|
|
|
|
|
میلاد امام زمان بر شیعیان جهان مبارک بادمبارک باد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
امام مهدى و شكوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهانگفتار سوم : مدينهي فاضله
• در آمد
• در آمددر تورات، انجيل، زبور و ديگر كتب آسمانى نكات برجسته و زيبايى پيرامون سيماى حكومت جهانى حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - آمده كه شرح آن به روايت قرآن كريم چنين است: "وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ" ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهام به ارث مىبرند.(1)اطلاعرسانى گستردهاى كه در كتب آسمانى توسط پيامبران الهى پيرامون وضعيت جهان در دولت حضرت مهدى آمده؛ بسيار حائز اهميت است و خود نيازمند تأليف كتابى مستقل مىباشد.(2) بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده كه به دليل رعايت اختصار از همه آنها صرفنظر مىكنيم.(3) بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد.(4) ما در بخش پايانى اين نوشتار تنها به شمارى از احاديث وارده پيرامون مطالب طرح شده در اين مقال اشاره مىنمائيم:
• شكوفايى علم و فرهنگروايات فراوانى به توسعه بسيار گسترده دانش و فرهنگ در عصر ظهور اشاره نموده، از قبيل: امام صادقعليه السلام مىفرمايد: دانش 27 حرف است، همه آنچه پيامبران آوردهاند دو حرف است، تا به امروز مردم جز با دو حرف آشنا نشدهاند، هنگامى كه قائم قيام مىكند، 25 حرف ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم منتشر نمايد، آن دو حرف را نيز به آنها پيوست مىكند تا همه 27 حرف منتشر گردد.(5) بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده و بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد هنگامى كه برق اختراع شد، يك علم به هزاران علم موجود افزوده شد و چهره جهان تغيير يافت. چنانكه با راهاندازى اينترنت در جهان معاصر، ارتباطات جهانى به كلّى دگرگون گرديد. بر اساس حديث فوق مهدى موعود بر دانش موجود 12/5 برابر، يعنى 1250% خواهد افزود كه با اين بيان ترسيم جهان در عصر موعود براى ما غيرممكن است. حضرت در حديث ديگرى فرمود: هنگامى كه قائم ما قيام كند، زمين با نور صاحبش روشن گردد. مردم از نور خورشيد بىنياز شوند، شب و روز يكسان گردد و تاريكى رخت بَربندد.(6) اين روايت با آيات قرآنى دقيقاً منطبق مىباشد.(7) در احاديث عامّه آمده است: بعد از شما اقوامى خواهد بود كه زمين در زير گامهاى آنها نَوَرديده مىشود و جهان براى آنها گشوده مىگردد ... اگر يكى از آنها بخواهد در يك ساعت به شرق دنيا يا غرب دنيا برود خواهد توانست.(8) امام صادقعليه السلام در ترسيم مراسم بيعت مىفرمايد: در شب 23 رمضان به نام قائم منادى آسمانى ندا سر دهد، و در روز عاشورا كه روز شهيد شدن حسينبن علىعليه السلام است قيام مىكند. گويى او را با چشم خود مىبينم كه در روز شنبه دهم محرم در ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در پيشاپيش او ندا مىكند: "بيعت براى خدا" پس پيروانش از اقطار و اكناف جهان به سوى او سرازير مىشوند، زمين زير پاى آنها درنورديده شود، تا با او بيعت كنند.(9) در اين حديث احتمال اين معنى هست كه منظور از درنورديده شدن زمين، طىّالأرض باشد. ولى در حديث قبلى بىگمان پيشرفت صنعت و تكنيك منظور شده، زيرا آنجا قيد يك ساعت دارد، در حاليكه در طىّالأرض صحبت از ساعت و دقيقه نيست. چراكه در يك لحظه انجام مىپذيرد.
• رشد عجيب فناورىدر مورد سيماى شگفت جهان در عصر حضرت صاحبالزمان عليه السلام احاديث فراوان از پيشوايان معصوم رسيده كه پيشرفت فناورى جهان را به شكل شگفتآورى ترسيم نمودهاند و اينك چند نمونه: امام باقرعليه السلام در حديث معتبر و مورد استنادى مىفرمايد: چون قائم ما قيام كند خداوند بر توان ديد و شنيد شيعيان ما مىافزايد، بطوريكه در ميان آنها و قائم پيكى نخواهد بود. او براى آنها سخن مىگويد و آنها در هر جايى كه هستند سخنانش را مىشنوند و به چهرهاش مىنگرند.(10) امام صادقعليه السلام در همين رابطه فرمود: در زمان قائم شخص مؤمن كه در مشرق باشد، برادرش را كه در مغرب باشد مىبيند.(11) "وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ" ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهام به ارث مىبرند در عصر فنآورى اطلاعات و ارتباطات فهم اين احاديث بسيار ساده است. ولى در دوران ائمّهعليهم السلام دانستن آن بسيار سخت بوده، و راويان حديث تنها در پرتو ايمان راسخ به امام معصوم آنها را پذيرفته و براى نسل بعدى نقل كردهاند. اگرچه ما مطمئن نيستيم كه آيا اين صحنههاى شگفت در اثر پيشرفت سريع فناورى است يا در پرتو اعجاز امامعليه السلام؟! به هر حال سيماى جهان در عصر موعود اينگونه خواهد بود. امام صادقعليه السلام فرود آمدن حضرت مهدى را به هنگامه ظهور اينگونه تشريح مىكند: "يَنْزِلُ فى سَبْعِ قُبابٍ مِنْ نُور" او در هفت خيمه از نور فرود مىآيد.(12)جالب توجه است كه امروزه به بشقابهاى پرنده نيز قباب مىگويند. و در احاديث عامّه آمده است: "وَ تُكَلِّمُ الرَّجُلَ عَذَبَةُ سَوْطِهِ وَ شِراكُ نَعْلِهِ، وَ تَخْبِرُهُ بِما اَحْدَثَ اَهْلُهُ بَعْدَهُ" منگوله شمشير و بند كفش با انسان سخن مىگويد و به او خبر مىدهد كه خانوادهاش بعد از او چه كارى انجام دادهاند.(13)ظرافت و لطافت حديث بر همگان روشن است و جالب توجه است كه در عصر رسالت هرگز چنين معنائى به ذهن احدى خطور نمىكرد تا آن را جعل كند. لذا محققان معتقدند كه در اينگونه احاديث به بررسى سند نيازى نيست.
• بهداشت جهانىعليرغم اين همه پيشرفت چشمگير پزشكى، پيدايش تخصّصهاى فراوان، كشف آثار شگفت گياهان در معالجه امراض؛ در عين حال همه روزه شاهد رشد سريع بيمارىها و پيدايش امراض گوناگون ناشناخته هستيم. ولى در عصر موعود پيشرفت علم پزشكى و گستره بهداشت جهانى به حدى مىرسد كه آمار بيماران در جهان به صفر مىرسد. امام صادقعليه السلام در اين رابطه مىفرمايد: "لايَبْقى عَلى وَجهِ الأرضِ أَعْمى وَ لامُقْعِدٌ وَ لا مُبْتلى" بر روى زمين، نابينا، زمينگير و هيچ مريض ديگرى نمىماند.(14)
• امنيت جهانىدر جهان كنونى، رقم بسيار بالايى از بودجه كشورها به تسليحات نظامى اختصاص مىيابد. در دولت حضرت مهدى هزينههاى تسليحاتى به صفر مىرسد و امنيت در بالاترين حدّ برقرار مىشود. اميرمؤمنانعليه السلام مىفرمايد: هنگامى كه قائم قيام كند، با عدالت رفتار مىكند. ظلم و ستم در زمان او رخت برمى بندد، راهها امن مىشود. زمين بركاتش را بيرون مىفرستد و هر حقى به صاحبش بر مىگردد.(15) در حديث ديگرى فرمود: يك پيرزن از عراق تا شام گام مىسپارد... زنبيلش بر سرش باشد، نه درندهاى او را مىآزارد و نه از چيزى هراس مىكند.(16) امام صادقعليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود: اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانههاى آنها وارد مىشود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانهها نفوذ مىكند امام باقرعليه السلام نيز فرمود: يك پيرزن فرتوت از مشرق تا مغرب مىرود، بدون اينكه احدى براى او مانع ايجاد كند.(17) امام صادقعليه السلام در تفسير آيه شريفه "وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً" هركس وارد آنجا (مسجدالحرام) شود در امان خواهد بود؛(18) فرمود: "فَمَنْ بايَعََهُ، وَ دَخَلَ مَعَهُ، وَمَسحَ عَلى يَدِهِ، وَ دَخلَ فى عَقْدِ اَصحابِهِ، كانَ امِناً" هركس با او بيعت كند و همراه او وارد مسجدالحرام شود، با او دست دهد و در زمره ياران او قرار بگيرد؛ در امان خواهد بود.(19)و در تفسير آيه شريفه "سيروا فيها لَيالِىَ وَ ايَّاماً امِنينَ"؛ بگو: شبها و روزها در آنجا با ايمنى كامل سير كنيد؛(20) فرمود: "مَعَ قائِمِنا اَهلَ البَيْتِ"؛ همراه با قائم ما اهلبيت.(21) اين دو حديث بسيار جالب است. چراكه بدون اين توضيح، معناى آيه درست نمىشود.(22) امام صادق در مقام تشريح گستره عدل مهدوى فرمود: "وَ اصْطَلَحتِ السِّباعُ وَ الْبَهائِمُ"؛ حتى درندگان و حيوانات با يكديگر آشتى مىكنند.(23)
• عدالت فراگيرروايات در مورد عدل فراگير كه توسط حضرت مهدى در گستره زمين برقرار مىشود، بسيار فراوان است. در 148 حديث به اين تعبير آمده است: "يَمْلَاُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلما"ً؛ زمين را پر از عدل و داد مىكند، همانگونه كه پر از جور و ستم شده باشد.(24) امام صادقعليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود: اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانههاى آنها وارد مىشود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانهها نفوذ مىكند.(25)
امام باقرعليه السلام در مورد فقرزدائى آن حضرت مىفرمايند: "وَ لا غارِماً اِلّا قَضى دَيْنَهُ"؛ هيچ شخص مقروضى در روى زمين باقى نمىماند جز اينكه قرض او را ادا مىكند.(26) و در مورد رفع تبعيضات فرمود: "اِذا قامَ قائِمُنا اِضْمَحَلَّتِ القَطائِع"؛ چون قائم ما قيام كند، تيول و قطايع برچيده شود.(27) امام صادقعليه السلام در مور ريشهكن شدن فقر مىفرمايد: هر يك از شما به دنبال كسى مىگردد كه او را صله كند و زكاتش را بپذيرد، ولى هرگز كسى را پيدا نمىكند كه زكات را از او بپذيرد، زيرا همگان از فضل پروردگار بىنياز مىشوند.(28)رسولاكرمصلى الله عليه وآله وسلم در مورد رفاه عمومى در عهد آن حضرت مىفرمايد: امت من در زمان او آنقدر در نعمت فرو مىروند كه هرگز چنين نعمت و رفاهى ديده نشده، خداوند آسمان را سيلآسا براى آنها فرو مىريزد و زمين چيزى از گياه و ميوهجاتش را ذخيره نمىكند.(29)
• آبادانى جهاندر روايات فراوان آمده است كه مهدى حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى، بنيان مىگذارد و جهان را سرسبز و خرم مىنمايد: اميرمؤمنانعليه السلام در اين رابطه مىفرمايد: يك خانم در ميان عراق و شام گام مىسپارد، هرگز قدمى جز بر روى سبزيجات نمىگذارد.(30) امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحبالزمانعليه السلام مىفرمايد: "فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛ در روى زمين ويرانهاى نمىماند جز اينكه آنرا آباد مىسازد.(31)اميرمؤمنانعليه السلام در مورد زيباسازى و سالمسازى شهرها مىفرمايد: جادههاى اصلى را توسعه مىدهد، آنها را به 60 ذراع مىرساند ... هر پنجرهاى كه به سوى خيابان باشد مسدود مىكند. هر بالكن، ناودان و فاضلابى كه به طرف خيابان باشد مسدود مىكند.(32) امام باقرعليه السلام در مورد خدمترسانى دولت مهدوى مىفرمايد: فرمان مىدهد كه از پشت حرم امام حسينعليه السلام رودى را به سوى نجفاشرف حفر كنند تا آب وارد نجف شود. آنگاه بر دهانههاى آن پلها و آسيابها مىسازد.(33)
• رضايت همگانىاز روزى كه آدم ابوالبشر بر روى اين كره خاكى پا نهاده، هيچ حكومتى نيامده كه همگان از حاكميت آن خشنود باشند. زيرا هرگز همه اهل زمين از صالحان نبودهاند و همه نيازهاى آنها تأمين نشده است؛ ولى در حكومت جهانى آن مصلح آسمانى همه صالح و طرفدار حكومت صالحان خواهند بود و همه نيازهاى مادى و معنوى آنها تأمين خواهد شد. بنابراين همه آسمانىها و زمينىها از آن خشنود خواهند بود. امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحبالزمانعليه السلام مىفرمايد: "فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛ در روى زمين ويرانهاى نمىماند جز اينكه آنرا آباد مىسازد رسولاكرم صلى الله عليه و آله و سلم در اين رابطه فرمود: "يَرْضى بِهِ ساكِنُ السَّماءِ وَ ساكنُ الْاَرضِ"؛ ساكنان زمين و آسمان از او خشنود مىگردند.(34) و در حديث ديگرى فرمود: "تَتَمَنَّى الأحياءُ الأمْواتَ مِمّا صَنعَ اللَّهُ عزَّوجلَّ بِاهْلِ الأرضِ مِنْ خيرِهِ"؛ زندگان مردههاى خود را آرزو مىكنند كه اى كاش بودند و مىديدند كه خداوند چقدر به اهل زمين عنايت فرموده است.(35)
• فرماندهان لشكرى و كشورىيكى از مهمترين عوامل موفقيت حضرت مهدى در اداره دهكده جهانى، وجود اصحاب و ياران خاص آن حضرت مىباشد كه از ويژگىهاى فراوان برخوردارند. به برخى از آنها اشاره مىكنيم: امام صادقعليه السلام مىفرمايد: گويى قائم را بر فراز منبر كوفه مىبينم كه 313 نفر (به تعداد اصحاب بدر) در اطراف او هستند. آنها پرچمداران و زمامداران روى زمين از سوى خداوند هستند.(36) امام باقرعليه السلام در اين رابطه فرمود: گويى اصحاب قائم را مىبينم كه بر شرق و غرب جهان سيطره يافتهاند. چيزى در جهان نيست جز اينكه از آنها فرمان مىبرد و خشنودى آنان را در هر چيزى مىطلبد، حتى درنگان زمين و پرندگان آسمان.(37) امام صادقعليه السلام در وصف آنان مىفرمايد: آثار سجده در پيشانى آنان آشكار است، آنها شيران روز و راهبان شب هستند. گويى بدنهاى آنها قطعات آهن مىباشد، به هر يك از آنها نيروى چهل مرد داده شده است.(38) اميرمؤمنانعليه السلام در يك تعبير بسيار بلند از ميزان شناخت آنها پرده برمىدارد و مىفرمايد: "رِجالٌ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَته"؛ آنها مردانى هستند كه خداى را آنگونه كه بايد شناختهاند.(39)امام باقرعليه السلام در وصف آنان مىفرمايد: "هُمُ النُّجَباءُ وَ القُضاةُ و الحُكّامُ، وَ الفُقَهاءُ فىِ الدّين"؛ آنها بزرگواران ، داوران ، زمامداران و كارشناسان احكام دين مىباشند.(40) امام هشتم مىفرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربانتر است اميرمؤمنان بر جوان بودن آنها تكيه كرده مىفرمايد: ياران حضرت مهدى همه جوان هستند، كهنسالى در ميان آنها جز به مقدار نمك طعام و سرمه چشم نخواهد بود.(41) • تنها رهبرهمه آنچه پيرامون گارگزاران دولت حضرت مهدى گفته شد؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مىباشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد. اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مىورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد. امام رضاعليه السلام در اين رابطه مىفرمايد: حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مىكند و اگر در ميان كوهها بانگ برآورد، صخرههايش فرو ريزد.(42) اگر يوسف كنعان به جهت جمال بىنظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(43) پيامبراكرمصلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود: "وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهرهاش چون ستاره سحر است.(44) اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديدهاند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است: امام هشتم مىفرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربانتر است.(45)اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مىنويسد: "اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمىكنيم و ياد شما را از خاطر نمىبريم.(46) اين ويژگىها او را محبوبترين انسان جهان نموده، با اين حال: در منابع عامه آمده است كه: "يُلقِى اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دلهاى مردم مىاندازد.(47) اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه: پيامبر رحمت مىفرمايد: بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: علىبنابىطالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسىبنمريم پشت سرش نماز مىگذارد.(48) پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دلآراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد و فرمود: "طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(49) اميرمؤمنانعليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مىفرمايد: برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخهاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمنشكن ... آنگاه دست روى سينه نهاده مىفرمايد: "هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(50) و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مىگويد مىفرمايد: "وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(51)
1- سوره انبياء (21)، آيه 105. 2- عليرغم اينكه به جز قرآن همه كتب آسمانى دستخوش تحريف شدهاند، بسيارى از نويدهاى پيامبران عظيمالشأن پيرامون آخرين حجت و سيماى جهان در كتب آسمانى موجود، جايگاه خاصى دارد. ر.ك: مهدىپور، او خواهد آمد، ج 12، ص 144 - 117 . 3- ر.ك: سيدداود ميرصابرى، الآيات الباهرة؛ سيدهاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فىالقائم الحجة؛ سيدصادق شيرازى، المهدى فىالقرآن و بيش از 20 عنوان ديگر كه در »كتابنامه حضرت مهدى« ج 2، ص 808 شناسانده شده است. 4- تنها در كتاب »منتخب الأثر« از آيةاللَّه صافىگلپايگانى 1200 حديث بدون تقطيع و بدون تكرار، در سه مجلد، پيرامون آن حضرت آمده است. 5- قطبراوندى، الخرائج والحرائج، ج 2، ص 841. 6- طبرى امامى، دلائل الامامة، ص 486. 7- وأشرقت الأرض بنور ربها، سوره زمر(39)، آيه 69. 8- شيرويه، فردوسالأخبار، ج 2، ص 449، ح 3255. 9- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 379. 10- كلينى، الكافى، ج 8، ص 201، ح 329. 11- شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 584. 12- عياشى، التفسير، ج 1، ص 214. 13- شرويه، فردوسالأخبار، ج 5، ص 98، ح 7298. 14- علامه مجلسى، بحارالانوارج 53، ص 62. 15- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384. 16- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419. 17- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 345. 18- سوره آلعمران(3)، آيه 97. 19- شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 91، ب 81، ح 5. 20- سوره سبأ(34)، آيه 18. 21- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 314. 22- زيرا در زير آسمان جايى سراغ نداريم كه مردم بتوانند شبها و روزها در آن با ايمنى كامل به گشتوگذار بپردازند و مسجدالحرام نيز همواره جاى امن نبوده، حجّاج بن يوسف آنجا را محاصر كرد و با منجنيق عبداللَّه بن زبير را در داخل كعبه از پاى درآورد، حتى حجرالاسود نيز از منجنيق آسيب ديد. ] ر.ك: ذهبى، تاريخالاسلام، ج 5، ص 315]. در حادثه قرامطه چقدر انسان بىگناه در كنار كعبه كشته شد و حجرالاسود به يغما رفت. ] مهدى پور، تاريخ الوهابيّين، چ قاهره، ص 41]. در طول دو قرن چقدر انسان بىگناه در داخل مسجدالحرام توسط وهابيان كشته شد، كه آخرين مورد آنها جهيمان، قحطانى و ديگر افراد متحصّن در مسجدالحرام، در اول محرم 1400 ه. ق بود. ] ر.ك: سيد هادى خسروشاهى، مصلح جهانى، ص 50]. اگر از بيان امام صادقعليه السلام چشمپوشى شود، اين دو آيه معنى نخواهد داشت. 23- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419. 24- آيةاللَّه صافى، منتخبالأثر، ج 2، ص 235 - 222. 25- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 362. 26- عياشى، التفسير، ج 1، ص 165. 27- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 309. 28- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381. 29- طبرى امامى، دلائلالامامة، ص 478. 30- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419. 31- ابن صباغ مالكى، الفصولالمهمة، ص 302. 32- شيخ طوسى، الغيبة، ص 283. 33- ابنفتال نيشابورى، روضةالواعظين، ج 2، ص 17. 34- طبرى امامى، دلائلالامامة، ص 471. 35- حاكم نيشابورى، مستدركالصّحيحين، ج 4، ص 465. 36- شيخ صدوق، كمالالدين، ج 2، ص 672. 37- بحرانى، حليةالابرار، ج 5، ص 494. 38- نيلى، منتخبالانوار المضيئة، ص 195. 39- متقى هندى، كنزالعمال، ج 14، ص 519. 40- طبرى امامى، دلائلالامامة، ص 307. 41- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322. 42- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322. 43- شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222. 44- ذهبى، ميزانالاعتدال، ج 3، ص 449. 45- كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129. 46- طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497. 47- كورانى، معجم احاديث الامامالمهدى، ج 1، ص 471، ح 316. 48- شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573. 49- شيخ صدوق، كمالالدين، ج 1، ص 268. 50- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115. 51- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270. دبيرخانه اجلاس حضرت مهدي علي اكبر ولايتي برگرفته از سایت تبیان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است. منابع: هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 9:12 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام مهدى و شكوفائى فرهنگ و تمدن اسلامى در جهان گفتار سوم : مدينهي فاضله ![]()
• در آمد
• در آمددر تورات، انجيل، زبور و ديگر كتب آسمانى نكات برجسته و زيبايى پيرامون سيماى حكومت جهانى حضرت بقيةاللَّه - ارواحنا فداه - آمده كه شرح آن به روايت قرآن كريم چنين است: "وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ" ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهام به ارث مىبرند.(1) اطلاعرسانى گستردهاى كه در كتب آسمانى توسط پيامبران الهى پيرامون وضعيت جهان در دولت حضرت مهدى آمده؛ بسيار حائز اهميت است و خود نيازمند تأليف كتابى مستقل مىباشد.(2) بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده كه به دليل رعايت اختصار از همه آنها صرفنظر مىكنيم.(3) بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد.(4) ما در بخش پايانى اين نوشتار تنها به شمارى از احاديث وارده پيرامون مطالب طرح شده در اين مقال اشاره مىنمائيم:
• شكوفايى علم و فرهنگروايات فراوانى به توسعه بسيار گسترده دانش و فرهنگ در عصر ظهور اشاره نموده، از قبيل: امام صادقعليه السلام مىفرمايد: دانش 27 حرف است، همه آنچه پيامبران آوردهاند دو حرف است، تا به امروز مردم جز با دو حرف آشنا نشدهاند، هنگامى كه قائم قيام مىكند، 25 حرف ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم منتشر نمايد، آن دو حرف را نيز به آنها پيوست مىكند تا همه 27 حرف منتشر گردد.(5) بيش از 300 آيه قرآن در احاديث پيشوايان به ظهور حضرت مهدى و اوضاع جهان در عصر موعود تفسير شده و بيش از يك هزار حديث از پيشوايان معصوم به نويدهاى مربوط به موعود و وضع جهان در عصر آن كعبه مقصود اختصاص دارد هنگامى كه برق اختراع شد، يك علم به هزاران علم موجود افزوده شد و چهره جهان تغيير يافت. چنانكه با راهاندازى اينترنت در جهان معاصر، ارتباطات جهانى به كلّى دگرگون گرديد. بر اساس حديث فوق مهدى موعود بر دانش موجود 12/5 برابر، يعنى 1250% خواهد افزود كه با اين بيان ترسيم جهان در عصر موعود براى ما غيرممكن است. حضرت در حديث ديگرى فرمود: هنگامى كه قائم ما قيام كند، زمين با نور صاحبش روشن گردد. مردم از نور خورشيد بىنياز شوند، شب و روز يكسان گردد و تاريكى رخت بَربندد.(6) اين روايت با آيات قرآنى دقيقاً منطبق مىباشد.(7) در احاديث عامّه آمده است: بعد از شما اقوامى خواهد بود كه زمين در زير گامهاى آنها نَوَرديده مىشود و جهان براى آنها گشوده مىگردد ... اگر يكى از آنها بخواهد در يك ساعت به شرق دنيا يا غرب دنيا برود خواهد توانست.(8) امام صادقعليه السلام در ترسيم مراسم بيعت مىفرمايد: در شب 23 رمضان به نام قائم منادى آسمانى ندا سر دهد، و در روز عاشورا كه روز شهيد شدن حسينبن علىعليه السلام است قيام مىكند. گويى او را با چشم خود مىبينم كه در روز شنبه دهم محرم در ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در پيشاپيش او ندا مىكند: "بيعت براى خدا" پس پيروانش از اقطار و اكناف جهان به سوى او سرازير مىشوند، زمين زير پاى آنها درنورديده شود، تا با او بيعت كنند.(9) در اين حديث احتمال اين معنى هست كه منظور از درنورديده شدن زمين، طىّالأرض باشد. ولى در حديث قبلى بىگمان پيشرفت صنعت و تكنيك منظور شده، زيرا آنجا قيد يك ساعت دارد، در حاليكه در طىّالأرض صحبت از ساعت و دقيقه نيست. چراكه در يك لحظه انجام مىپذيرد.
• رشد عجيب فناورىدر مورد سيماى شگفت جهان در عصر حضرت صاحبالزمان عليه السلام احاديث فراوان از پيشوايان معصوم رسيده كه پيشرفت فناورى جهان را به شكل شگفتآورى ترسيم نمودهاند و اينك چند نمونه: امام باقرعليه السلام در حديث معتبر و مورد استنادى مىفرمايد: چون قائم ما قيام كند خداوند بر توان ديد و شنيد شيعيان ما مىافزايد، بطوريكه در ميان آنها و قائم پيكى نخواهد بود. او براى آنها سخن مىگويد و آنها در هر جايى كه هستند سخنانش را مىشنوند و به چهرهاش مىنگرند.(10) امام صادقعليه السلام در همين رابطه فرمود: در زمان قائم شخص مؤمن كه در مشرق باشد، برادرش را كه در مغرب باشد مىبيند.(11) "وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ" ما بعد از ذكر - تورات - در زبور نيز نوشتيم كه زمين را بندگان شايستهام به ارث مىبرند در عصر فنآورى اطلاعات و ارتباطات فهم اين احاديث بسيار ساده است. ولى در دوران ائمّهعليهم السلام دانستن آن بسيار سخت بوده، و راويان حديث تنها در پرتو ايمان راسخ به امام معصوم آنها را پذيرفته و براى نسل بعدى نقل كردهاند. اگرچه ما مطمئن نيستيم كه آيا اين صحنههاى شگفت در اثر پيشرفت سريع فناورى است يا در پرتو اعجاز امامعليه السلام؟! به هر حال سيماى جهان در عصر موعود اينگونه خواهد بود. امام صادقعليه السلام فرود آمدن حضرت مهدى را به هنگامه ظهور اينگونه تشريح مىكند: "يَنْزِلُ فى سَبْعِ قُبابٍ مِنْ نُور" او در هفت خيمه از نور فرود مىآيد.(12) جالب توجه است كه امروزه به بشقابهاى پرنده نيز قباب مىگويند. و در احاديث عامّه آمده است: "وَ تُكَلِّمُ الرَّجُلَ عَذَبَةُ سَوْطِهِ وَ شِراكُ نَعْلِهِ، وَ تَخْبِرُهُ بِما اَحْدَثَ اَهْلُهُ بَعْدَهُ" منگوله شمشير و بند كفش با انسان سخن مىگويد و به او خبر مىدهد كه خانوادهاش بعد از او چه كارى انجام دادهاند.(13) ظرافت و لطافت حديث بر همگان روشن است و جالب توجه است كه در عصر رسالت هرگز چنين معنائى به ذهن احدى خطور نمىكرد تا آن را جعل كند. لذا محققان معتقدند كه در اينگونه احاديث به بررسى سند نيازى نيست.
• بهداشت جهانىعليرغم اين همه پيشرفت چشمگير پزشكى، پيدايش تخصّصهاى فراوان، كشف آثار شگفت گياهان در معالجه امراض؛ در عين حال همه روزه شاهد رشد سريع بيمارىها و پيدايش امراض گوناگون ناشناخته هستيم. ولى در عصر موعود پيشرفت علم پزشكى و گستره بهداشت جهانى به حدى مىرسد كه آمار بيماران در جهان به صفر مىرسد. امام صادقعليه السلام در اين رابطه مىفرمايد: "لايَبْقى عَلى وَجهِ الأرضِ أَعْمى وَ لامُقْعِدٌ وَ لا مُبْتلى" بر روى زمين، نابينا، زمينگير و هيچ مريض ديگرى نمىماند.(14)
• امنيت جهانىدر جهان كنونى، رقم بسيار بالايى از بودجه كشورها به تسليحات نظامى اختصاص مىيابد. در دولت حضرت مهدى هزينههاى تسليحاتى به صفر مىرسد و امنيت در بالاترين حدّ برقرار مىشود. اميرمؤمنانعليه السلام مىفرمايد: هنگامى كه قائم قيام كند، با عدالت رفتار مىكند. ظلم و ستم در زمان او رخت برمى بندد، راهها امن مىشود. زمين بركاتش را بيرون مىفرستد و هر حقى به صاحبش بر مىگردد.(15) در حديث ديگرى فرمود: يك پيرزن از عراق تا شام گام مىسپارد... زنبيلش بر سرش باشد، نه درندهاى او را مىآزارد و نه از چيزى هراس مىكند.(16) امام صادقعليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود: اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانههاى آنها وارد مىشود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانهها نفوذ مىكند امام باقرعليه السلام نيز فرمود: يك پيرزن فرتوت از مشرق تا مغرب مىرود، بدون اينكه احدى براى او مانع ايجاد كند.(17) امام صادقعليه السلام در تفسير آيه شريفه "وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ امِناً" هركس وارد آنجا (مسجدالحرام) شود در امان خواهد بود؛(18) فرمود: "فَمَنْ بايَعََهُ، وَ دَخَلَ مَعَهُ، وَمَسحَ عَلى يَدِهِ، وَ دَخلَ فى عَقْدِ اَصحابِهِ، كانَ امِناً" هركس با او بيعت كند و همراه او وارد مسجدالحرام شود، با او دست دهد و در زمره ياران او قرار بگيرد؛ در امان خواهد بود.(19) و در تفسير آيه شريفه "سيروا فيها لَيالِىَ وَ ايَّاماً امِنينَ"؛ بگو: شبها و روزها در آنجا با ايمنى كامل سير كنيد؛(20) فرمود: "مَعَ قائِمِنا اَهلَ البَيْتِ"؛ همراه با قائم ما اهلبيت.(21) اين دو حديث بسيار جالب است. چراكه بدون اين توضيح، معناى آيه درست نمىشود.(22) امام صادق در مقام تشريح گستره عدل مهدوى فرمود: "وَ اصْطَلَحتِ السِّباعُ وَ الْبَهائِمُ"؛ حتى درندگان و حيوانات با يكديگر آشتى مىكنند.(23)
• عدالت فراگيرروايات در مورد عدل فراگير كه توسط حضرت مهدى در گستره زمين برقرار مىشود، بسيار فراوان است. در 148 حديث به اين تعبير آمده است: "يَمْلَاُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَ ظُلما"ً؛ زمين را پر از عدل و داد مىكند، همانگونه كه پر از جور و ستم شده باشد.(24) امام صادقعليه السلام درباره فراگير بودن عدل مهدوى فرمود: اَما وَ اللَّهِ ليَدْخُلَنَّ عَلَيْهِم عَدلُهُ جَوْفَ بُيُوتِهِمْ كَما يَدْخُلُ الحَرُّ وَ القَرُّ؛ به خدا سوگند عدالت آن حضرت از درهاى بسته بر خانههاى آنها وارد مىشود، آنگونه كه سرما و گرما به داخل خانهها نفوذ مىكند.(25)
امام باقرعليه السلام در مورد فقرزدائى آن حضرت مىفرمايند: "وَ لا غارِماً اِلّا قَضى دَيْنَهُ"؛ هيچ شخص مقروضى در روى زمين باقى نمىماند جز اينكه قرض او را ادا مىكند.(26) و در مورد رفع تبعيضات فرمود: "اِذا قامَ قائِمُنا اِضْمَحَلَّتِ القَطائِع"؛ چون قائم ما قيام كند، تيول و قطايع برچيده شود.(27) امام صادقعليه السلام در مور ريشهكن شدن فقر مىفرمايد: هر يك از شما به دنبال كسى مىگردد كه او را صله كند و زكاتش را بپذيرد، ولى هرگز كسى را پيدا نمىكند كه زكات را از او بپذيرد، زيرا همگان از فضل پروردگار بىنياز مىشوند.(28) رسولاكرمصلى الله عليه وآله وسلم در مورد رفاه عمومى در عهد آن حضرت مىفرمايد: امت من در زمان او آنقدر در نعمت فرو مىروند كه هرگز چنين نعمت و رفاهى ديده نشده، خداوند آسمان را سيلآسا براى آنها فرو مىريزد و زمين چيزى از گياه و ميوهجاتش را ذخيره نمىكند.(29)
• آبادانى جهاندر روايات فراوان آمده است كه مهدى حكومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى، بنيان مىگذارد و جهان را سرسبز و خرم مىنمايد: اميرمؤمنانعليه السلام در اين رابطه مىفرمايد: يك خانم در ميان عراق و شام گام مىسپارد، هرگز قدمى جز بر روى سبزيجات نمىگذارد.(30) امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحبالزمانعليه السلام مىفرمايد: "فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛ در روى زمين ويرانهاى نمىماند جز اينكه آنرا آباد مىسازد.(31) اميرمؤمنانعليه السلام در مورد زيباسازى و سالمسازى شهرها مىفرمايد: جادههاى اصلى را توسعه مىدهد، آنها را به 60 ذراع مىرساند ... هر پنجرهاى كه به سوى خيابان باشد مسدود مىكند. هر بالكن، ناودان و فاضلابى كه به طرف خيابان باشد مسدود مىكند.(32) امام باقرعليه السلام در مورد خدمترسانى دولت مهدوى مىفرمايد: فرمان مىدهد كه از پشت حرم امام حسينعليه السلام رودى را به سوى نجفاشرف حفر كنند تا آب وارد نجف شود. آنگاه بر دهانههاى آن پلها و آسيابها مىسازد.(33)
• رضايت همگانىاز روزى كه آدم ابوالبشر بر روى اين كره خاكى پا نهاده، هيچ حكومتى نيامده كه همگان از حاكميت آن خشنود باشند. زيرا هرگز همه اهل زمين از صالحان نبودهاند و همه نيازهاى آنها تأمين نشده است؛ ولى در حكومت جهانى آن مصلح آسمانى همه صالح و طرفدار حكومت صالحان خواهند بود و همه نيازهاى مادى و معنوى آنها تأمين خواهد شد. بنابراين همه آسمانىها و زمينىها از آن خشنود خواهند بود. امام باقرعليه السلام پيرامون آبادانى جهان در عصر صاحبالزمانعليه السلام مىفرمايد: "فَلا يَبْقى فِى الارْضِ خَرابٌ اِلّا عَمَّرَه"؛ در روى زمين ويرانهاى نمىماند جز اينكه آنرا آباد مىسازد رسولاكرم صلى الله عليه و آله و سلم در اين رابطه فرمود: "يَرْضى بِهِ ساكِنُ السَّماءِ وَ ساكنُ الْاَرضِ"؛ ساكنان زمين و آسمان از او خشنود مىگردند.(34) و در حديث ديگرى فرمود: "تَتَمَنَّى الأحياءُ الأمْواتَ مِمّا صَنعَ اللَّهُ عزَّوجلَّ بِاهْلِ الأرضِ مِنْ خيرِهِ"؛ زندگان مردههاى خود را آرزو مىكنند كه اى كاش بودند و مىديدند كه خداوند چقدر به اهل زمين عنايت فرموده است.(35)
• فرماندهان لشكرى و كشورىيكى از مهمترين عوامل موفقيت حضرت مهدى در اداره دهكده جهانى، وجود اصحاب و ياران خاص آن حضرت مىباشد كه از ويژگىهاى فراوان برخوردارند. به برخى از آنها اشاره مىكنيم: امام صادقعليه السلام مىفرمايد: گويى قائم را بر فراز منبر كوفه مىبينم كه 313 نفر (به تعداد اصحاب بدر) در اطراف او هستند. آنها پرچمداران و زمامداران روى زمين از سوى خداوند هستند.(36) امام باقرعليه السلام در اين رابطه فرمود: گويى اصحاب قائم را مىبينم كه بر شرق و غرب جهان سيطره يافتهاند. چيزى در جهان نيست جز اينكه از آنها فرمان مىبرد و خشنودى آنان را در هر چيزى مىطلبد، حتى درنگان زمين و پرندگان آسمان.(37) امام صادقعليه السلام در وصف آنان مىفرمايد: آثار سجده در پيشانى آنان آشكار است، آنها شيران روز و راهبان شب هستند. گويى بدنهاى آنها قطعات آهن مىباشد، به هر يك از آنها نيروى چهل مرد داده شده است.(38) اميرمؤمنانعليه السلام در يك تعبير بسيار بلند از ميزان شناخت آنها پرده برمىدارد و مىفرمايد: "رِجالٌ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعرِفَته"؛ آنها مردانى هستند كه خداى را آنگونه كه بايد شناختهاند.(39) امام باقرعليه السلام در وصف آنان مىفرمايد: "هُمُ النُّجَباءُ وَ القُضاةُ و الحُكّامُ، وَ الفُقَهاءُ فىِ الدّين"؛ آنها بزرگواران ، داوران ، زمامداران و كارشناسان احكام دين مىباشند.(40) امام هشتم مىفرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربانتر است اميرمؤمنان بر جوان بودن آنها تكيه كرده مىفرمايد: ياران حضرت مهدى همه جوان هستند، كهنسالى در ميان آنها جز به مقدار نمك طعام و سرمه چشم نخواهد بود.(41) • تنها رهبرهمه آنچه پيرامون گارگزاران دولت حضرت مهدى گفته شد؛ نشانه كوچكى از عظمت آن تنها بازمانده از حجج الهى مىباشد. ليكن توصيف آن امام همام ميسور نيست، كه هرچه خوبان جهان دارند او به تنهايى دارد. اگر مردم جهان به قهرمان خود عشق مىورزند، هرگز قهرمانى در جهان به شجاعت و صلابت او وجود ندارد. امام رضاعليه السلام در اين رابطه مىفرمايد: حضرت مهدى از نظر جسمى به قدرى توانمند است كه اگر دستش را به بزرگترين درخت روى زمين دراز كند آن را را از ريشه و بن مىكند و اگر در ميان كوهها بانگ برآورد، صخرههايش فرو ريزد.(42) اگر يوسف كنعان به جهت جمال بىنظيرش، زيباترين تابلوهاى عهد كهن را به خود اختصاص داده؛ يوسف زهرا در ميان دلبران بهشتى عنوان طاووُسُ اَهْلِ الجَنَّة را از آنِ خود نموده است.(43) پيامبراكرمصلى الله عليه وآله وسلم در وصف جمالش فرمود: "وَجهُهُ كَالْكَوكَبِ الدُّرّىّ"؛ چهرهاش چون ستاره سحر است.(44) اگر پدران و مادران با عواطف و محبّت خود نسبت به فرزند زبانزد گرديدهاند؛ مهربانى پدران و مادران در برابر عواطف آن حضرت كم رنگ است: امام هشتم مىفرمايد: "وَ اشْفقُ عَليهم مِنْ ابائهِم و اُمَّهاتِهم"؛ مهدى موعود از پدران و مادران نسبت به امت خود مهربانتر است.(45) اگر پدران و مادران همواره نگران فرزندان هستند، او در توقيع خود به شيخ مفيد مىنويسد: "اِنّا غَيرُ مُهمِلينَ لِمُراعاتِكم وَ لا ناسينَ لِذِكرِكُم"؛ ما هرگز در رعايت و حراست شما كوتاهى نمىكنيم و ياد شما را از خاطر نمىبريم.(46) اين ويژگىها او را محبوبترين انسان جهان نموده، با اين حال: در منابع عامه آمده است كه: "يُلقِى اللَّهُ مَحبَّتَهُ فى صُدورِ النّاس"؛ خداوند محبتش را به دلهاى مردم مىاندازد.(47) اگر همه دنيا در اشتياق بهشت هستند، بهشت هم در اشتياق يوسف فاطمه: پيامبر رحمت مىفرمايد: بهشت در اشتياق چهار تن از خاندان من هست كه خداوند آنها را دوست دارد و به من امر فرموده كه آنها را دوست بدارم. آنها عبارتند از: علىبنابىطالب، حسن، حسين و مهدى كه عيسىبنمريم پشت سرش نماز مىگذارد.(48) پيامبر اكرمصلى الله عليه و آله و سلم در شب معراج جمال دلآراى او را ديد، از اعماق دل به او عشق ورزيد و فرمود: "طوبى لِمَن لَقيهُ وَ طوبى لِمن اَحَبّهُ وَ طوبى لِمَن قالَ بِهِ"؛ خوشا به حال كسى كه او را ديدار كند، خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوش به حال كسى كه به امامت او معتقد باشد.(49) اميرمؤمنانعليه السلام بر فراز منبر كوفه، با يك دنيا شور و شعف از آن فرزند برومندش ياد كرده و مىفرمايد: برترين قله شرف، درياى بيكران فضيلت، شيرِ بيشه شجاعت، ويرانگر كاخهاى ستم، جهادگر هميشه پيروز، قهرمان دشمنشكن ... آنگاه دست روى سينه نهاده مىفرمايد: "هاهِ، شَوقاً اِلى رُؤيَتِهِ"؛ آه، منِ على چقدر مشتاق ديدار اويم.(50) و چون از ياران با صفاى يوسف زهرا سخن مىگويد مىفرمايد: "وَ يا شَوقاهُ اِلى رُؤيَتهم فى حالِ حُضُورِ دَولتِهم"؛ آه چقدر مشتاقم كه آنها را به هنگام ظهور دولتشان ديدار نمايم.(51)
1- سوره انبياء (21)، آيه 105. 2- عليرغم اينكه به جز قرآن همه كتب آسمانى دستخوش تحريف شدهاند، بسيارى از نويدهاى پيامبران عظيمالشأن پيرامون آخرين حجت و سيماى جهان در كتب آسمانى موجود، جايگاه خاصى دارد. ر.ك: مهدىپور، او خواهد آمد، ج 12، ص 144 - 117 . 3- ر.ك: سيدداود ميرصابرى، الآيات الباهرة؛ سيدهاشم بحرانى، المحجة فيما نزل فىالقائم الحجة؛ سيدصادق شيرازى، المهدى فىالقرآن و بيش از 20 عنوان ديگر كه در »كتابنامه حضرت مهدى« ج 2، ص 808 شناسانده شده است. 4- تنها در كتاب »منتخب الأثر« از آيةاللَّه صافىگلپايگانى 1200 حديث بدون تقطيع و بدون تكرار، در سه مجلد، پيرامون آن حضرت آمده است. 5- قطبراوندى، الخرائج والحرائج، ج 2، ص 841. 6- طبرى امامى، دلائل الامامة، ص 486. 7- وأشرقت الأرض بنور ربها، سوره زمر(39)، آيه 69. 8- شيرويه، فردوسالأخبار، ج 2، ص 449، ح 3255. 9- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 379. 10- كلينى، الكافى، ج 8، ص 201، ح 329. 11- شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 584. 12- عياشى، التفسير، ج 1، ص 214. 13- شرويه، فردوسالأخبار، ج 5، ص 98، ح 7298. 14- علامه مجلسى، بحارالانوارج 53، ص 62. 15- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 384. 16- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419. 17- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 345. 18- سوره آلعمران(3)، آيه 97. 19- شيخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 91، ب 81، ح 5. 20- سوره سبأ(34)، آيه 18. 21- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 314. 22- زيرا در زير آسمان جايى سراغ نداريم كه مردم بتوانند شبها و روزها در آن با ايمنى كامل به گشتوگذار بپردازند و مسجدالحرام نيز همواره جاى امن نبوده، حجّاج بن يوسف آنجا را محاصر كرد و با منجنيق عبداللَّه بن زبير را در داخل كعبه از پاى درآورد، حتى حجرالاسود نيز از منجنيق آسيب ديد. ] ر.ك: ذهبى، تاريخالاسلام، ج 5، ص 315]. در حادثه قرامطه چقدر انسان بىگناه در كنار كعبه كشته شد و حجرالاسود به يغما رفت. ] مهدى پور، تاريخ الوهابيّين، چ قاهره، ص 41]. در طول دو قرن چقدر انسان بىگناه در داخل مسجدالحرام توسط وهابيان كشته شد، كه آخرين مورد آنها جهيمان، قحطانى و ديگر افراد متحصّن در مسجدالحرام، در اول محرم 1400 ه. ق بود. ] ر.ك: سيد هادى خسروشاهى، مصلح جهانى، ص 50]. اگر از بيان امام صادقعليه السلام چشمپوشى شود، اين دو آيه معنى نخواهد داشت. 23- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419. 24- آيةاللَّه صافى، منتخبالأثر، ج 2، ص 235 - 222. 25- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 362. 26- عياشى، التفسير، ج 1، ص 165. 27- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 309. 28- شيخ مفيد، الارشاد، ج 2، ص 381. 29- طبرى امامى، دلائلالامامة، ص 478. 30- شيخ صدوق، الخصال، ج 2، ص 419. 31- ابن صباغ مالكى، الفصولالمهمة، ص 302. 32- شيخ طوسى، الغيبة، ص 283. 33- ابنفتال نيشابورى، روضةالواعظين، ج 2، ص 17. 34- طبرى امامى، دلائلالامامة، ص 471. 35- حاكم نيشابورى، مستدركالصّحيحين، ج 4، ص 465. 36- شيخ صدوق، كمالالدين، ج 2، ص 672. 37- بحرانى، حليةالابرار، ج 5، ص 494. 38- نيلى، منتخبالانوار المضيئة، ص 195. 39- متقى هندى، كنزالعمال، ج 14، ص 519. 40- طبرى امامى، دلائلالامامة، ص 307. 41- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322. 42- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 322. 43- شيرويه، الفردوس بمأثورالخطاب، ج 4، ص 222. 44- ذهبى، ميزانالاعتدال، ج 3، ص 449. 45- كامل سليمان، روزگار رهايى، ج 1، ص 129. 46- طبرسى، الاحتجاج، ج 2، ص 497. 47- كورانى، معجم احاديث الامامالمهدى، ج 1، ص 471، ح 316. 48- شيخ حرعاملى، اثبات الهداة، ج 3، ص 552، ب 32، ح 573. 49- شيخ صدوق، كمالالدين، ج 1، ص 268. 50- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 51، ص 115. 51- كلينى، الكافى، ج 1، ص 270. دبيرخانه اجلاس حضرت مهدی علي اكبر ولايتي
برگرفته از سایت تبیان
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 8:50 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
احمد رضا رادان رئیس پلیس تهران اعلام کرده است که از اول امرداد ماه با پسرانی که از مدل های "منحرف" مو استفاده می کنند، برخورد می شود.
بر اساس گزارش ها، نیروهای پلیس از اول امرداد ماه جلوی کسانی را می گیرند که شلوارهای فاق کوتاه می پوشند و از گردنبندهای مارک دار و از لباس های دارای آرم استفاده می کنند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران آقای رادان گفته است: "از اول امرداد ماه، این افراد به محض مشاهده، از سوی پلیس امنیت دستگیر و به مرکز پلیس امنیت عمومی انتقال داده می شوند." طرح برخورد با افرادی که پلیس ایران آنان را بدحجاب می داند و از اول اردیبهشت آغاز شده است به برخورد با زنان اختصاص داشت ولی طرح تازه پلیس برخورد با پوشش پسران است. به گفته رئیس پلیس تهران، مدل های موی پسران برگرفته از مدل های "منحرف" غربی است و با هنجارهای ایران همخوانی ندارد. رئیس پلیس تهران که با خبرنگاران سخن می گفت در پاسخ به خبرنگاری که انتخاب مدل مو را حریم خصوصی افراد می دانست، تاکید کرده که "این حریم خصوصی فرد نیست که هر گونه بخواهد در جامعه ظاهر شود." به گفته آقای رادان، طبق قانون برخورد با مدل مو در "حوزه برقراری انضباط اجتماعی و تحت عنوان پاسداری از هنجارها" به عهده پلیس گذاشته شده است. جریمه بد حجابی پسران
بر اساس گزارش ها پسرانی که به دلیل مدل موی "منحرف" دستگیر می شوند با ضمانت خانواده آزاد می شوند و بعد از آزادی باید مدل موی سرشان را اصلاح کرده و با مراجعه به پلیس، این موضوع را اطلاع دهند. جریمه پسرانی که "لباس نامناسب" به تن داشته باشند، همانند دختران دارای پوشش نامناسب است و پسران بعد از دستگیری به مرکز پلیس منتقل و بعد از آوردن لباس مناسب از سوی خانواده، آزاد می شوند. رئیس پلیس تهران گفته است که نام افراد بدحجابی که به آنها تذکر داده شده وارد کامپیوتر می شود و از این به بعد ماموران نیروی انتظامی یک لپ تاپ در اختیار خواهند داشت که در آن سابقه افراد در آن ذخیره می شود و اگر فردی سابقه تذکر داشته باشد، بازداشت می شود. در سال های اخير، همواره همزمان با آغاز فصل گرما، بحث حجاب و برخورد با "بی حجابی و بدحجابی" از سوی مراجع مذهبی، نيروی انتظامی، بسيج و نيروهای مذهبی اوج می گيرد. اواخر سال 85 نيز رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران گفته بود که از امسال پلیس، رانندگانی را که "شئونات اخلاقی و اسلامی" را رعایت نکنند و يا در خودروی خود سگ حمل کنند به مراجع قضایی تحویل می دهد. بنابه گزارش ها، حمیدرضا هاشمی، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران، همچنين مصادیق "عدم رعایت شئونات اسلامی" را نداشتن حجاب در خودرو یا بیرون بودن قسمت هایی از بدن که خالکوبی شده باشد، اعلام کرده است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
قانون احیاء معاونت پرورشی در آموزش و پرورش ابلاغ شد رئیس جمهور ، قانون احیاء معاونت پرورشی و تربیت بدنی در وزارت آموزش و پرورش را برای اجرا ابلاغ نمود. به گزارش خبرگزاری مهر ، بر اساس ماده واحده این قانون که با شماره 46373 به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شده است ، معاونت پرورشی و تربیت بدنی در وزارت آموزش و پرورش احیاء و تمامی وظایف ، اختیارات و امکانات و پست های امور پرورشی و تربیت بدنی و سلامت دانش آموزان به این معاونت واگذار می گردد. همچنین سازمان دانش آموزی تحت نظر این معاونت فعالیت خواهد نمود و ریاست این سازمان با معاون پرورشی و تربیت بدنی است. بر اساس تبصره 3 این قانون نیز ، تشکیلات معاونت پرورشی و تربیت بدنی در تمامی سطوح مدیریتی از ستاد وزارتخانه تا مناطق و واحدهای آموزشی جاری خواهد بود و در واحدهای آموزشی یکی از معاونت ها به معاونت پرورشی و تربیت بدنی اختصاص خواهد یافت. هر مدرسه باید حداقل یک نیروی پرورشی تمام وقت اعم از معاون پرورشی و تربیت بدنی یا مربی پرورشی داشته باشد.همچنین وزارت آموزش و پرورش موظف است تمامی سیاست ها ، برنامه ها و فعالیت های خود را با رویکرد ارتقاء تعلیم و تربیت ، خلاقیت و مهارت تنظیم و اجرا داده و سیاست تلفیق آموزش با پرورش و تعمیم رسالت پرورشی در معلمان دروس مختلف را در قالب برنامه ها و آئین نامه های مشخص در موارد جذب و تربیت معلم ، ارزیابی های شغلی ، نفی تبعیض در ساعت کاری و حقوق و مزایای معلمان و مربیان پرورشی و تدوین کتب درسی تنظیم نماید. بنابراین گزارش ، طبق تبصره 7 قانون نیز وزارت آموزش و پرورش موظف است آئین نامه های اجرایی این قانون را با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه نموده و حداکثر ظرف 2 ماه به تصویب هیئت وزیران برساند. قانون احیاء معاونت پرورشی و تربیت بدنی در وزارت آموزش و پرورش در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 7/4/85 مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 21/4/1385 به تایید شورای نگهبان رسید.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 10:57 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
روز اول رجب سالروز میلاد امام محمد باقر (ع) بر شیعیان جهان مبارک باد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 10:14 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اين شاخه ازسه زمينه صنعت ، خدمات و كشاورزي تشكيل گرديده است . هر زمينه داراي يك يا چند گروه و هرگروه داراي يك يا چند رشته اصلي ميباشد و هر كدام از رشته ها داراي يك يا چند رشته مهارتي هستند و درتمامي رشته هاي مهارتي اين شاخه 53 واحد به دروس عمومي و انتخابي و حدود 43 واحد به دروس مهارتي ، تكميل مهارت واختياري اختصاص يافته است. واحدهاي آموزشي مربوط به اين شاخه را هنرستان كاردانش مي نامند . درسهايي است كه آموختن آنها براي ارتقاء بينش علمي ، اجتماعي ، اقتصادي و سياسي دانش آموزان دوره متوسطه ضرورت دارد . درسهايي است كه با توجه به تفاوتهاي فردي به منظور پرورش علايق و استعدادها و يا رفع نيازهاي آموزشي دانش آموز توسط وي ازبين مجموعه اي از درسهاي فعاليت محور برابر شيوه نامه مربوطه انتخاب مي شود . آن دسته از درسهاي اختصاصي شاخه كاردانش است كه از طريق آنها مهارتهاي حرفهاي مورد نياز براي اشتغال به يك كار مفيد به صورت نظري و عملي بر اساس استاندارد مربوطه آموزش داده ميشود . درسهايي است كه به منظور افزايش سطح اطلاعات و مهارتهاي مورد نياز براي ورود به بازار كار به هنرجويان ارائه ميشود . درسهايي كه به تعداد واحدهاي مورد نياز هر يك از رشته هاي شاخه كاردانش ، متناسب با فعاليت و هدفهاي هر رشته و حسب شرايط و مقتضيات به هنرجويان كاردانش ارائه ميشود .
زيرگروه : كامپيوتر (نرم افزار) مشخصات رشته هاي مهارتي كاردانش(سالي واحدي)
دروس اختياري رشته هاي مهارتي شاخه كاردانش (نرم افزار)
جهت دريافت دروس مهارتي ميتوانيد به آموزشگاه هاي آزاد كامپيوتر نور با مجوز رسمي از سازمان آموزش فني و حرفهاي مراجعه نمائيد. مدارك لازم جهت ثبت نام در دوره هاي مهارتي 1 -2 قطعه عكس رنگي 4×3 2- 2 كپي شناسنامه 3- 2 كپي از كارت ملي 4- پيش پرداخت طبق جدول 5- تنظيم و امضاء قرارداد آموزشي 6- چك يا سفته ضمانت پرداخت شهريه مبلغ شهريه برخي دوره ها طبق نرخنامه سازمان فني و حرفهاي مصوب 1385
نرخها به تومان مي باشد راههاي ادامه تحصيل هنرجويان كاردانش در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كليه هنرجويان شاخه كاردانش مجاز هستند در آزمون كارداني پيوسته در رشته هاي متناسب با ديپلم خود شركت نمايند اين فارغ التحصيلان ميتوانند در آزمونهاي كارداني دولتي ، دانشگاه آزاداسلامي و علمي-كاربردي شركت نمايند كه البته بايد تعداد96واحد درسي دوره سه ساله را تا پايان شهريورماه سالي كه هنرجو در آزمون فوق شركت نموده گذرانده باشد و فارغ التحصيل گرديده باشد . همچنين دانشاموزان بزرگسال كه ديپلم تطبيقي هستند به شرط اينكه اولين ديپلم آنها يكي از ديپلمهاي رشتهكامپيوتر باشد ميتوانند در كارداني پيوسته دانشگاه آزاد بدون كنكور شركت كنند و با توجه به سطح معدل و ديگر شرايط به دانشگاه راه يابند. منابع كنكور كارداني پيوسته 86 و تعداد سوالات
در حال حاظر تعداد شرکت کنندگان در کنکور کاردانی پیوسته ( فنی حرفه ایی ) حدود 600 هزار نفر میباشد که جالب است بدانید از این تعداد شرکت کننده، حدود 150 هزار نفر را متقاضیان کنکور کامپیوتر تشکیل میدهد که از این تعداد فقط هفت هزار نفر در کد رشته های روزانه و شبانه پذیرش میشوند. در واقع از هر 100 نفر فقط 5 نفر پذیرش میشوند! پس کنکور کامپیوتر سخت ترین و مشکلترین کنکور کاردانی است. ولی هر مشکلی راه حلی دارد. پس از تحقیقاتی که روی داوطلبان این آزمون و کلا رشته های فنی انجام داديم، متوجه شديم که بیش از 95 درصد داوطلبان راه رسیدن به موفقیت را نمیدانند و درسهایشان را به صورت سردرگم و طبق افکار کاملا غلط خودشان میخوانند و کمتر از تجربه دیگران نهایت استفاده را میکنند. و این درحالیه که به اعتقاد من 50 درصد موفقیت در این کنکور برمیگرده به استفاده از تجربیات اساتید و افراد موفق و 50 درصد دیگه مربوط به نحوه بودجه بندی و درس خواندن میشه. نکات مهم و کلیدی رو به همراه مثال و چند کارنامه برسی میکنیم : » منابع کدامند؟ از کجا باید تهیه کنیم؟ این اولین سوالیه که به فکر داوطلب خطور میکنه. در واقع پاسخ درست به این سوال میتونه سرنوشت شما رو تغییر بده. مثالی میزنم: دوستی را میشناسم که مدرک دیپلمش کاردانش بود و به هوای اینکه درس مبانی کامپیوتر شاخه فنی و حرفه ایی با مبانی کامپیوتر کاردانش یکی است، برای کنکور از کتاب درسی خودش استفاده کرد ( همینطور درس سیستم عامل ). و نتیجه اش هم جا خوردن در هنگام دیدن سوالات کنکور و از دست دادن یک سال فرصت مفیدش شد. پس منابع نقش مهمی رو در موفیت ایفا میکنند. بهترین منبع برای کنکور به نظر من اول کتابهای درسی شاخه فنی و حرفه ایی و دوم کتابهای کنکوری انتشارات کانون فرهنگی آموزش ( تالیف حمیدرضا مقسمی ) میتونه باشه. البته با توجه به تغییراتی که در کتب کنکوری رشته کامپیوتر بوجود آمده، هنوز مطمئن نیستم که انتشارات کانون ویرایش جدید این کتابها رو ارائه کرده یا نه. » خوب. حالا که کتابهایمان را تهیه کردیم، باید یک بودجه بندی خوب برای آنها داشته باشیم. اما چگونه؟ آیا دروس عربی و زبان که ضریبشان 1 است اصلا ارزش خواندن را دارند ؟ آیا این دروس در قبولی ما تاثیر گذار هستند؟ آیا میتوان فقط به دروس تخصصی که ضریبشان 15 است اتکا کرد و دروس عمومی رو به خاطر ضریب پایینشان کنار گذاشت؟ جواب سوال اول و دوم بله، و سوال سوم خیر است. یکی دیگر از نکات مهم دیگری که اکثر داوطلبان از آن بی اطلاعند، تاثیر گذاری عجیب دروس عمومی بر تراز داوطلب است. میزان موثر بودن دروس عمومی را تنها با مشاهده چند کارنامه متوجه خواهید شد ولا غیر ! خوب حالا قبل از مشاهده کارنامه ها بیایید با هم یه حساب سر انگشتی در مورد تفاوت تاثیر گذاری دروس عمومی و تخصصی داشته باشیم. درس عربی ضریبش 1 و کلیه دروس تخصصی ضریبشان 15 است. پس اگر ما یک سوال تخصصی را جواب دهیم، قائدتا باید به اندازه 15 سوال درس عربی برایمان امتیاز منظور شود. در حالی که اینطور نیست و دروس تخصصی تنها کمی موثرتر از عمومی ها هستند. یک نکته جالب دیگه اینکه، اگه شما درسی رو سفید بگذارید و به هیچکدوم سوالاتش جواب ندید، براتون امتیاز منفی و اگرم درسی رو 100% بزنید براتون امتیاز مثبت ثبت میشه و ترازتون به اندازه هزاران نفر بالا یا پایین میشه! برای درک بهتر کارنامه های زیر رو با هم مرور میکنیم. نفر اول : ( زبان و ادبیات فارسی" 5% " ) – ( زبان عربی " سفید " ) – ( معارف " 20% " ) – ( زبان خارجه " سفید " ) – ( ریاضیات " سفید " ) – ( فیزیک " 28% " ) – ( شیمی " 10% " ) – ( دروس اصلی و تخصصی " 47% " ) نفر دوم : ( زبان و ادبیات فارسی" 16% " ) – ( زبان عربی " 8% " ) – ( معارف " 46% " ) – ( زبان خارجه " 8% " ) – ( ریاضیات " 8% " ) – ( فیزیک " 57% " ) – ( شیمی " 17% " ) – ( دروس اصلی و تخصصی " 28% " ) به نظر شما چه تفاوتی در کارنامه های این دو نفر وجود دارد؟ آیا نفر اول تراز بهتری دارد یا نفر دوم؟ هر دو نفر در یک آموزشکده قبول شده اند ولی تراز نفر دوم بهتر است. تراز کشوری نفر اول 11009 و نفر دوم 9539 است. تشریح آموزشکده ها ی مختلف به همراه چند کارنامه مفید میپردازیم. توجه داشته باشید که مطالب این بخش برای کلیه رشته های کاردانی پیوسته مفید است. در کنکور کاردانی پیوسته 15 جای خالی برای انتخاب کد آموزشکده های مختلف وجود دارد اما بهترین انتخاب برای این 15 جای خالی چیست که ما را هم به آموزشکده و شهر خوب برساند، و هم درصد قبولیمان را بالا ببرد؟ حتما میدانید که برای داوطلبان ساکن در استان آموزشکده ها حداقل 40 درصد سهمیه بومی در نظر گرفته شده است و اگر آن استان برای هر رشته، دو یا بیشتر از دو کد رشته داشته باشد، 80 درصد سهمیه بومی برای اولین انتخاب داوطلبان آن استان در نظر گرفته میشود. پس با این اوصاف عملا بیش از 90 درصد افراد حاظر در آموزشکده، از بچه های همان استان هستند. لذا ممکن است شما تراز بهترین آموزشکده استان خودتان را بیاورید ولی در آموزشکده های کوچک استانهای دیگر تراز قبولی را بدست نیاورید! حالا به نظر شما بالا ترین تراز در کشور مربوط به کدام آموزشکده است؟ پس از برسیهای من بر رو کارنامه ها و ترازهای کشوری داوطلبان مختلف به این نتیجه رسیدم که آموزشکده های زیر به ترتیب دارای بالاترین تراز کشوری هستند. این به این معنیست که قبولی در آنها خیلی سخت تر از جاهای دیگر است. برای پسران : 1 – آموزشکده فنی و حرفه ایی شماره یک مشهد ( شهید محمد منتظری 2 – آموزشکده فنی و حرفه ایی شماره یک شیراز ( شهید باهنر 3 – آموزشکده فنی و حرفه ایی شماره دو تهران ( شهید شمسی پور 4 – آموزشکده فنی و حرفه ایی شماره یک اصفهان ( شهید محسن مهاجر 5 – آموزشکده فنی و حرفه ایی شماره یک تهران ( انقلاب اسلامی 6 – آموزشکده فنی و حرفه ایی پسران قم . 7 – آموزشکده فنی و حرفه ایی شماره یک رشت ( شهید چمران و برای دختران : 1 – آموزشکده فنی حرفه ایی دختران مشهد 2 – دانشکده تربیت دبیر فنی دختران تهران ( شریعتی ) 3 – آموزشکده فنی و حرفه ایی دختران تهران ( ولی عصر ) 4 – آموزشکده فنی و حرفه ایی دختران قم 5 – آموزشکده فنی و حرفه ایی دختران اهواز آمار بالا نشون میده که آموزشکده فنی مشهد بالا ترین تراز کشوری رو داره! همونطور که میبینید در این کارنامه داوطلب با ترازی که بدست آورده ( 3209 ) تقریبا میتونه توی هر آموزشکده ایی که دلش بخواد قبول بشه ولی اینجا با اینکه داوطلب بومی استان خراسان بوده و از سهمیه بومی استفاده میکرده، علاوه بر روزانه مشهد، حتی تراز شبانه مشهد رو هم نتونسته بیاره !!! ( نسخه کامل کارنامه ) پس با این اوصاف بهترین نحوه انتخاب شهر به این صورته: 1- روزانه استان خودتان 2 – شبانه استان خودتان 3 – روزانه استانهای مجاور 4 – روزانه استانهای دور 5 – شبانه استانهای مجاور 6 - شبانه استانهای دور. معمولا هنگام تحویل کارت ورود به جلسه هم برگه ایی به داوطلبان میدهند که در ان کدرشته های شهرهای جدید وجود دارد و داوطلبان میتوانند این کد رشته های را به اولویتهای خود اضافه کنند. توصیه اکید من این است که این کار را حتما انجام دهید، چون این کد رشته ها به دلیل کم انتخاب شدن، دارای کمترین تراز هستند! چند کارنامه مفید برای رشته کامپیوتر چند کارنامه مفید برای رشته کامپیوتر : نفر اول : ( زبان و ادبیات فارسی" 65% " ) – ( زبان عربی " سفید " ) – ( معارف " 35% " ) – ( زبان خارجه " 5% " ) – ( ریاضیات " 5% " ) – ( فیزیک " 33% " ) – ( شیمی " 42% " ) – ( دروس اصلی و تخصصی " 34% " ) - ( تراز کشوری " 4763 " ) – آموزشکده شماره یک اهواز ( شهید چمران ) نفر دوم : ( زبان و ادبیات فارسی" 45% " ) – ( زبان عربی " 36% " ) – ( معارف " 75% " ) – ( زبان خارجه " 43% " ) – ( ریاضیات " سفید " ) – ( فیزیک " 44% " ) – ( شیمی " 13% " ) – ( دروس اصلی و تخصصی " 40% " ) - ( تراز کشوری " 4230 " ) – آموزشکده شماره یک اهواز ( شهید چمران ) نفر سوم : ( زبان و ادبیات فارسی" 11% " ) – ( زبان عربی " 3% " ) – ( معارف " 6% " ) – ( زبان خارجه " سفید " ) – ( ریاضیات " 28% " ) – ( فیزیک " 11% " ) – ( شیمی " 15% " ) – ( دروس اصلی و تخصصی " 39% " ) - ( تراز کشوری " 9638 " ) – آموزشکده فنی و حرفه ایی میناب نفر چهارم : ( زبان و ادبیات فارسی" 18% " ) – ( زبان عربی " 23% " ) – ( معارف " 28% " ) – ( زبان خارجه " سفید " ) – ( ریاضیات " 25% " ) – ( فیزیک " 31% " ) – ( شیمی " 11% " ) – ( دروس اصلی و تخصصی " 33% " ) - ( تراز کشوری " 8446 " ) – آموزشکده فنی و حرفه ایی اردکان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 3 تیر1386ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
برگزید ه ای از خطبه فدک حضرت زهرا علیها سلام هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت فدک را از حضرت زهرا علیهاسلام بگیرد، چون این خبر به آن حضرت رسید مقنعهاش را بر سر انداخته پیراهن بلند خود را بر تن کرد و به همراه گروهی از کنیزان و زنان خویشاوند خود، در حالی که چادر بلندش به زمین کشیده میشد و راه رفتنش چیزی از راه رفتن رسول خدا کم نمی آورد و کاملا شبیه آن حضرت بود، از خانه بیرون آمده، به مسجد وارد شد. حضرت لحظهای مکث کردند تا هم همه جمعیت فرو نشست و سر و صداها خاموش شد. سپس کلام خود را با حمد و سپاس الهی و درود بر پیامبر خدا آغاز کرد. خداوند رسولش را فرستاد تا فرمان خود را تمام و کامل کند و اراده حتمیاش را در مورد اجرای احکامش ظاهر سازد و تقدیرات قطعیاش را نافذ فرماید. سپس خداوند آن حضرت را به مهربانی و اختیار و خواست و رغبت و ایثار خویش قبض روح کرد و از رنج و زحمت این دنیا آسوده نمود و ملائکه ابرار اطرافش را گرفته، به رضوان پروردگار غفارش رساندند و در مجاورت خداوند فرمانروای مقتدر جای دادند. ای مردم در بین شما خداوند عهدی گذاشته است و آن کتاب ناطق خدا، قرآن صادق و نور درخشان و چراغ تابناک است که دیدگاههایش روشن و اسرارش آشکار و ظواهرش درخشان است؛ قرآنی که پیروانش مورد غبطه دیگران و پیرویاش کشاننده به سوی بهشت و حرفشنوایی از آن موجب رهایی است. سپس فاطمه (علیهاسلام) فرمود: «ایهاالناس! بدانید من فاطمهام و پدرم محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آنچه را که میگویم از اول تا به آخر صحیح است. نه سخن بیهوده میگویم و نه کار ناروا انجام میدهم. من دختر آن پیامبرم که خداوند دربارهاش فرمود: « فرستادهای از جانب من به سوی شما آمده که زحمتهای شما بر او گران است و نسبت به اصلاح شما حریص است و با مؤمنین رؤوف و مهربان. اگر نسب او را بشناسید میدانید که او فقط پدر من است نه هیچیک از زنان شما و اوست برادر امیرالمؤمنین علی علیه السلام نه هیچیک از مردان شما و چه خوب است منسوب بودن به آن حضرت که درود خداوندی بر او و خاندانش باد. آن حضرت رسالت خویش را ابلاغ و اندرزهای خود را انجام داد.خداوند هر آتشی را که بر افروختند خاموش کرد و هر گاه شیطانی سربلند میکرد و متجاوزی چون مار، اجتماع مسلمین را تهدید به مرگ میکرد، آن حضرت برادرش علی امیرالمومنین (علیه السلام) را به کام آنها میفرستاد و علی علیه السلام هم دست از آنها برنمیداشت مگر اینکه آنان را گوشمالی داده شراره آتش آنان را خاموش میکرد. آری؛ علی در راه خدا رنجها دیده و تلاشها نموده است. به رسول خدا نزدیک و نسبت به اولیاء خدا سرور بود. آستین همت را بالا زده، خیرخواه و کوشا و رنج دیده و زحمتکش بود در حالیکه شما در آسایش و رفاه بسر میبردید و به فکر خود بودید. پس هنگامی که خداوند برای پیامبرش، خانه پیامبران و جایگاه برگزیده برگزیدگانش را انتخاب کرد در بین شما کینه و نفاق آشکار و جامه دین فرسوده گشت، افراد گمراه خموش به نطق آمدند و فرومایگان پست به صحنه درآمده، سرکردگان تبهکار نعره کشیدند و در میدانها جولان دادند. شیطان سرش را از گریبان برآورد و شما را به سوی خود فرا خواند و شما را اجابت کننده دعوت خود یافت که گول او را خوردهاید. سپس در آزمایش خود، شما را بیوزن و ناچیز دید و چون تحریکتان کرد و به خشم آمدید و بر غیر شتر خود داغ زدید (شتر دیگران را به نام خودتان غصب کردید) و به آبشخور دیگری وارد شدید! بله. هنوز چیزی از رحلت رسول خدا نگذشته بود و زخم و جراحت فقدان او هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود، بلکه هنوز جسد رسول خدا دفن نشده بود که شما از ترس اینکه فتنهای به پا شود شتاب کردید و خلافت را ربودید. آگاه باشید که با این عمل در فتنه و آشوب سقوط کرده و جهنم را که بر کافران احاطه دارد برای خود برگزیدید. پس هیهات بر شما، شما را چه شد و به کجا میروید؟ و چه بیراهه میروید! این کتاب خداست پیش روی شما و امورش روشن و دستوراتش درخشان و پرچمهایش برافراشته و فرامینش واضح است. و شما آنرا پشت سرانداختهاید. آیا تصمیم دارید به غیر آن حکم کنید؟! و این چه بد تبدیلی است برای ستمپیشگان و هر کس دین جز اسلام بجوید هرگز از او پذیرفته نگردد و در آخرت از زیانکاران است. و بعد هم شما چندان صبر نکردید که سرکشی این فتنه فرو بنشیند و مهار این شتر رسیده به چنگ آید، بلکه به شعلههایش دامن زدید و جرقههایش را تحریک کردید و ندای شیطان گمراهکننده را پاسخ مثبت دادید تا انوار درخشان دین را خاموش کنید و سنتهای پیامبر برگزیده را نابود سازید. به خوردن کف روی شیر تظاهر میکردید ولی در باطن میخواستید از شیرها بنوشید. (ظاهرا دلسوزی برای دین میکردید ولی باطنا میخواستید به متاع دنیا برسید.) و نسبت به خاندان رسول خدا دورویی و نفاق به خرج دادید.
آیا چنین پنداشتهاید که ما را ارثی نیست؟ آیا از دستورات دوران جاهلیت پیروی میکنید؟ کیست که از خداوند بهتر حکم کند برای گروهی که باور دارند. آیا نمیدانید؟ برای غاصبان فدک مانند خورشید درخشان، واضح است که من دختر پیامبرم و باید از او ارث ببرم.
آنگاه فاطمه (علیهاسلام) به سوی انصار نظر افکنده فرمودند: ای گروه جوانمردان و ای بازوان دین و یاران اسلام! این چه چشمپوشی و سهلانگاری است که در حق من روا میدارید و نسبت به ظلمی که به من میشود در خواب غفلتید؟! آیا پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی فرمود: هر انسانی در فرزندانش حفظ میشود؟ (یعنی اگر میخواهید جانب کسی را محترم بشمارید بعد از او به فرزندانش احترام کنید.) چه زود این عمل را انجام دادید؟ دست مرا از فدک کوتاه نمودید؟ و برای امری که وقت آن نشده شتابان شدید؟ ای گروه انصار! شما را قدرت و طاقت این هست که خواسته مرا برآورده کنید. ای وای از گروه اوس و خزرج! آیا میراث مرا ببلعند در حالی که شما را میبینم و صدای شما را میشنوم و شما با هم جمع و پیوستهاید آگاه باشید من شما را چنین میبینم که به رفاه طلبی و زندگی راحت متمایل گشته و آن کس که برای زمامداری سزاوار است دور ساخته و به راحتی و آسایش روی آورده و خود را از ضیق و تنگی نجات دادهاید. آگاه باشید آنچه را گفتم با آگاهی نسبت به شما است که شما انگیزه یاری ندارید و نیرنگ و فریب، دلهایتان را فرا گرفته است؛ ولیکن این سخنان خروشی بود که از جان برآمد و آهی بود که از خشم برخاست، کاسه صبر لبریز، و عقدههای سینه باز و حجت بر شما تمام شد. پس این شما و این شتر خلافت! لجامش را محکم بگیرید و بتازید. اما بدانید پشتش زخمی و پایش لنگ و عار و ننگش همیشگی است. نشان خشم الهی بر آن خورده و عیبش ابدی است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
بسمه تعالی همزمان با شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و سانحه ی حرمین عسکریین و در گزشت مرجع عالی قدر آیت الله عظمی فاضل لنکرانی را به جامه ی وبلاگ نویسان تسلیت و تهنیت عرض مینمایم و از خداوند متعال علو درجات برای آن مرجع عالی قدر خواستارم |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
اسلام عليك يا ابا عبد الله الحسين حوادث روز سوم محرم * عمر بن سعد يك روزبعد از ورود امام به كربلا يعني روزسوم محرم با چهار هزار سپاهي ازاهل كوفه وارد كربلا شد . * از وقايع كه درروزسوم ذكر شده ، اين است كه امام ( عليه السلام ) قسمتي اززمين كربلا را كه قبر درآن واقع شده است ازاهل نينوا وغاضريه به شصت هزار درهم خريداري كرد و با آنها شرط كرد كه مردم را براي زيارت قبرش راهنمايي نموده و زواراورا تا سه ميهماني نمايند . * عبيدالله شخصاً ازكوفه به طرف نخليه حركت كرد و كسي را نزد حصين بن تميم كه به قادسيه رفته بود فرستاد واو به همراه چهار هزار نفر كه با او بودند به نخليه آمد ، سپس كثيربن شهاب حارثي وديگر فرماندهان را طلب كرد وگفت : در كوفه گردش كيند ومردم را به طاعت و فرمانبرداري ازيزيد ومن فرمان دهيد ، وآنان را ازنا فرماني وبرپاكردن فتنه برحذر داريد وآنانرا به لشكرگاه فراخوانيد ، پس آن چهار نفر طبق دستور عمل كردند و سه نفرازآنها به نخليه نزد عبيدالله بازگشتند وكثير بن شهاب دركوفه ماند و درميان كوچه ها وگذرگاهها مي گشت ومردم را به پيوستن به لشكر عبيدالله تشويق مي كرد و آنان را ازياري امام حسين ( عليه السلام ) برحذر مي داشت . در اجر وثواب گريه بر امام حسين (عليه السّلام) اجر ومزد گريه براي آن حضرت بسيارعظيم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن مي باشد. گريه براي آن حضرت سختي هاي زمان احتضار را ازبين مي برد زيرا امام صادق (عليه السّلام) به مسمع بن عبدالملك فرمودند: آيامصائب آن جناب ( امام حسين (عليه السّلام )) راياد مي كني؟ عرض كرد : بلي والله مصائب ايشان راياد كرده وگريه ميكنم. حضرت فرمودند : آگاه باش كه خواهي ديد در وقت مردن پدران مراكه به ملك الموت وصيت تورا ميكنند كه سبب روشني چشم تو باشد. همچنين فرمودند : اي مسمع گريه براحوالات حسين (عليه السّلام) سبب ميشود كه ملك الموت برتومهربانترازمادر گردد. گريه برحضرت اباعبدالله الحسين (عليه السّلام ) باعث راحتي درقبر ، فرحناك وشادان شدن مرده ، شادان و پوشيده بودن او در هنگام خروج ازقبراست درحاليكه او مسروراست فرشتگان الهي به اوبشارت بهشت وثواب الهي راميدهند. (مسجد حضرت ابوالفضل(ع)پايگاه شهدا) منبع مطالب شبكه اينترنتي امام صادقhttp://www.imam-sadiq.net ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 30 دی1385ساعت 7:5 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
آشنايي با حاج شيخ جعفر شوشتري ( ره ) نويسنده گفتاركتاب خصائص الحسينيه علامه محقق حاج شيخ محمد تقي شوشتري دركتاب آيات بينات في حقيقه بعض المنامات صفحه صدوچهل وسه مي نويسد : مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ جعفر شوشتري( َنوَّرَالله مَرقدهُ الشَّريف)، صاحب كتاب خصائص الحسينه كه خود به حق نابغه عصر و زمان خويش بوده مي فرمايد : يك روزكه ازتحصيلات علمي درنجف اشرف فارغ شدم و به وطن خويش شوشتر مراجعت نمودم با تمام وجود دريافتم كه مي بايستي درهرچه بيشترآشنا كردن مردم با معارف حقه اسلام انجام وظيفه بنمايم لذا روزهاي جمعه وبعدها بارسيدن ماه مبارك رضان به خاطر اين مهم تفسير صافي رابدست مي گرفتم واز روي آن مردم را موعظه مي كردم و درآخر گفتاربراي اينكه به قول مشهورهرغذائي نياز به نمك دارد و نمك مجالس وعظ وارشاد ذكر مصائب مولي الكونين حضرت ابي عبدالله الحسين ( عليه السلام ) است ، ناچار بودم ازكتاب روضة الشهداء كاشفي نيزمقداري مرثيه بخوانم ماه محرم راهم كه درپيش بود بدين طريق گذرانيدم متاسفانه به هيچ وجه تحمل جدائي ازكتاب را در وقت منبرنداشتم ، يعني بدون دردست داشتن كتاب نمي توانستم مردم را موعظه كنم . ازطرفي مردم هم بهره كافي نمي بردند . تا اينكه يكسال به همين منوال كذشت ، سال بعد نزديكي ماه محرم با خود گفتم تا كي مي بايستي كتاب دردست بگيرم و از روي آن صحبت كنم و نتوانسته باشم ازحفظ منبر بروم بايد انديشه اي بنمايم و خود را ازاين مخمصه نجات دهم ، هرچه دراين باره فكر كردم به جائي نرسيدم و راه چاره اي نديدم و دراثر فكركردن خستگي سرتا سروجودم رافراگرفت ، دراين حال ازشدت نگراني به خواب رفتم و درعالم رؤيا ديدم كه درزمين كربلا هستم آنهم درست درموقعي كه موكب آقاابي عبدالله الحسين ( عليه السلام ) آنجا نزول اجلال كرده چشمم به خيمه اي كه برافراشته بودند متوجه دشمنان كه باصفوفي فشرده مقابل آن خيمه ايستاده اندجلورفتم و داخل خيمه شدم ديدم حضرت درآنجا نشسته اند . بعد ازسلام و معانقه آن حضرت مرا درنزديكي خود جاي دادند وبه حبيب بن مظاهررحمت الله عليه فرمودند : فلاني ( اشاره به من كردند) مهمان ما مي باشد ازمهمان مي بايستي پذيرائي كرد آب درنزد ما پيدا نمي شود ولكن آرد و روغن موجود است برخيزيد با آنها برايشان طعامي درست كن ، حبيب بن مظاهر حسب الامر حضرت ازجاي برخواست و بعد ازچند لحظه به داخل خيمه آمدند و طعامي با خود آوردند وآن را درپيش روي من گذاشتند فراموش نمي كنم كه قاشقي هم درظرف طعام بود چند لقمه ازآن طعام بهشتي صفت خوردم سپس بلافاصله ازخواب بيدار شدم دريافتم كه ازبركت زيارت آن حضرت ملهم به نكات و لطائف و كناياتي درآثار اهل بيت معصومين صلوات الله عليهم اجمعين شده ام كه تا به حال به هيچ كس برفهم آنها ازمن پيش نگرفته و دليل براين گفتاركتاب خصائص الحسينيه و شصت مجلس و سي مجلس و چهارمجلس همه ازترشحات قلمي ايشان هستند . (1) اي حسين جانم ، جان به قربانت جان به قربان لطف واحسانت اي عزيز فاطمه دستم به دامانت اي عزيز فاطمه دستم به دامانت من به قربان كربلاي تو ياروانصار يا وفاي تو اشك غم ريزم ازبراي تو غرقه خون شد پيكرپاك جوانانت من به قربان شاهدان تو و آن همه اشك عاشقان تو منبع مطالب شبكه اينترنتي امام صادقhttp://www.imam-sadiq.net (مسجد حضرت ابوالفضل(ع)پايگاه شهدا) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 30 دی1385ساعت 6:54 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||
|
|
|
|
|
ساخت داروي درمان آب مرواريد با الهام از قرآن گروه بينالملل: يك پزشك مصري موفق شد با الهام از آيات سوره يوسف (ع) داروي درمان آب مرواريد را بسازد به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) به نقل از روزنامه يمنتايمز، اين دارو كه «داروي قرآن» نام دارد، توسط دكتر عبدالباسط محمد و با استفاده از تركيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است. دكتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آيات قرآن بري ساخت اين دارو ميگويد: «يك روز صبح در حال خواندن سوره يوسف(ع) بودم كه آيات 84 تا 93 اين سوره نظر مرا جلب كرد. حضرت يوسف (ع) كه كنون عزيز مصر است، در آيه 93 خطاب به برادران خود ميگويد: «حال اين پيراهن مرا ببريد و بر روي صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود». حضرت يعقوب(ع) در فراق فرزند خود يوسف (ع) بسيار گريه ميكند و بر اثر اين گريهها چشمهايش سفيد شده و بينايي خود را از دست ميدهد. اما با انداختن پيراهن يوسف (ع) بر روي چشمان پدر، بينايي حضرت يعقوب (ع) بازميگردد. اين محقق مصري ميافزايد: «من با خود فكر كردم كه چه چيز در پيراهن يوسف (ع) ميتوانست اثر شفابخش بر چشمان يعقوب(ع) گذارد و سرانجام به اين نتيجه رسيدم كه چيزي جز عرق بدن يوسف (ع) نميتواند عامل بينايي چشمان پدر باشد.» وي در ادامه اظهاركرد: «با مطالعه بر روي تركيبات عرق انسان و آزمايش آن بر روي خرگوشها به نتايج مثبتي دست يافتم. پس از آزمايش داروي خود بر روي 250 بيمار مبتلا به آب مرواريد و احراز 99 درصدي اثربخشي اين دارو، برايم مسجل شد كه اين معجزهي از سوي قرآن بود.» يادآوري ميشود، قرار است يك شركت داروسازي سوئيسي «داروي قرآن» را كه بدون عوارض جانبي است و 99 درصد موثر بوده و به تاييد موسسات تحقيقاتي اروپا و آمريكا رسيده است، به توليد انبوه برساند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 18 دی1385ساعت 8:3 قبل از ظهر توسط علی شاطری
|
|
||