، جايگاه خاصى دارد. ر.ك: مهدى‏پور، او خواهد آمد، ج 12، ص 144 - 117 .

3- ر.ك: سيدداود ميرصابرى، الآيات الباهرة؛ سيدهاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فى‏القائم الحجة؛ سيدصادق شيرازى، المهدى فى‏القرآن و بيش از 20 عنوان ديگر كه در »كتابنامه حضرت مهدى« ج 2، ص 808 شناسانده شده است.

4-   تنها در كتاب »منتخب الأثر« از آيةاللَّه صافى‏گلپايگانى 1200 حديث بدون تقطيع و بدون تكرار، در سه مجلد، پيرامون آن حضرت آمده است.

5-    قطب‏راوندى، الخرائج والحرائج، ج 2، ص 841.

6-   طبرى امامى، دلائل الامامة، ص 486.

7-    وأشرقت الأرض بنور ربها، سوره زمر(39)، آيه 69.

8-    شيرويه، فردوس‏الأخبار، ج 2، ص 449، ح 3255.

9-  شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 379.

10-    كلينى، الكافى، ج 8، ص 201، ح 329.

11-    شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 584.

12-   عياشى، التفسير، ج 1، ص 214.

13-    شرويه، فردوس‏الأخبار، ج 5، ص 98، ح 7298.

14-   علامه مجلسى، بحارالانوارج 53، ص 62.

15-    شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384.

16-    شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

17-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 345.

18-   سوره آل‏عمران(3)، آيه 97.

19-   شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 91، ب 81، ح 5.

20-    سوره سبأ(34)، آيه 18.

21-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 314.

22-  زيرا در زير آسمان جايى سراغ نداريم كه مردم بتوانند شب‏ها و روزها در آن با ايمنى كامل به گشت‏وگذار بپردازند و مسجدالحرام نيز همواره جاى امن نبوده، حجّاج ‏بن ‏يوسف آنجا را محاصر كرد و با منجنيق عبداللَّه‏ بن ‏زبير را در داخل كعبه از پاى درآورد، حتى حجرالاسود نيز از منجنيق آسيب ديد. ] ر.ك: ذهبى، تاريخ‏الاسلام، ج 5، ص 315]. در حادثه قرامطه چقدر انسان بى‏گناه در كنار كعبه كشته شد و حجرالاسود به يغما رفت. ] مهدى ‏پور، تاريخ الوهابيّين، چ قاهره، ص 41]. در طول دو قرن چقدر انسان بى‏گناه در داخل مسجدالحرام توسط وهابيان كشته شد، كه آخرين مورد آنها جهيمان، قحطانى و ديگر افراد متحصّن در مسجدالحرام، در اول محرم 1400 ه. ق بود. ] ر.ك: سيد هادى خسروشاهى، مصلح جهانى، ص 50]. اگر از بيان امام صادق‏عليه السلام چشم‏پوشى شود، اين دو آيه معنى نخواهد داشت.

23-    شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

24-    آيةاللَّه صافى، منتخب‏الأثر، ج 2، ص 235 - 222.

25-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 362.

26-    عياشى، التفسير، ج 1، ص 165.

27-    علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 309.

28-    شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381.

29-    طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 478.

30-    شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419.

31-    ابن صباغ مالكى، الفصول‏المهمة، ص 302.

32- شيخ طوسى، الغيبة، ص 283.

33- ابن‏فتال نيشابورى، روضةالواعظين، ج 2، ص 17.

34-    طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 471.

35-    حاكم نيشابورى، مستدرك‏الصّحيحين، ج 4، ص 465.

36- شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 2، ص 672.

37-    بحرانى، حليةالابرار، ج 5، ص 494.

38- نيلى، منتخب‏الانوار المضيئة، ص 195.

39- متقى هندى، كنزالعمال، ج 14، ص 519.

40- طبرى امامى، دلائل‏الامامة، ص 307.

41- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

42- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322.

43-    شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222.

44-    ذهبى، ميزان‏الاعتدال، ج 3، ص 449.

45-  كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129.

46-    طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497.

47-    كورانى، معجم احاديث الامام‏المهدى، ج 1، ص 471، ح 316.

48-  شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573.

49-    شيخ صدوق، كمال‏الدين، ج 1، ص 268.

50- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115.

51- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270.

 دبيرخانه اجلاس حضرت مهدی

 علي اكبر ولايتي

 

برگرفته از سایت تبیان

                                                                                                         

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 8:50 بعد از ظهر  توسط علی شاطری  |