|
|
|
||||||||
|
|||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
|||||||||
|
|
|
|
|
ضمن تبریک وگرامیداشت یاد وخاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس خاطرهای از شهید مهدی باکری تقدیم می گردد ماجراي كاپشن
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 2 مهر1386ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
درون محبسِ هارون
در عزاى موسى جعفر عليه السلام
محسن حافظى
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 11:31 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||
|
تسلیت با د شهادت امام موسی بن جعفر (ع) بر همه شیعیان جهان
ورقهايي از زندگي امام کاظم عليه السلام حضرت امام موسى بن جعفر عليهماالسلام، معروف به كاظم، باب الحوائج و عبد الصالح در روز يكشنبه 7 صفر سال 128 قمرى در روستاى «ابواء»، دهى در بين مكه و مدينه، متولد گرديد. نام مادر آن حضرت، حميده است. آن حضرت در 25 رجب سال 183 قمرى، در زندان هارون الرّشيد عبّاسى در بغداد، در 55 سالگى به دستور هارون مسموم گرديد و به شهادت رسيد. مرقد شريفش در كاظمين، نزديك بغداد، زيارتگاه شيفتگان حضرتش ميباشد. حضرت امام موسي كاظم عليه السلام، سي و هفت فرزند پسر و دختر از خود به جاي گذارده كه والاترينشان حضرت علي بن موسي الرّضا عليه السلام ميباشد. امام موسى کاظم عليه السلام همان راه و روش پدرش حضرت صادق عليه السلام را بر محور برنامه ريزى فكرى و آگاهى عقيدتى و مبارزه با عقايد انحرافى، ادامه داد. ابن حجر هيثمى ميگويد: «موسى كاظم وارث علوم و دانشهاى پدر و داراى فضل و كمال او بود وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوق العاده كه در رفتار با مردمِ نادانِ زمان از خود نشان داد، لقب كاظم يافت، و در زمان او هيچ كس در معارف الهى و دانش و بخشش به پايه او نميرسيد.» آن حضرت با دلائل استوار، بيمايگىِ افكار اِلحادى را نشان ميداد و منحرفان را به اشتباه راه و روششان آگاه ميساخت. كم كم جنبش فكرى امام درخشندگى يافت و قدرت علمياش دانشمندان را تحت الشعاع خود قرار داد. اين كار بر حاكمان حكومت عباسى سخت و گران آمد و به همين دليل با شيفتگان مكتبش با شدت و فشار و شكنجه برخورد كردند. از اين رو، امام كاظم عليه السلام به يكى از شاگردان معروفش به نام هشام هشدار داد به خاطر خطرهاى موجود، از سخن گفتن خوددارى كند و هشام هم تا هنگام مرگ خليفه، از بحث و گفتگو خوددارى كرد. ابن حجر هيثمى ميگويد: «موسى كاظم وارث علوم و دانشهاى پدر و داراى فضل و كمال او بود وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوق العاده كه در رفتار با مردمِ نادانِ زمان از خود نشان داد، لقب كاظم يافت، و در زمان او هيچ كس در معارف الهى و دانش و بخشش به پايه او نميرسيد.» امام كاظم عليه السلام در برابر دستگاه ظلم و ستم عباسى موضع سلبى و منفى را در پيش گرفت و دستور داد تا شيعيان در دعاوى و منازعات خود، به دستگاه دولتى روى نياورند و به آنان شكايت نبرند و سعى كنند با قرار دادن قاضى تحكيم در ميان خويش، منازعات را فيصله دهند. امام کاظم عليه السلام درباره حاكمان غاصب زمانش فرمود: «هر كس بقاى آنان را دوست داشته باشد از آنان است و هر كس از آنان باشد وارد آتش گردد.» بدين وسيله آن حضرت، خشم و نارضايتى خود را از حكومت هارون پياپى ابراز ميفرمود و همكارى با آنان را در هر صورت حرام ميدانست و اعتماد و تكيه بر آنان را منع ميكرد و ميفرمود: «بر آنان كه ستمكاراند تكيه مكنيد كه گرفتار دوزخ ميشويد.» امام کاظم عليه السلام درباره حاكمان غاصب زمانش فرمود: «هر كس بقاى آنان را دوست داشته باشد از آنان است و هر كس از آنان باشد وارد آتش گردد.» متن نامه امام کاظم عليه السلام به هارون امام در زندان نامهاى به هارون فرستاد و در آن نامه نفرت و خشم خود را به او ابراز فرمود، متن نامه چنين است: «هرگز بر من روزى پر بلا نميگذرد، كه بر تو روزى شاد سپرى ميگردد، ما همه در روزى كه پايان ندارد مورد حساب قرار ميگيريم و آنجاست كه مردم فاسد زيان خواهند ديد.» امام كاظم عليه السلام در زندان، شكنجهها و رنجهاى فراوان را تحمل كرد، دست و پاى مباركش را به زنجير مىبستند و آزارهاى كشنده بر او روا ميداشتند. و سرانجام زهرى كشنده به او خوراندند و مظلومانه او را به شهادت رساندند. منبع: پايگاه استاد حسين انصاريان
در عزاى موسى جعفر عليه السلام زن گنهکار چگونه هدايت شد؟ مرحوم مجلسي نقل کرده است که هارون، خليفه مقتدر و بيحياي عبّاسي دستور داد کنيز زيبا صورتي را براي خدمت کردن به امام موسي بن جعفر عليهماالسلام به زندان بردند (و منظورش بدنام کردن حضرت بود). امام پيغام داد" «بَل انتُم بِهَديّتکُم تَفرَحُون(1)؛ اين شما هستيد که با هداياي خود شادمان ميشويد»؛ من به کنيز و امثال آن نيازي ندارم. هارون از اين پيام سخت خشمگين شد و گفت: به او بگوييد ما به رضاي تو کنيز را به زندان، نزد تو نفرستاديم، و دستور داد که کنيز را نزد حضرت بگذارند و باز گردند. مدتي گذشت، هارون خادمش را به زندان فرستاد تا خبري بگيرد. خادم به زندان رفت. با کمال تعجب ديد آن کنيز به سجده رفته است و مرتب ميگويد: قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ، جريان را به هارون گزارش داد. هارون گفت: به خدا سوگند! موسي بن جعفر او را سحر کرده است، کنيز را بياوريد. کنيز را به حضور هارون آوردند، نگاهش را به آسمان دوخت و ساکت ايستاد. هارون پرسيد: تو را چه شده؟ گفت: خبر تازهاي دارم! وقتي مرا به زندان بردند ديدم اين مرد مرتب نماز ميخواند، بعد از نماز مشغول تسبيح و تقديس خداوند ميشود. به او عرض کردم: مولاي من! شما کاري نداريد برايتان انجام دهم؟ فرمود: با تو چه کار دارم؟ عرض کردم: مرا براي خدمت به شما آوردهاند. آن بزرگوار با دست اشاره کرد و فرمود: پس اينها چه کارهاند؟! نگاه کردم، باغي ديدم بسيار وسيع و زيبا که اول و آخر آن ناپيدا بود، فرشهاي نفيس در آن گسترده بود و حوريههاي بسيار زيبا با لباسهاي آراسته در آن جا بودند که هرگز نظير آنها را نديده بودم. با مشاهده آنها در برابر خداي خود به سجده افتادم و در سجده بودم که خادم تو به سراغم آمد و مرا نزد تو آورد. هارون گفت: اي ناپاک! شايد وقتي به سجده رفتي اينها را در خواب ديدي؟ گفت: نه! به خدا سوگند! اين واقعيّات را پيش از سجده ديدم و بعد از مشاهده آنها به سجده افتادم. هارون (به فردي) گفت: اين ناپاک را بگير و مراقب باش کسي اين مطلب را از او نشنود، اما کنيز بدون درنگ مشغول نماز شد. از او پرسيدند: چرا چنين ميکني؟ گفت: عبد صالح (موسي بن جعفر عليهماالسلام) را چنين يافتم ... . راوي اين داستان ميگويد: اين کنيز زندگي خود را به همين منوال در بندگي خدا سپري کرد تا از دنيا رفت. اين قضيه چند روز قبل از شهادت امام کاظم عليه السلام رخ داد.(2) شَرَفُ المُومِنِ قِيامُ اللَّيلِ وَ عِزّهُ استِغناءُهُ عَنِ النّاسِ.(3) شرف مومن در گرو نماز شب و عزّت او در گرو بينيازي او از مردم است. امام صادق عليه السلام پينوشتها: 1- نمل /36 2- بحارالانوار، ج 48، ص 238. 3- همان، ج 72، ص 109. منبع: جلوههاي تقوا، ج 3، محمدحسن حائري يزدي .
![]()
|
||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 9:52 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
ضمن عرض تسلیت بمناسبت سالگرد شهدای هفتم تیر زندگینامه تاریخی شهید مظلوم آیت الله بهشتی برای استفاده علاقمندان تقدیم می گردد زندگینامه شهید بهشتی تولد: آبان 1307 در محله لُنبان اصفهان در یک خانوادة روحانی پدر: حجت الاسلام سید فضل الله حسینی بهشتی. مادر: معصومه بیگم خاتون آبادی سال1311 : آغاز تحصیل در سن چهار سالگی سال1314 : تحصیل در دبستان ثروت (اصفهان) سال1317: تحصیل در دبیرستان سعدی (اصفهان) سال1321: ترک تحصیل در دبیرستان (سال سوم) و آغاز تحصیل علوم حوزوی در مدرسه صدر (اصفهان) سال1324: تحصیل ادبیات عرب,، فقه و اصول ، منطق و دروس ابتدایی فلسفه (اصفهان) شهریور 1325: مهاجرت و اقامت در مدرسه حجتیه و استفاده از محضر اساتیدی چون آیت الله داماد، آیت الله اردکانی (قم) فروردین 1326: شروع درس در محضر امام خمینی، آیت الله حجت و آیت الله العظمی بروجردی (قم) ؛ رمضان 1326: آغاز سفرهای تبلیغی به دورترین روستاها همراه آقایان مرتضی مطهری و منتظری به توصیه آیت الله العظمی بروجردی سال1327: مباحثه و آشنایی با آقایان محمد مفتح,، موسی شبیری زنجانی، موسی صدر، ناصر مکارم شیرازی، احمد آذری قمی، سید مهدی روحانی، علی مشکینی اردبیلی و عبدالرحیم ربانی شیرازی سال1328: شروع جلسات « گفتار ماه » و انتشار مقالات آن جلسهها در کتابهای « گفتار ماه» و « گفتار عاشورا» سال1329: شرکت در امتحان دیپلم ادبی و امتحان ورودی دانشکدة معقول و منقول ( الهیات و معارف اسلامی) دانشگاه تهران سال1330: عزیمت به تهران و آموختن زبان انگلیسی (به طور فشرده) 29 / 4 / 1330: حضور در ستاد اعتصاب تلگرافخانة اصفهان، علیه صحبتهای قوام و سخنرانی که منجر به احضار در شهربانی شد سال1330: بازگشت به قم و تدریس زبان انگلیسی در دبیرستانها و تکمیل تحصیلات و تدریس در حوزة علمیه قم؛ آشنایی با علامه سید محمد حسین طباطبایی و شرکت در جلسات بحث کتاب « اصول فلسفه و روش رئالیسم» ؛ سال1333: تأسیس دبیرستان « دین و دانش» در قم سال 1334: اخذ مدرک کارشناسی رشته معقول ( فلسفه و حکمت اسلامی) با عنوان پایان نامه « بساطت یا ترکب جسم» زیر نظر دکتر محمود شهابی و تصویب هیأت داوران با درجة عالی از دانشگاه تهران سال1335: آغاز دورة دکتری در رشتة معقول سال1338: تهیه و تنظیم کتاب « نماز چیست؟» سال 1339: سازماندهی نحوه آموزش در حوزه علمیه قم با همکاری جمعی از فضلا و تشکیل کلاس زبان انگلیسی و مکالمه عربی روزمره و علوم طبیعی برای طلاب مستعد (مدرسه حقانی) سال1339: تهیه و تنظیم مقاله « بانکداری و قوانین مالی اسلام» ، « مقاله عالم خلق و عالم امر در قرآن» و مقاله « یک قشر جدید در جامعه ما» ؛ شهریور سال1340: اجرای آزمایشی طرح نوین آموزش در حوزه به همراه آقایان علی مشکینی، عبدالرحیم ربانی شیرازی و همکاری آیت الله العظمی گلپایگانی سال1340: تهیه و تنظیم مقالههای « حکومت در اسلام» و « قانون علیت در علم و دین» در کنار سخنرانیهای مهم در جلسات ماهیانة انجمن اسلامی مهندسین خرداد 1341: زمینه سازی نهضت برای رهبری امام خمینی با ایجاد « کانون دانش آموزان قم» با همکاری آقای محمد مفتح سال1342: پیشنهاد امام خمینی جهت اقامت در اصفهان به منظور سامان دادن به فعالیتهای مبارزاتی آن شهر و عدم پذیرش ایشان به علت اهمیت شهر قم سال1342: تشکیل هسته تحقیقاتی به منظور کار پژوهشی دربارة حکومت اسلامی و ایراد سخنرانیهای مهم از جمله سخنرانی در جشن مبعث دانشگاه تهران سال1342: منع اقامت در قم به دستور ساواک و مهاجرت به تهران؛ عضویت در شورای روحانیت و فقاهت هیئتهای مؤتلفه اسلامی به توصیه امام خمینی همراه آقایان مرتضی مطهری، محی الدین انواری، و مهدی مولایی سال1343: منتظر خدمت شدن از آموزش و پرورش بر اثر فشارهای ساواک و سخنرانی در جشن میلاد پیامبر(ص) در مدرسه چهارباغ که منجربه احضار در شهربانی اصفهان شد فروردین 1344: عزیمت به آلمان با توصیه مراجع تقلید و ایجاد مرکز اسلامی هامبورگ ( آلمان ) سال1345: ارسال و تنظیم گزارشاتی از مرکز اسلامی هامبورگ برای مبارزان داخلی همچون آقایان محمد علی رجائی ، مرتضی جزایری، مهندس مهدی بازرگان و مرجع مبارز آیت الله العظمی میلانی و ... سال1347: تهیه و تنظیم کتاب « صدای اسلام در اروپا» به پنج زبان دنیا سال1348: تهیه و تنظیم مقالههای « کدام مسلک» و « نقش ایمان در زندگی اسلام» تابستان 1348: سفر به عراق و دیدار و گفت وگو با امام خمینی، آیت الله خوئی، آیت الله سید محمد باقر صدر و آیت الله حکیم سال 1348: سفر به کشورهای سوریه و لبنان و ترکیه و بازدید از فعالیتهای اسلامی و تجدید عهد با امام موسی صدر سال1349: بازگشت به ایران و ممنوعیت خروج از کشور به دستور ساواک ؛ سال1349: پرونده سازی ساواک به واسطه سخنرانیها و فعالیتها در آلمان به ویژه سخنرانی پیرامون « خداپرستی و قوانین عادلانه اسلام» 18 / 12 / 1349: اشتغال مجدد در آموزش و پرورش و کسب عنوان کارشناس ارشد کتابهای علوم دینی در« سازمان کتابهای درسی ایران» سال1350: تأسیس مرکز تحقیقات اسلامی با همکاری آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی سال1350: آغاز جلسات تفسیر قرآن و تحلیل مسائل سیاسی تحت پوشش هیأت « مکتب قرآن» سال1351: تنظیم طرح ناتمام « ایدئولوژی اسلامی برای نسل جوان» با همکاری آقای مرتضی مطهری (به توصیه امام خمینی) سال1351: تهیه و ارسال مقالة « حکم الجهاض و التعقیم فی الشریعة الاسلامیة» جهت کنفرانس سازمان بهداشت جهانی در شهر رباط ( پایتخت کشور مراکش) در زمینة تنظیم خانواده از دیدگاه اسلام سال1353: دفاع از پایان نامه دکتری تحت عنوان « مسائل ما بعدالطبیعه در قرآن »، با حضور هیأت داوران آقایان مرتضی مطهری، محمد مفتح، امیرحسین آریان پور و مصلح ( با درجة بسیار خوب) سال1353 : تنظیم کتاب « خدا از دیدگاه قرآن» 25 / 8 / 1353: سخنرانیهای متعدد پیرامون مرجعیت ، رهبری ، امامت و امت که منجر به انعکاس در گزارشات ساواک شد سال1354: دستگیری و بازداشت چند روزه در کمیته مرکزی ضد خرابکاری (بر اساس گزارشهای ساواک از سخنرانیها) 16 / 1 / 1354: برقراری مجدد جلسات « مکتب قرآن» (بعد از بازداشت) 5 / 11 / 1355: ادامه فعالیتهای روشنگرانه علیه رژیم و صدور اعلامیه به مناسبت فوت آقای محمد همایون بنیان گذار حسینیه ارشاد و تبدیل مجلس مزبور به یک تجمع سیاسی اعتراض آمیز سال1356: برقراری جلسات بحث پیرامون « شناخت از دیدگاه قرآن» (در منزل) فروردین 1357: سفر به اروپا و آمریکا جهت هماهنگی بین حرکتهای سیاسی معتقد به رهبری امام خمینی سال1357: پیریزی جامعه روحانیت مبارز همراه با آقایان مرتضی مطهری ، محمد مفتح، محمد امامی کاشانی، ملکی ، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی اصغر مروارید و … سال1357: صدور اعلامیه در اعتراض به محاصره منزل امام خمینی در عراق ؛ 16 / 7 / 1357: ارسال نامه به رئیس جمهور فرانسه برای حفظ حرمت امام خمینی در مدت اقامت ایشان در آن کشور 30 / 7 / 1357: صدور اعلامیه همراه با آقایان محمد جواد باهنر، مرتضی مطهری، مهدی کروبی ومحمد رضا مهدویکنی و محکوم کردن فاجعه مسجد کرمان آبان 1357: سفر به پاریس جهت مذاکره و هماهنگی با امام خمینی، صدور فرمان امام خمینی برای تشکیل شورای انقلاب 14 / 8 / 1357: صدور اعلامیه در اعتراض به حکومت نظامی و کشتار 13 آبان دانشگاه تهران همراه روحانیون از جمله آقایان مرتضی مطهری، محمد مفتح، محمد رضا مهدوی کنی ، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی سال1357: حضور و سخنرانی در راهپیمایی عظیم عاشورا همزمان با اوج مبارزات مردم علیه رژیم ستمشاهی 4 / 11 / 1357: سخنرانی با عنوان « اسلام دین آزادی است» بهمن 1357: تشکیل شورای انقلاب به فرمان حضرت امام با همکاری آقایان مرتضی مطهری، محمد جواد باهنر، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید محمود طالقانی، سید علی خامنه ای ، محمدرضامهدوی کنی، مهدی بازرگان، مصطفی کتیرایی، یدالله سحابی و احمد صدر سید حاج جوادی؛ 8 / 11 / 1357: تحصن همراه دیگر روحانیون در دانشگاه تهران به علت ممانعت از آمدن امام خمینی به کشور؛ 22 / 11 / 1357: پیروزی باشکوه انقلاب ملت مسلمان ایران 29 / 11 / 1357: اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی به همراه آقایان سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید علی خامنهای ، و محمد جواد باهنر 2 / 1 / 1358: سفر به کردستان همراه با آقایان داریوش فروهر، اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد صدر حاج سید جوادی، ابولحسن بنی صدر، به سرپرستی آقای طالقانی برای رسیدگی به تشنجات کردستان 9 / 3 / 1358: انتشار اولین شماره روزنامه جمهوری اسلامی ( ارگان حزب جمهوری اسلامی)؛ خرداد 1358: انتقاد از اعتراض و اعلام نظر آقای حسن نزیه درباره کمیته های انقلاب 26 / 3 / 1358: مصاحبه مطبوعاتی دفاع و توضیح دربارة مجلس خبرگان 30 / 4 / 1358: شرکت در ائتلاف بزرگ احزاب و سازمانها برای نمایندگی مجلس خبرگان 15/5/1358: اعلام نتایج قطعی مجلس خبرگان و تعلق 60% آراء مأخوذه (931 /538/ 1) از حوزه انتخابیه تهران برای دکتر بهشتی 19/5/1358: پاسخ به معترضان و منتقدان انتخابات مجلس به علت کسب آراء بالا توسط اعضاء حزب جمهوری اسلامی 4 / 12 / 1358: حکم امام به دکتر بهشتی مبنی بر مسئولیت دیوان عالی کشور ؛ 2 / 1 / 1359: سفر به مناطق جنگی غرب و جنوب کشور 29 / 3 / 1359: اظهار نظر دکتر بهشتی درباره ماجرای نوار سخنرانی آقای حسن آیت ؛ مرداد 1359: سفر دکتر بهشتی به آذربایجان و سخنرانی در جمع ارتشیان به منظور ترغیب شرکت فعالانه آنها در جنگ مرداد 1359: سفر دکتر بهشتی به آمل و سخنرانی در جمع مردم 12 / 6 / 1359: سخنرانی درباره کابینه آقای رجایی و اشغال سفارت آمریکا ؛ 29 / 8 / 1359: سخنرانی دکتر بهشتی در راهپیمایی بزرگ تاسوعا (تهران) 4 / 9 / 1359: موضع گیری و اعلام نظر درباره « مکتب و تخصص» آذر 1359: تعیین هیأت سه نفره منتخب امام در مورد اصلاحات ارضی و واگذاری زمین ( آقایان حسینعلی منتظری، علی مشکینی، سید محمد حسینی بهشتی) 16 /10/ 1359: سفر به مشهد و سخنرانی در پادگان ارتش 2 /10 / 1359: سخنرانی و اعلام نظر درباره لیبرالیسم و آزادی 16 / 11 / 1359: اظهار نظر درباره گروگانها و اسناد سفارت آمریکا 23/11/1359: سخنرانی در قم و اعلام مواضع ضد آمریکایی 25/11/1359: مصاحبه با روزنامه کیهان درباره تعدیل ثروتها، اسناد سفارت آمریکا و دادگاههای مدنی 30/11/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اعلام نظر دربارة حمله به سخنرانیها و شخصیتها (بعد از حمله به سخنرانی حجت الاسلام حسن لاهوتی در رشت) 7/12/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اظهار نظر درباره سندهای مربوط به سفر آلمان، چماقداری و آزادی 3 گروگان انگلیسی 1/12/1359: سخنرانی در زمینه جنگ و اظهار نظر دربارة هیأت اعزامی به ایران برای آتش بس با عراق ؛ 21/12/1359: اظهار نظر و موضع گیری علیه وقایع دانشگاه و خروج عده ای از نمایندگان به عنوان اعتراض ؛ 28/12/1359: مصاحبه مطبوعاتی و اعلام نظر در خصوص مشکلات داخلی و قضایای جنگ 827/1/1360: مصاحبه مطبوعاتی و بیان مسائل در رابطه جنگ و مسائل روز 7/2/1360: بیانیة 10 ماده ای امام خمینی برای حل اختلاف سران کشور ؛ 17/2/1360: دیدار از جبهههای جنوب (اهواز) 31/2/1360: مصاحبه مطبوعاتی درباره تغییرات در قوه قضاییه و مسئله سرقت اسناد وزارت خارجه ؛ 6/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و توضیح درباره جو متشنج جامعه 14/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی با شرکت خبرنگاران خارجی و داخلی و اظهار نظر درباره هیأت حل اختلاف و گفته های رئیس جمهور 17/3/1360: دیدار از جبهههای جنوب و شرکت در سمینار جنگ و جهاد و سخنرانی در اهواز 21/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و موضع گیری دربارة اختیارات رئیس جمهور طبق قانون اساسی 30/3/1360: مصاحبه مطبوعاتی و طرح مسائل مربوط به تخلفات ابوالحسن بنی صدر 7/4/1360: انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی همراه 72 تن از یاران انقلاب . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 3:13 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||